ديابت بى‏مزه:


ادامه نوشته

آشنايي با آب و الكتروليت و اختلالات اسيد و باز

آشنايي با آب و الكتروليت و اختلالات اسيد و باز

o       مبحث و الكتروليت

•      مقدار و تركيب مايعات بدن

•      مايعات بدن

•      وظايف آب بدن

•      تركيب مواد مايعات در بدن

•      آنيون و كاتيون

•      انواع

•      تعادل آب و الكتروليت در بدن

•      مكانيسمهاي تثبيت كننده تعادل مايعات و الكتروليتها

·        سيستم كليوي

·        سيستم آندوكرين

o        ساير هورمونهاي موثر در تعادل الكتروليتها

·        سيستم قلب و عروق و خون

·        سيستم عصبي

·        سيستم لنفاتيك

·        ريه­ها

·        فاكتور سوم

•      تبادل آب و الكتروليتها در داخل و خارج سلول

•      Filtration

•      جا بجايي مايع بين فضاهاي داخل عروقي و نسج بينابيني

•      اندازه فشار

•      فاكتورهاي موثر بر فشار هيدرواستاتيك و انكوتيك

o        انواع اختلالات آب و الكتروليت

•      اختلالات حجم مايعات

·        كاهش ايزوتونيك

·        كاهش هيپرتونيك

·        كاهش هيپوتونيك

•      افزايش حجم مايعات

·        افزايش حجم هيپوتونيك

o        اختلال تعادل در الكتروليتهاي بدن

•      اختلال پتاسيم

·        هيپوكالمي

·        هيپركالمي

•      كلسيم

·        هيوكلسمي

·        هيپركلسمي

o        علت غير متعارف از مقادير PH 72

•      اختلالات اسيدي و بازي 73

·        اسيدوز تنفسي 74

·        آلكالوز تنفسي 80

·        اسيدوز متابوليك 85

·        آلكالوز متابوليك 90

o        درمان اسيدوز يا آلكالوز 93

·        تنظيم غلظت يون هيدروژن 95

·        سيستم هاي بافري 96

·        تغييرات مورد انتظار در اختلالات اسيد و باز 97

·        قوانين تفسير اسيد و باز 98

·        ABG 99

·        Respiratory Acidosis 101

·         102 Respiratory Alkalosis

·        Metabolic Acidosis 103

·         104 Metabolic Alkalosis

o        سوالات 105

 

 دانلود فایل -  Power Point  

دانلود فایل با فرمت PDF

 

 

عملكرد كليه - محاسبه (محاسبه عملكرد كليه)

ادامه نوشته

لنفادم

ادامه نوشته

عوارض ديابت

ادامه نوشته

پتاسیم

ادامه نوشته

هیپوکالمی - Hypokalemia

هيپوكالمي:

جزوه كليه پارسيان دانش – سال 88 – دكتر مجتبي گرجي (فوق تخصص خون و آنكولوژي) – صفحه 21

كاهش غلظت K+ به كمتر از 3.5 mmol/l

{تعريف: هيپوكالمى يعنى پتاسيم سرم كمتر از 5/3 ميلى‏مول در ليتر}

{اتيولوژى و انسيدانس:

علل هيپوكالمى عبارتند از:

  1. كاهش دريافت پتاسيم (گرسنگى طولانى، خاك خورى)
  2. شيفت پتاسيم به داخل سلول (آلكالوز متابوليك، انسولين، آگونيست بتا دو آدنرژيك، آنتاگونيست آلفا آدرنرژيك)و ...
  3. افزايش فقدان پتاسيم (اسهال، تعريق، كليوي، ديورتيك)(اتكد) }

جذب و دفع پتاسيم از كليه­ها:

1-     قسمت اعظم آّب و الكتروليت و K از توبول پروگزيمال باز جذب مي­شود  .

2-     در قسمت صعودي قوس هنله پمپ Na/K/2Cl را داريم كه يك سديم و يك پتاسيم را همراه دو كلر از داخل نفرون به سمت خون مي­كشد پس با جذب نمك، ادرار رقيق مي­شود. اين پمپ توسط لازيكس مهار مي­شود.

3-     در توبول ديستال پمپ Na/Cl وجود دارد كه يك سديم و يك كلر را از توبول جذب مي­كند. اين پمپ توسط تيازيدها مهار مي­شود.

4-     در لوله­هاي جمع كننده پمپي داريم كه تحت اثر آلدسترون Na را جذب و پتاسيم را دفع مي­كند. اين پمپ توسط تريامترن، آميلورايد و اسپرينولاكتون مهار مي­شود.  (آتا)

با بررسي 4 مورد فوق مي­توان به محل اثر و مكانيسم اثر عمده داروهاي ديورتيك نيز تا حدودي پي برد

 

برخي عوامل سبب شيفت پتاسيم به داخل سلول مي­شوند كه عبارتند از: (فبهاااااا)

1-     فلج دوره­اي هيپوكالميك (معمولاً با تيروتوكسيكوز همراه است)

2-     مسموميت با باريم و

3-     هايپوترمي

4-     آلكالوز متابوليك: براي اينكه فراموش نكنيم پتاسيم و Ph عكس هم­اند (الاكلنگ!!!). هر جا Ph زياد شود K كم مي­شود و بالعكس. به ازاء هر 1/0 كاهش Ph پتاسيم 6/0 ميلي­اكي والان زياد مي­شود.

5-     انسولين و گلوكز سبب شيفت پتاسيم به داخل سلول مي­شود.

6-     آگونيست­هاي بتا دو مثل سالبوتامول، سالمترول، اپي­نفرين (ساس) و

7-     آنتاگونيستهاي آلفا آدرنرژيك

8-     هر گونه حالت آنابوليك بدن مثل مصرف B12 يا اسيد فوليك در آنمي پرنيشيوز يا مصرف CSF، GM و 5-TPN

{ عواملى چون اسيدوز، تحريك آلفا آدنرژيك و ديژيتال باعث شيفت پتاسيم از داخل سلول به خارج آن مى‏شوند و عواملى چون آلكالوز، انسولين و تحريك بتاآدرنژيك باعث شيفت پتاسيم از خارج سلول به داخل آن مى‏شوند.}

 

در بررسي هايپوكالمي با چند بيماري ارثي روبرو هستيم:

بيماري Bartter  (معادل اثر لازيكس است)

بيماري Autosomal است و علت آن خرابي پمپ Nacl ، K2 در قوس هنله است. اين بيماران به دليل تخريب اين پمپ مقدار سديم، پتاسيم و كلر ادراري بالا داشته، فشار خون به دليل دفع نمك نرمال تا پايين است. و از دوران جنيني افزايش فعاليت سيستم رنين آنژيوتانسين آلدوسترون دارند. دچار هايپرپلازي دستگاه جوكستاگلومرولي مي­شوند. بنابراين سطح پلاسمايي رنين آنژيوتانسين و آلدسترون در آنها بالاست (RAAS بالا) و بيمار را دچار هايپوكالمي و آلكالوز متابوليك  مي­كند.

شايعترين علامت اين بيماران ضعف و خستگي به دليل هايپوكالمي است.

درمان تجويز پتاسيم است. به علت افزايش دفع كلسيم در ادرار اين بيماران مستعد تشكيل سنگ ادراري و ريكتز (در دوران كودكي)اند.

Gitelman (معادل اثر تيازيد است)

فرم خفيف­تر بيماري بارتر بوده همانند بارتر ارثي و اتوزومال مغلوب است. در بزرگسالي علامت پيدا مي­كند (بر عكس بارتر كه از همان كودكي علامت دار ميباشد) به همين دليل بارتر بالغين  Adult Typeخوانده مي­شود. علت، كم كاري پمپ Na/cl توبول ديستال مي­باشد، كه سبب افزايش دفع سديم و كلر از ادرار ميشود اكثر علائم آزمايشگاهي و باليني شبيه بارتر است ولي به ميزان خفيفر (تيازيد از لازيكس ضعيفر است!) در ژيتلمن دفع Ca، Mg ادرار كم (شبيه تيازيد ) ولي در بارتر بالاست. به همين دليل اين بيماران مستعد سنگ ادراري نيستند.

درمان: پتاسيم مي­دهيم.

Liddle (مثل اثر آلدوسترون):

بيماري نادري است كه علت آن افزايش فعاليت پمپ آلدوسترون است (Na/Ka Tase) و اين پمپ بدون حضور آلدسترون فعال است و به كار خود ادامه ميدهد. بنابراين بيمار علايمي شبيه هايپرآلدسترونيسم دارد . يعني جذب Na بالا و دفع K زياد است (سودوهايپرآلدوسترونيسم) (علائم) بيمار دچار فشار خون، هايپوكالمي و آلكالوز متابوليك است ولي فعاليت رنين آنژيوتانسين آلدسترون پايين است.

درمان: آميلورايد و تريامترن مي­باشد ولي اسپيرنولاكتون (آلداكتون) تاثير ندارد.

نكته افتراق ليدل از بارتر ç فشار خون

افتراق ليدل از هيپرآلدوسترونيسم ç مقدار رنين.

 

­­Gordon: (عكس ژيتلمن)

بيماري نادر كه علت آن افزايش باز جذب كلر يا شانت كلر است. سبب مي­شود ميزان باز جدب Nacl و آب زياد شده و به دنبال آن فعاليت سيستم رنين آنژيوتانسين كم مي­شود در نتيجه هايپركالمي واسيدوز متابوليك رخ ميدهد. گوردون به 3 دليل بيمار را به گور ميبرد هايپرتانسيون، هايپركالمي و اسيدوز

درمان: تيازيد ميدهيم (از نوزادي)

 

استفراغ:

طبق تعريف {انواع} استفراغ كمتر از 72 ساعت حاد و بيش از 72 ساعت مزمن است. يكي از دلايل مهم آلكالوز متابوليك هايپوكالميك استفراغ است.

استفراغ حاد:

منظور از استفراغ حاد استفراغي است كه كمتر از 3 روز طول كشيده است. در استفراغ حاد بدن به طور دائم HCl از دست مي­دهد. پس فرد دچار آلكالوز متابوليك و كاهش فشار خون مي­شود. به دليل از دست دادن Cl-، Cl- خون و ادرار كاهش مي­يابد و به دليل فشار خون پايين فعاليت سيستم رنين آنژيوتانسين آلدسترون بالاست. كليه جهت جبران الكالوز متابوليك ميزان دفع بي كربنات ادرار را بالا مي­برد. پس U ،UPH Hco3 بالاست.براي خنثي نمودن بي كربنات ادرار، دفع سديم و پتاسيم از طريق ادرار بالا مي­رود.

بنابراين در استفراغ حاد UNa  و Uk بالا ولي Ucl كم است (زير 20 ميلي اكي والان در ليتر) و تنها افتراق آزمايشگاهي بارتر و ژيتلمن از استفراغ Ucl است (در بارتر Ucl بالاي 30 meq در ليتر مي­باشد).

مثال:

در بيماري Ph=7.55, k=2.6 و UNa>30 . UCl وي 10 است علت تغييرات الكتروليتي در وي چيست؟ استفراغ

اگر بيمار فوق UCl>40 داشته باشد تشخيص آن بارتر يا جيتلمن است. (اين دو را مي­توان با ميزان Ca ادرار از هم افتراق داد.

استفراغ مزمن:

منظور از استفراغ مزمن استفراغي است كه بيش از سه روز طول كشيده است، مانند(3 تا) هايپرامزيس گراويداروم، انسداد خروجي معده، تومورهاي مغزي. چون بيش از 3 روز K از دست رفته، كليه­ها ديگر پتاسيم دفع نمي­كنند بنابراين دفع بي­كربنات هم قطع مي­شود (عليرغم آلكالوز خون) پس در استفراغ بعد از 72 ساعت. خون قليايي است ولي ادرار اسيدوتيك شده است. به اين حالت Paradoxical Aciduria مي­گوئيم. افتراق بين استفراغ حاد و مزمن، UNa و Uk است كه در حاد بالا و در مزمن كم است.

مثال:

علت تغييرات الكتروليتي در بيماري با آلكالوز متابوليك و هايپوكالمي و Cl و Na و K پائين ادرار چيست؟ استفراغ مزمن

اگر همين بيمار Na و K ادرار بالا داشته باشد، علت استفراغ حاد است

و اگر همين بيمار Cl وK وNa ادرار بالا داشته  باشد تشخيص بارتر يا جيتلمن است.

شكل بسيار مهم (شكلي خلاصه كننده همه مطالب فوق)

تفاوت استفراقهاي حاد و مزمن:

استفراغ حاد­: Ucl پايين، PH افزايش، UK افزايش، UNa افزايش ، Hco3- ادرار افزايش، و UpH‌افزايش

استفراغ مزمن­: UCl كاهش، PH افزايش، UK كاهش، UNa كاهش، UHCO3- كاهش، UpH كاهش

نكته: علت اصلي هايپوكالمي افزايش دفع پتاسيم از كليه­هاست.

عللي كه با دفع پتاسيم سبب هيپوكالمي مي­شوند:

پتاسيم يا به علل رنال يا به علل اكسترارنال دفع مي­شود. افتراق اين دو با UK(ميزان پتاسيم ادرار 24 ساعته) صورت مي­گيرد. در اكسترارنال ميزان Uk كمتر از 15 ميلي اكي والان است ولي در دفع رنال پتاسيم ادرار بالاي 15 مي­باشد.

مثال:   بيماري با پتاسيم 2.5 meq و پتاسيم ادرار 20 meq مراجعه كرده كداميك به عنوان عامل بيماري مطرح نمي­باشد؟

1-     بارتر

2-     ژيتلمن

3-     ليدل

4-     اسهال

جواب اسهال است چون پتاسيم ادرار بالاي 15 meq مي­باشد.

شايعترين علت هيپر و هيپوكالمي علل كليوي هستند

اپروچ به هيپوكالمي:

علت دفع پتاسيم از طريق كليه،‌2 مورد است:

‌يا جريان ادرار زياد است مانند مصرف مانيتول،‌مصرف ديورتيك،‌ديابت. (يا علي مدد!)

يا ترشح پتاسيم به درون ادرار افزايش يافته است. اين ترشح توسط آلدسترون صورت مي­گيرد (هيپرآلدوسترونيسم)

رنين آنژيوتانسينوژن را به آنژوتانسين I‌ تبديل مي كند، آنژيوتانسين I‌ به آنژيوتانسين II‌ و سپس به آلدسترون تبديل شده و بر روي گيرنده اثر مي گذارد

اگر BP‌ بالا باشد علامت هيپرآلدسترونيسم است،‌3 حالت مطرح مي­باشد:

الف: اگر رنين و آلدسترون بالا باشد: هيپرآلدوسترونيسم هايپررنينميك، عواملي كه توليد رنين را بالا مي­برند مطرح­اند مثل

·        تومورهاي ترشح كننده رنين،‌

·        فشار خون بدخيم،‌

·        تنگي شريان كليوي،‌

·        مصرف استروژن (OCP)

ب:اگر رنين پايين و آلدسترون بالا باشد: (ره كلست! يعني پايين است در يه جايي!)

·        هايپرپلازي آدرنال

·        كاربنوكسولون،‌

·        مصرف Licoris،‌

·        سندرم كان و

·        تنباكوي جويدني مطرح اند.

نكته: در هايپرآلدوسترونيسم اوليه آلدوسترون بالا و رنين پائين است.

توجه: سندرم فزوني مينرالوكورتيكوئيد: بتا 11 هيدروكسي دهيدروژناز آلدوسترون و كورتيزول را غير فعال مي­كند. كمبود اين آنزيم موجب افزايش مينرالوكورتيكوئيدها و تحريك گيرنده Ald مي­شود، شيرين بيان،‌كاربنوكسولون و تنباكوي جويدني (كشت!) اين آنزيم را مهار مي­كنند. در كوشينگ اين آنزيم مشغول كورتيزول شده آلدوسترون فرصت پيدا مي­كند در مجاورت گيرنده خود باشد و علائم هايپرآلدوسترونيسم بروز مي­كنند (افزايش فشار خون،‌ هايپوكالمي، ‌آلكالوز)

ج: اگر رنين و آلدوسترون پايين باشد، ‌نشان دهنده افزايش فعاليت گيرنده آلدوسترون يا سندرم ليدل است.

نكته: زماني كه فشار خون پايين است (سندرم بارتر، جيتلمن،‌استفراغ، مصرف ديورتيك) به طور جبراني فعاليت سيستم RAAS (سيستم رنين آنژيوتانسين-آلدسترون) افزايش مي­يابد. به اين حالت هايپرآلدوسترونيسم ثانويه مي­گويند.(سيروز، CHF) بنابراين هايپرآلدوسترونيسم اوليه و ثانويه را مي-توان با توجه به BP‌از هم افتراق داد.

هيپوكالمي + آلكالوز متابوليك

-          حالت اول: فشار خون بالاست در اين صورت

o       R‌ پايين و Ald ‌پايين --- ليدل

o       R‌ پايين و Ald بالا --- آدنوم و سندرم كان (Conn) هايپرپلازي و يا سرطان آدرنال

o       R ‌بالا و Ald‌ بالا --- تومورهاي ترشح كننده رنين، تنگي شريان رنال (شايعترين علت) و مصرف OCP‌ مطرح است

-          حالت دوم: فشار خون طبيعي يا پايين است در اين صورت

o       بارتر

o       ژيتلمن

o       استفراغ

o       مصرف ديورتيك

o       افت منيزيم

مطرح است

ساير علل هايپركالمي ناشي از افزايش دفع ادراري پتاسيم (غير از علل ذكر شده در الگوريتم فوق):

-          RTA‌ تيپ 1 و 2 (Renal tubular acidosis)

-          استفاده از بعضي داروها مانند پني­سيلين،‌ آمفوتريسين B (آمفوتريسين B‌ مستقيماً دفع پتاسيم را افزايش مي­دهد)

علائم هيپوكالمي:

1-      ديابت بيمزه و در نتيجه پلي ديپسي (از جمله علل DI، هيپوكالمي و هيپركلسمي است)

2-      ضعف عضلاني و خستگي و بيحالي

3-      {هيپورفلكسي}

4-      ايلئوس پارالتيك

5-      {لتارژي}

6-      {پارستزي}

7-      {پلي اوري}

8-      {بي اشتهايي}

9-      علائم قلبي:

a.      تغيرات اوليه هيپوكالمي در ECG‌ شامل موارد زير است:

                                                              i.      مسطح شدن T (صاف شدن موج T)

                                                            ii.      آشكار شدن موج U

                                                          iii.      پايين افتادن قطعه  ST

                                                           iv.      طولاني شدن فاصله QT

                                                             v.      {بلوك AV و سپس ايست قلبي}

10-  فلج اندامها { فلج شل )Flaccid Paralysis} – رابدوميوليز

توجه: الكتروليت­هاي (KMC) پتاسيم،‌منيزيوم و كلسيم بر QT‌موثراند و كمبود آنهاQT را طولاني مي­كند.

در مرحله بعد با افزايش هيپوكالمي PR Interval طولاني شده،‌P‌ صاف و QRS‌ پهن مي­گردد.

خطر بروز آريتمي قلبي در بيماران دچار IHD بيشتر مي­باشد.

KMC و QT را روي كفه ترازو يا الاكلنك بگذاريد،‌ حركت آنها نسبت به هم چگونه است در اينحالت نيز اينگونه اند!!!

نكته اضافي:هيپركالمي +‌اسيدوز متابوليك در چه مواردي داريم؟

در RTA iv – سيكلوسپورين و سندروم گوردن

همانطور كه گفته شد دو علت باعث افزايش دفع رنال پتاسيم مي­شود:

1-      افزايش ترشح پتاسيم

2-      افزايش جريان ادرار

افتراق اين دو حالت توسط TTKG (Trans Tubular K Gradient)  صورت مي­گيرد. TTKG نسبت پتاسيم داخل توبول (ادرار) به پتاسيم خارج توبول (خون) مي­باشد (UK/PK) اگر K‌ادرار بيش از K‌خون باشد نشان ميدهد كه پتاسيم ترشح شده پس TTKG‌ بالا يعني آلدسترون زياد است كه سبب ترشح ‌K مي­شود. ولي اگر نسبت عكس شود يعني جريان ادرار زياد بوده است:

TTKG=SOS*UK/Uos*PK (سس انگليسي)

TTKG‌ كمتر از 2 به معني افزايش توليد و جريان ادررا است ولي TTKG‌بالاي 4 يعني افزايش ترشح K‌ به داخل ادرار

اقدام بعدي ABG‌است اگر در ABG‌ الكالوز متابوليك باشد، بلافاصله به فشار خون نگاه مي-كنيم. اگر فشار خون نرمال تا پايين باشد يا بارتر است يا ژيتلمن يا استفراغ. افتراق اين 3 بيماري با Uca و Ucl صورت مي­گيرد.

اگر K<3.5,UK>15 باشد. سپس

TTKG كه دو نتيجه دارد:

1-      كمتر از 2 --- جريان ادرار بالا مانند ديابت و يا مصرف مانيتول

2-      بيشتر از 4 --- هايپرآلدوسترونيسم --- سپس

a.      اندازه گيري فشار خون كه دو نتيجه دارد:

                                                              i.      بالا

                                                            ii.      Nl‌تا پايين

{تشخيص‏هاى افتراقى:

  محدوديت شديد پتاسيم رژيم غذايى‏

  الكالوز، بويژه به علت از دست دادن آب و الكتروليت از طريق GIT

  هيپرآلدسترونيسم اوليه‏

  مصرف ديورتيك‏

  اسهال‏

  كمبود منيزيم‏

  سندرم بارتر

  اسيدوز توبولار كليوى تايپ I و II

  فلج پريوديك هيپوكالميك‏}

{تشخيص:

 1- پتاسيم پلاسما: پتاسيم كمتر از 5/3 ميلى‏مول در ليتر است‏

 2- ABG و ECG: تغييرات ECG به نفع هيپوكالمى بوده و ABG بيمار گاه آلكالوز را نشان مى‏دهد.}

 

درمان:

{درمان علت زمينه‏اى: بايد علت زمينه‏اى هيپوكالمى تشخيص داده شده و درمان شود. هيپوكالمى احتمال مسموميت با ديژيتال را افزايش مى‏دهد. }

بهترين راه تجويز پتاسيم خوراكي كلريد پتاسيم تركيب انتخابي است. اگر تغيرات ECG‌ ايجاد شده و در موارد شديد بايد پتاسيم تزريقي داد يك سي سي ويال پتاسيم دو ميلي اكي والان پتاسيم دارد. در تزريق از طريق وريد محيطي در هر ليتر بيش از 40 ميلي اكي والان (20 سي سي) نبايد ريخت و از طريق وريد مركزي بيشتر از 60 meq و در ساعت بيش از 20 meq تزريق نمي­كنيم.

بهترين سرم N/S است. چون سرم دكستروز حاوي قند است كه خود قند K‌ را به داخل سلول شيفت مي­كند و به طور موقت هيپوكالمي را تشديد مي­كند.

{بهترين راه درمان كمبود خفيف تا متوسط پتاسيم تجويز خوراكى آن است:

  mEq/Sachet(Potassium Chloride )Apo-K, SR Tab 0/5 mg, Powder 02

 براى درمان خوراكى هيپوكالمى مى‏توان معادل 100-40 ميلى‏اكى‏والان پتاسيم روزانه و منقسم به 4-2 دوز را تجويز كرد. هر قرص حاوى 7/6 ميلى‏اكى‏والان مى‏باشد. در صورت استفاده از پودر بايد آن را در نصف ليوان آب يا آب ميوه حل كرده مصرف نمود.

 تجويز پتاسيم وريدى در موارد ذيل انديكاسيون دارد:

هيپوكالمى شديد

و نيز كسانى كه نمى‏توانند پتاسيم خوراكى دريافت نمايند.

  mEq/05 ml(Potassium Chloride )Apo-K, Inj 02mEq/01 ml, 001

 اگر سطح پتاسيم پلاسما از 5/2 ميلى‏اكى‏والان در ليتر بيشتر باشد و تغييرات ECG حاكى از هيپوكالمى وجود نداشته باشد مى‏توان پتاسيم را با سرعت 01 mEq/L/h و با غلظت حداكثر 04 mEq/l تجويز نمود. در موارد شديدتر مى‏توان پتاسيم را تا 04 mEq/L/h تجويز كرد. مونيتورينگ مداوم ECG و اندازه‏گيرى پتاسيم پلاسما هر 6-3 ساعت بايد صورت گيرد.}

نكته: در صورتي كه هيپوكالمي با اسهال مزمن يا RTA‌همراه باشد نيترات پتاسيم و بي كربنات پتاسيم كه سبب قليايي شدن محيط ميشوند به كلريد پتاسيم ترجيح داده مي­شوند.

{رفرنس: 1- Order بيمارى‏هاى داخلى - صفحه 271}

پتاسيم (2)

 

علم سرچشمه همه نیکی ها و نادانی راس همه بدی هاست

ادامه نوشته

هماچوري Hematuria:

ادامه نوشته

پروتئينوري - Proteinuria:

ادامه نوشته

ARF - ATN - Case Study

ادامه نوشته

بیماریهای کلیه و حاملگی


ادامه نوشته