ARF - ATN - Case Study
بيمار آقاي 22 ساله اي است كه از حدود 12-10 روز قبل با سابقه تب ولرز مكرر و مهاجرت از افغانستان در زاهدان به پزشك مراجعه نموده و در بررسي بعمل آمده با توجه به PBS مالارياي فالسيپاروم Dx داده شده است و تحت درمان با كلروكين قرار گرفته است سه شب قبل مريض با حال عمومي بد و لتارژيك و رنگ پريدگي و تب مختصر به درمانگاه اورژانس مراجعه نمود. در بررسي بعمل آمده مجدداً مالارياي فالسپاروم براي وي مطرح گرديد در CBCبعمل آمده مريض شديداً آنميك بود با توجه به حالات فوق مريض بستري گرديد در آزمايشات بعمل آمده در بخش Bun و Cr بالا گرديد با توجه به اين شرح حال مختصر:
توجيحه كردن آنمي مريض با توجه به اينكه مريض CASE مالارياي فالسيپاروم ميباشد آسان است.
مالاريا يك بيماري انگلي است كه از فرد مالاريايي توسط پشه آنوفل ماده به فرد سالم انتقال مييابد. حال به بررسي سيكل انتقال بيماري ميپردازيم.
فرد بيمار(گامتوسيت) ç گزش توسط پشه(خون حاوي گامتوسيت) ç (مرحله جنسي نمو = Sporogony) ç نيش پشه ماده (اسپوروزئيت) çMan (اسپوروزوئيت) ç سلولهاي پارانشيم كبد (اسپروروزوئيت) ç رشد غير جنسي – 4-2 هفته ç مروزوئيت ç BC
تا اينجا مرحله Exoerythrocytic phase
از اينجا به بعد مرحله Exoerythrocytic phase (سالها تا ماهها)
مروزوئيت وارد RBC ميگردد. در RBC تكثير غير جنسي (شيزوگوني) ç RBC پر از مروزوئيت + تعدادي گامتوسيت ç پارگي RBC ç ورود مروزوئيد به RBC ديگر ç تكرار چرخه
بجز مالارياي فالسيپاروم معمولاً كمتر كمتر از 1% RBCها گرفتار ميگردند لذا در MF آنمي شديدتر است.
گرفتاري كليوي مريض از چه نوع است؟
با توجه به BUN و Cr براي مريض ARF مطرح است.
كليه بايد بتواند NWP ناشي از متابوليسم مواد غذايي را از طريق ادرار دفع بكند حال اگر اين مواد از كليه خارج نشوند كليه وظيفه خودش را انجام نميدهد پس نارسائي دارد و اگر اين حالت بصورت ناگهاني ايجاد شود نارسايي كليه گويند. نارسايي حاد كليه عبارتست از اينكه بيمار نتواند ادرار بكند.
يك فرد طبيعي در طي 24 ساعت بايد حداقل 450 سي سي ادرار داشته باشد چرا؟
بطور متوسط در افراد مختلف حدود 600 ميلي اسمول Waste product در 24 h بطور متوسط در بدن ايجاد ميشود اين 600 ميلي اسمول يعني 600 پارتيكل حداكثر غلظت ادرار كه كليه ميتواند ايجاد كند حدود 1200 ميلي اسمولي ميباشد پس چون روزانه حدود 600 ميلي اسمول توليد ميكنيم بايد اين مواد را حداقل در 500 سي سي ادرار در 24 ساعت دفع كنيم لذا اگر فردي كمتر از 500 سي سي ادرار بكند اين مواد در بدن او تجمع پيدا ميكند كه نمود عيني آنرا ميتوانيم با اندازه گيري اوره،كراتينين و BUN سرم ببينيم.
در نارسائي حاد كليه بطور متوسط روزي يك ميليگرم كراتينين، در سرم سير افزاينده پيدا ميكند. Upper Limitغلظت كراتينين در سرم فردي با GFR نرمال در مرد = 1.2 mg/dl و در زن 1 ميلي گرد در دسي ليتر است.
البته نوعي نارسايي حاد كليه داريم كه بيمار بيش از 500 سي سي ادرار دارد كه علتش عدم تغليظ ادرار است كه Nonoliguric ARF ناميده ميشود. يعني با وجوديكه حجم ادرار طبيعي است ولي باز هم مقداري Waste product در بدن باقي ميماند.
اعماليكه براي پاكسازي موارد در كليه صورت ميگيرند عبارتند از:
1- فيلتراسيون
2- بازجذب
3- ترشح
اگر در هر يك از مراحل بالا اختلال ايجاد شد ARF داريم.
ARF:
1- Prerenal
2- Renal
3- Postrenal
اگر به هر علتي فشار خوني كه به گلومرولها ميرسد كم شود GFR دچار اختلال ميشود و يا اگر به هر علتي در ناحيه بعد از فيلتراسيون يعني در توبولها و يا مجاري ادراري انسداد وجود داشته باشد فشار هيدرواستاتيك داخل كپسولي زياد شده كه مانع عمده ايست كه جلوي فيلتراسيون را ميگيرد.
قسمت عمده اوره نيتروژن و نيتروژن وزن ملكولي بالائي بخود اختصاص ميدهد گاهي خود ملكول اوره را اندازه گيري ميكنيم و گاهي هم فقط خود نيتروژن را كه در اين صورت BUN ناميده ميشود.
وقتي ميگوئيم ازوتمي ايجاد شده يعني اينكه مواد نيتروژن دار ناشي از متابوليسم پروتئينها در بدن احتباس يافته است مثل اوره و اسيد اوريك و ...
تعريف ARF طبق اين تعريفات: حالات باليني ناشي از ازوتمي پايدار و سريعاً پيش رونده با يا بدون اليگوري
در موارد زير مقادير نيتروژن يا Endproduct ناشي از متابوليسم در بدن احتباسي مييابد:
1- ضايعات پره رنال: ضايعات قبل از كليه قسمت عمدهاش در سه دسته قرار ميگيرد.
a. Intravascular volume deletion:
i. وازوديلاتاسيون عروق محيطي
1. Sepsis
2. برخي داروها (برخي داروهاي ضد فشار خون بالا و نيتراتها)
ii. كاهش BC (MI، تامپوناد ميوكارد، آمبولي ريه، CHF و...)
iii. Hypoalbuminemic state
b. Decreased effective atrial blood volume
c. Primary renal hemodynamic alteration (يعني در حد رگهاي كليه ما مشكل خونرساني داشته باشيم
علل كمبود حجم داخل شرياني:
1- اسهال
2- خونريزي شديد (GIB و ...)
3- نارسائي شديد قلبي
4- عرق كردن زياد
5- Third Space sequestration of (پريتونيت، سوختگي، پانكراتيت و ...)
مكانيسم اصلي= پرفيوزيون كليوي ناكافي ç عدم توانايي كليه در فيلتراسيون كافي ç تجمع Waste product در بدن
مثال يك: افزايش شديد آنژيوتنسين II <= اسپاسم شديد شريانچههاي كليه (آوران و وابران) <= عدم خونرساني كافي به گلومروهاي <= كاهش GFR
مثال دو: عدم سنتز كافي PGهاي E و D و پروستاسيكلين <= عدم ديلاتاسيون كافي عروقي <= عدم خونرساني كافي به گلومرولهاي و ...
مثال سه : هيپركالمي <= بهتر عمل كردن اكتين و ميوزين <= انقباض غضلات جدار عروق <= كاهش RBF
2- ضايعات رنال: در داخل كليه 4 چيز بيشتر نداريم:
1- گلومرول: (انواع گلومرونفريت)
2- رگهاي خونرسان به گلومرولها (واسكوليتها:PAN و واگنر و ...)
3- توبولها (ATN)
4- بافت بينابيني
a. اينفيلتراسيون سلولهاي بدخيم
b. داروها (اغلب آنها: PNC، ريفامپين، سولفناميد،سايمتيدين و ..)
c. عفونتها
d. ....
<= هر اين از اين اعضاي چهارگانه اگر دچار اختلال شوند ميتوانند ARF ايجاد نمايند.
3 – ضايعات Postrenal: (Obstruction) هر جايي،از داخل توبول گرفته تا مثانه و اورتر اگر دچار انسداد شود (سنگ،لخته خون،نكروز پاپي،تومور،ليگاتور جراح و ...) كليه به علت افزايش فشار داخل توبولها (فشار هيدرواستاتيك كپسول بومن) قادر خواهد بود مواد سمي را دفع كند.
و يا در موارديكه مثانه يا لگنچه پاره شده است و ادرار وارد فضاي رتروپريتونئال و گاهي پريتونئال شده است كه در اين صورت كليهها سالم هستند و مواد را دفع ميكنند. و اين مواد بجاي اينكه خارج شوند داخل پريتوئن ريخته و دوباره جذب شوند.
ATN:
مهترين علت = ARF
نكروز توبولها ميتواند ناشي از كمبود خونرساني <= آنفاركتوس كليه (اولين جاي كه دچار نكروز ميشود توبولها ميباشند. غير از كمخوني بسياري از داروها و توكسينها نيز ميتوانند نكروز توبول ايجاد كنند مثل آمينوگليكوزيدها و Radigraphic contrast
داروهاي خيلي Potent كه براي عفونتها بكار ميروند (آمفوتريسين،تتراسيكلين و ...) كه اينها نفروتوكسي بوده و غلظت آنها فوق العاده بالاست.
برخي پيگمانها مثل ميوگلوبين و هموگلوبين هستند كه اين كار را انجام ميدهند. مثلاً كسي كه زير آوار مانده (مثلاً در زلزله) اگر چند ساعت بعد بميرد بعلت ATN است (ARF)
فشار باعث نكروز عضلات مي گردد كه ميوگلوبين آزاد ميشود. رسوب ميوگلوبين در كليه موجب نكروز توبولها و ايجاد ARF ميشود.
روشهاي تشخيص:
1- بالا رفتن Cr روزانه به ميزان 1 ldgd 'vl nv nsd gdjv
سه پايه تشخيص
Subjective: مثلاً مريض ميگويد درد دارم،اسهال دارم و ...
Objective: مثلا فشار خون بيمار در حالت نشسته كم ميتگردد.
پاراكلينيك: راديولوژي ،سونوگرافي و ...
ادرار نماينده كامل كار كليه است. در ضايعات پره رنال مهمترين مسئله = بالا بودن وزن مخصوص ادرار ،سديم ادرار كاهش مييابد و پروتئين و لكوسيت و Cast در ادرار نداريم (حداكثر Cast هيالين)، اگر FEna را اندازه بگيريم _يعني از صد درصد سديمي كه به گلومرول ميرسد چند درصد آن بيرون ريخته)
FEna بطور معمول = 1% اگر به كليه خون كم برسد كليه هم سديم را بازجذب ميكند. كه در اين صورت FEna كمتر از 1% ميگردد (امروزه از RFI=Renal Failure Index) استفاده ميشود
RFI=uNa*Pcr/Ucr
اگر RFI كمتر از يك باشد اختلال پره رنال و اگر بيشتر از يك باشد اختلال رنال مطرح است
اما در ATN نمك زيادي از كليه دفع ميگردد<=ايسكمي كليه <=ATN<=تابلوي بيماري عوض مي-گردد (سديم ادرار از 20 ميلي اكي والان در ليتر به مثلا 50 ميرسد).
اسمولاريته ادرار در پره رنال بيشتر از 500 ولي در ATN كمتر از 350 است. (چون توبولها نكرو زشدهاند و نميتوانند ادرار را تغليظ كنند). در پره رنال فقط كست هيالين ميتوانيم داشته باشيم اما در ATN مقادير فراواني گرانول،كست و يا Renal tubal epithelial cast داريم(توبولها وقتي نكروز ميشوند ميافتند).
<= با دقت به اسمولاريته ادرار ،مقدار سديم و وجود كستها ميتوان ضايعات پره رنال رااز ATN تشخيص دارد.
در پره رنال و Postrenal پروتئين اوري و RBC در ادرار نداريم چون مشكلي Basement Membrane نداريم. گاهي BM آنقدر آسيب ديده كه نه تنها اجازه عبور به آلبومين ميدهد بلكه RBCهم ميتواند عبور نمايد و گر گلومرول خراب شود. پروتئين اوري داريم و در ضايعات توبولو اينترستيشل پروتئين اوري كمتر ديده ميشود. در اينجا بيشتر لكوسيت دفع ميشود در حاليكه در ضايعات گلومرولي بيشتر RBC دفع ميشود.
ميزان شيوع علل ARF:
عمدتا بدليل ATN (60%)
انسداد (6%)
ضايعات گلومرولها 12%
بيماريهاي زمينهاي قبلي 17%
شايعترين عاملي كه باعث ATN ميگردد عدم خونرساني به كليه (پره رنال 40%)
ساير علل:
2- نفروتوكسين ها (20%)
3- خونريزي،بسته شدن جدار عروق و اسپاسم عروق = 10-15%
4- Renal Vascular dis = 5%
5- Unknownmultifactorial = 10%
كار توبولها:
هدايت مواد فيلتره شده از گلومرولها به راس هرمهاي مالپيگي
Reabsorption آب و الكتروليتها
Secretion: (Cr,H,K)
Post operation ATN: ATN مدت كوتاهي پس از عمل جراحي عليرغم بهبود وضعيت دادن مايع و عدم استفاده از مواد نفروتوكسين رخ ميدهد چرا؟ دقيقاً معين نيست اما
1- تجويز داروي بيهوشي: Relaxation عضلات صاف عروق <= هيپوتانسيون <= RBF كاهش <= ATN
2- چاقوي جراحي <= فعال شدن سمپاتيك <= وازوكونستريكشن <= RBF كاهش <=ATN
3- فشار زياد يا فشار ممتد بر روي عضله <= نكروز قسمت تحت فشار عضله <= ميوگلوبين به كليه ميرسد (نفروتوكسين داخلي است) <=ATN (البته بيماريهاي ويروسي و CVD نيز ميتوانند باعث ميوگلوبينوري گردند)
چون ضايعه پره رنال ميتواند به رنال تبديل گردد تشخيص پزشكي بسيار اهميت پيدا ميكند چون در مرحله پره رنال ميتوان با تجويز سرم كاهش حجم خون را جبراي نمود ولي اگر ضايعه به مرحله رنال كشيده شده باشد (ATN) ما تنها ميتوانيم آنقدر به بيمار سرم تزريق كنيم كه فشار خون و حجم خون را به حد نرمال برسانيم و گر بيشتر بدهيم چون كليهها ظرفيت كاري خود را از دست دادهاند و نمي-توانند بار اضافي را تحمل نمايند در نتيجه مايعات در فضاي بينابيني تجمع يافته و ادم ايجاد ميگردد. تشخيص باليني ايندو از هم كار بسيار مشكلي استلذا از اندكسهايي نظير ميزان سديم ادرار و اسمولاليته ادرار و FEna و RFI و .. استفاده ميتگردد.
سوال: غلظت اوره ادرار به غلظت اوره خون در حالت رنال و پره رنال چگونه است؟
اگر ضايعه پره رنال باشد بعلت بازجذب زياد مايع در توبولها غلظت اوره ادرار به شدت بالا ميرود ولي در ضايعات رنال به دليل عدم باز جذب آبو غلظت اوره ادراري پائين خواهد آمد. اين مطلب در مرد كراتينين نيز صادق است.
نسبته Bun/Cr در حالت طبيعي كه كليهها بطور سالم كار ميكنند برابر 10 است.
حداقل ميزان BUNكه از گلومرولها به درون توبولها فيلتره مي-شود تنها 50% آن اجاره دفع شدن دارد و 50% بقهي مجدداً باز جذب ميشود ولي Cr كه تنها در توبولهاي كليوي جذب نمي-شود بلكه بري آن سيستم ترشحي نيز وجود دارد.
در ضايعه ره رنال ميزان فيلتراسيون و GFRپايين و ميزان بازجذب آب و الكتروليتها از كليه زياد شود _براي جبران كاهش حجم) علاوه بر بازجذب آب و الكتروليت ها اوره نيز بيشتر جذب ميگردد پس از طرفي فيلتراسيون كليه كاهش مييابد<= ميزان BUN كم ميشود از طرفي ميزان بازجذب اب الكتروليتها افزايش مييابد <= ميزان بازجذب اوره نيز زياد ميگردد.<=احتباس BUN در بدن
Cr نيز در خون افزايش مييابد اما چون كراتينين در توبولهاي كليه بازجذب ندارد حتي مقداري نيز ترشح دارد لذا افزايش ميزان كراتينين خون كمتر از افزايش BUN خواهد بود. در حالت نرمال Bun/cr خون برابر 10 ميباشد ولي در صورت اخير به حدود 15-20 ميرسد. اگر بيماري با نارسائي حاد كليه به پزشك مراجعه كند Bun/cr حدود 15-20و يا بيشتر خواهد بود اما اگر اين عارضه بسوي ATN برود به علت آنكه ميزان بازجذب BUNدچار وقفه ميشود اين نسبت نيز دچار كاهش خواهد شد و به حدود 10 خواهد رسيد.
در بخشهاي General Medcine و كلينيكها حدود 3-5% افراديكه بستري ميشوند مبتلا به ARF ميباشند ولي در ICUاين نسبت به 10-15% ميرسد علت؟ زيرا در ICUحال بيمار وخيمتر است،فشار خون پائين ،و تنفس دچار اشكال است <= RBFكم است
جراحيهاي قلب باز نيز از علل ATNميباشد، (بعلت كاهش اكسيژن رساني بافت كليه).
درمان با آمينوگليكوزيدها 10-30% موارد در طي دوره درمان با ATN مواجه ميشود همچنين جنتامايسين
عوامل تشخيصي در Aurvival بيماران مبتلا به ACR:
1- اگر بيمار نياز به دياليز پيدا نمايد
2- در موارد جراحي
3- در سپسيس بيماري شديدي را بوجود ميآورد
سه عامل كه Survival را تعيين ميكند
1- شدت خود ضايعات بوجود آمده
2- در چه مقطعي از Clonical Setting هستيم
3- كمپليكاسيونها
شايعترين علت مرگ در ARF ناشي از ATN عفونتهاست (70%) عوارض قلبي مثل تامپوناد،آ»فاركتوس، GIB، آمبولي ريوي،ضايعات CNS (تشنج و خونريزي و ...)
Management اين بيماران به اين صورت است كه با كمك دياليز آنها را زنده نگهداريم و مراقب اختلالات سديم ،پتاسيم و آب و الكتروليت و اسيد و باز باشمي.
اگر بيمار فوت نكند در يك فاز 2-3 هفتهاي و حداثر تا 6 هفته برگشت ميكند. لذا ATN يك بيماري برگشت پذير است. البته بايد عامل اوليه يعني عاملي كه باعث ايجاد آن شده است حذف گردد. اين فاز 3 تا 6 هفتهاي به 3 فاز تقسيم ميگردد.
1- مرحله ايجاد
2- مرحله Manifest شدن
3- مرحله بهبودي يا ريكاوري كه در سي ان اوره و Cr به حد نرمال ميرسد
رفرنس:يادداشتهاي كلاسي
******** دکتر محسن امیرآبادی *******