آناتومي پوست:

پوست با پوشاندن تمام سطح بدن نظير سدي در مقابل محيط و بعنوان عمده‏ترين محل ارتباطي با محيط عمل مي‏كند. با انقباض و انبساط عروق پوستي و تعريق دماي بدن تنظيم مي‏شود. پوست از دو لايه جنيني مختلف با ويژگيهاي متفاوت تشكيل شده است. لايه نازكتر خارجي اپيدرم و لايه كلفت‏تر داخلي بافت همبند تشكيل‏دهنده درم مي‏باشد. اين دو لايه در وسط توسط زوائد پروتوپلاسميك ظريف و رشته‏هاي الاستيك بهم متصلند.

اپيدرم: 

شامل اپيتليوم سنگفرشي متفلسي است كه تمام سطح بدن رامي‏پوشاند. اپيدرم از يك طبقه زنده مالپيگي در روي درم و يك طبقه دسكوامه مرده فوقاني تشكيل شده است. طبقه مالپيگي از لايه بازال ژرميناتيو پديد مي‏آيد.

 شامل:

 1- طبقه شاخي: سطحي‏ترين لايه، Turn Over اين لايه 14 روز است.

 2- طبقه دانه‏دار: كمي بالاتر از لايه خاردار سيتوپلاسم سلولها حاوي گرانول مي‏شود و لايه گرانولوزوم را ايجاد مي‏كند. باند سلولي روشني بنام لايه شفاف گرانولوزوم را از لايه شاخي جدا مي‏كند.

 3- طبقه سنگفرشي يا خاردار:شامل 10-5 رديف سلول چند ضعلي تقريباً مسطح (بيماري SCC) است. سلولهاي لانگرهانس كه نوعي ماكروفاژ هستند و دفاع در برابر عوامل ميكروبي و مواد توكسيك خارجي را به عهده دارند (سد دفاعي مهم) در اين لايه قرار دارند. لايه خاردار روي لايه بازال قرار دارد و داراي سلولهاي بزرگتري است و اين سلولها توسط تونوفيبريلهاي خيلي نازك بهم متصلند.

 4- طبقه پايه بازال: سلولهاي كراتينوسيت و ملانوسيت (سنتز ملانين) و Merkel )مسئول حس لامسه) در اين لايه قرار دارند.

 توضيحات:

ü   البته فقط در پوست ضخيم كف دست و پا همه اين لايه ها قابل مشاهده است و در اين ميان تنها لايه شاخي و ژرميناتيو در تمام نقاط بدن ديده مي‏شود.

ü   تجديد سلولهاي اپيدرم هميشه ادامه دارد و زمان تازه شدن لايه مالپيگي 19 روز است. اپيدرم نسبت به نسوج ديگر بدن بيشتر تحت تروما قرار مي‏گيرد ولي با وجود لايه‏هاي كراتينيزه خشن و غيرقابل حل سطحي خراب نمي‏شود و بدن را در مقابل اثر عوامل محيطي محافظت مي‏كند.

ü      Turn Over اپيدرم 4-3 هفته است (به طور طبيعي) در پسوريازيس به 7-4 روز مي‏رسد.

ü      SCC كه شايع‏ترين سرطان پوست است از لايه اپيدرم منشأ مي‏گيرد.

ü   تكثير موضعي و خوش خيم ملانوسيته در اثر نور خورشيد در دوران پيري كه توليد كك و مك )Senile lentigo( مي‏كند. رشد سرطاني آن توليد ملانوم و از بين رفتن آنها توليد Viteligo (پيسي) مي‏كند.

 غشاء پايه: Basement Membrane Zone )BMZ):

 به محل اتصال درم و اپيدرم گفته مي‏شود و در بيماري‏ها اتوايميون (بولوز پمفيگوئيد) درگير مي‏شود.

 درم:

 عامل اصلي استحكام پوست است. داراي كلاژن، فيبر، رتيكولار، خاصيت ارتجاعي پوست به دليل پروتئينهاي الاستين و رتيكولين موجود در اين لايه است.

 از دو لايه تشكيل شده است؛ لايه سطحي يا پاپيلري و لايه عمقي يا شبكه‏اي. لايه پاپيلري شامل رشته‏هاي الاستيك، كلاژن و ريتكولار كاملاً مجزايي بوده و داراي شبكه مويرگي و ماده زمينه در اطراف است. فيبرهاي كلاژني شاخه شاخه و متراكم‏تر كه در لايه‏هايي تقريباً موازي با سطح هستند، لايه رتيكولار را تشكيل مي‏دهند. رشته‏هاي الاستيك در بين درم پراكنده‏اند ولي بين رشته‏هاي رتيكولر ارتباط نزديكتري وجود دارد. مايع زمينه‏اي بين سلولها بميزان زيادي از پلاسماي خون، موكوپلي‏ساكاريد، بخصوص اسيد هيالورونيك و گليكوپروتئين كه به درجات مختلف پليمريزه شده، مشتق شده است. با افزايش سن بافت فيبروز بين سلولي جايگزين ماده زمينه‏اي ژله‏اي شكل مي‏شود. سلولهاي بافت همبند بطور پراكنده در ميان فيبرها پخش شده‏اند. ملانوفاژها نيز بصورت پراكنده در درم پوست طبيعي پخش شده‏اند.

 بيماري‏هاي درم: در Cutis Laxa (پوست شل) خاصيت ارتجاعي پوست از بين رفته و پوست شل و داراي چين و چروك زياد مي‏شود. در روند پيري ساختمان كلاژن و فيبروالاستين تغيير كرده و در نتيجه استحكام پوست كاهش و باعث افزايش چين و چروك مي‏شود.

 اتصال درم  و اپيدرم (درمواپي‏تليال):

 اين اتصال در پوست انسان بشكل خطوط موجي نامنظمي است. كراتينوسيتها بوسيله دسموزوم بهمديگر متصل شده‏اند، كه شامل سه پلاك واسطه‏اي مي‏باشد. سلولهاي لايه بازال اپيدرم بصورت نيمه دسموزوم به غشاء پايه بافت همبند متصل شده است. غشاء پايه درم، روي يك بافت فيبري نامرتب تكيه دارد.

 ضمائم پوست:

 1- مو

 2- غدد سباسه: مجاور قسمت سطح مو قرار دارند و مجراي ترشحي آنها به داخل منفذ مو باز مي‏شوند (بروز آكنه و جوش)

 3- غدد عرق Eccrine

 4- غدد آپوكرين Apocrine: در زير بغل و نواحي ژنيتال قرار دارند، ترشحات را به انفنديبولوم مو مي‏ريزند (توليد بوي ناطبوع)

 فوليكولهاي مو:

 سلولهاي ايجادكننده اپيدرم طي دوران تكامل جنيني وارد درم شده و ساختمانهاي اپي‏تليالي بين پوستي، شامل فوليكولهاي مو، غددسباسه و غدد عرق را شكل مي‏دهند. در ماه سوم جنيني اپيدرم پايين رونده سريعاً دردرم زيرين رشد مي‏كند و در ماه ششم بدن جنين با موهاي نرم و ريزي بنام Laungo پوشيده مي‏شود. با ريزش اين موها قبل از تولد، موهاي ضخيم‏تري چند ماه بعد از تولد جايگزين آن مي‏شود. نوار كوچكي از فيبرهاي عضله صاف به بافت همبند پوسته فوليكول مو متصل است. انقباض اين عضله فوليكول مو را مي‏كشد و موجب ترشح يك ماده روغني از غدد سباسه مي‏شود.

 در پيوند پوست رشد مو در ناحيه‏اي كه بايد بدون مو باشد مشكل‏آفرين است چون رويش مو براساس خصوصيات آن در محل دهنده است.

 غدد سباسه (هلوكرين):

 بيشتر غدد سباسه از فوليكولهاي مو منشاء گرفته و بداخل مجراي Pilosebaceous باز مي‏شوند. اين غدد خوشه‏اي يا Saccular عموماً زير فوليكولهاي مو وجود دارند اما در غياب مو، در لبها و مخاط بو كال نيز يافت مي‏شوند. تراكم اين غدد در نواحي پوست پيشاني، بيني و گونه بيشتر از جاهاي ديگر است. ماده روغني يا سبوم مترشحه از اين غدد بعنوان لوبريكنت براي مو عمل مي‏كند و آنرا چرب كرده و در مقابل اصطحكاك محافظت نموده و نسبت به رطوبت مقاومتر مي‏نمايد. سيستم عصبي روي ترشح اين غدد كنترلي ندارد.

 غدد عرق (اِكرين و آپوكرين):

 غدد اِكرين در تمام سطوح بدن بجز لبها و بعضي قسمتهاي ژنيتال خارجي يافت مي‏شوند. غدد آپوكرين تمايل دارند تا در بعضي جاها نظير ابرو و زير بغل متمركز شوند.

 اين غدد بصورت ساده يا توبولار بوده و معمولاً در پايه درم جمع شده‏اند. مجاري غدد عرق از ميان اپيدرم عبور كرده روي سطح پوست يا در مجاري غدد سباسه فوليكولهاي مو باز مي‏شوند. دو نوع غدد اِكرين وجود دارد؛ آنهايي كه در كف دست و پا و آنهايي كه در تمام نقاط بدن هستند.  نوع اول از نظر رشدي قديمي‏تر و در مقابل فشارهاي ذهني و روحي پاسخ مي‏دهند و دسته ديگر كه به تعداد كافي فقط در انسان و پريماتهاي تكامل يافته مي‏توان پيدا كرد مسئول تنظيم دما هستند. غدد آپوكرين كه از زمان بلوغ فعال مي‏شوند مداوماً ترشح داشته و تحت تاثير هيجان هورموني نظير قاعدگي و حاملگي هستند. چون اتصالات عصبي پوست پيوندي موقتاً آسيب مي‏بينند بدين لحاظ تركيبات لوبريكنت طبيعي غدد اكرين و آپوكرين وجود ندارند و پوست خشك مي‏شود و احتمال صدمه بيشتر است. روي همين اصل مي‏توان از كرم‏هاي نرم‏كننده تا زمان عصبگيري مجدد پيوند كمك گرفت.

 هيپودرم:

 در زير درم يك لايه چربي يا  Panniculus Adiposus وجود دارد. لايه چربي در عمق به سطح صاف عضله چسبندگي ندارد، قسمت اصلي   CarnosusPanniculusباقيمانده در انسان، پلانتيسماي ناحيه گردن است. باندهاي فيبر كلاژني بطور عمودي داخل هيپودرم گسترش يافته و شاخه‏هاي شل آنها، Retinaculum Cutis كه لبولهاي چربي را از هم جدا مي‏كند شكل مي‏دهند. تعداد زيادي از فوليكولهاي مو بهمراه عضلات Arrector Pili در قسمت فوقاني توده چربي قرار دارند. بيشتر غدد عرق در بين توده‏هاي چربي و باندهاي كلاژن پوستي قرار دارند. در ناحيه رويش موي صورت مرد فوليكولهاي مو در چربي زير جلدي و زير سطح اتصال با درم قرار دارند.

 ضخامت پوست:

 ضخامت پوست از محلي به محل ديگر و با توجه به سن و جنس، بين 017/0 تا 150/0 اينچ تغيير مي‏كند. بطور كلي پوست مرد از پوست زن كلفت‏تر است. سن نيز بر ميزان ضخامت پوست تاثير مي‏گذارد. چنانكه پوست بچه‏ها كاملاً نازك است و در دهه چهارم و پنجم زندگي پوست ضخيم شده و در ادامه مجدداً نازك مي‏شود. در مردهاي مسن، ضخامت اپيدرم در نواحي طرفي ران تقريباً 5% ضخامت پوست است. كف پا و كف دست ضخيم‏ترين و پلك نازكترين پوست را دارد.

 توجه به اختلاف ضخامتها در ارائه طرح مناسب برداشت پيوند مهم است.