آکنه ولگاریس Acne volgaris
كونورت شده از زرنگار
مجله بيماريهاي داخلي و کودکان سال پنجم - شماره بيست وهفتم
آکنه ولگاريس يک اختلال پوستي بسيار شايع است که تقريباً تمامي افراد را براي حداقل يک بار در زندگي مبتلا ميسازد. حداکثر بروز آکنه در سن 18 سالگي است. اما تعداد قابل توجهي از مردان و زنان 20 تا 40 ساله گرفتار اين بيماري ميشوند. اهميت آکنه نبايد کم تلقي شود چرا که بيماري ميتواند نتايج منفي مهمي از نظر روني روحي براي افراد مبتلا داشته باشد از جمله کاهش اعتماد به نفس، قطع ارتباط با اجتماع به علت خجالت، افسردگي و بيکاري. اقدام به شروع درمان کافي مهم است زيرا که نتايج رضايت بخش در اغلب موارد به دست ميآيد.
آکنه اختلال فوليکولهاي سباسه ميباشد که واحدهاي ويژه پيلوسباسه بر روي صورت، قفسه سينه، و پشت موجود هستند. آنها حاوي غدد سباسه به همراه فوليکولهاي کوچک مو هستند. عوامل متعددي در ارتباط با بيماريزايي آکنه دخيلاند که شامل سبوم، تمايز فوليکولي غير طبيعي، پروپيوني باکتريوم آکنه و التهاب ميباشند. هريک از اين عوامل يک هدف بالقوهاي براي درمان ايجاد ميکنند. سبوم ترشح غني از ليپيد حاصل از غدد سباسه، نقش اصلي در بيماريزايي آکنه داشته و محيط رشدي را براي پروپيوني باکتريوم آکنه ايجاد ميکند افراد مبتلا به آکنه در مقايسه با افراد غير مبتلا مقادير بيشتري سبوم توليد ميکنند. به علاوه شدت آکنه معمولاً متناسب با مقدار سبوم توليد شده است. بزرگ شدن غدد سباسه و افزايش توليد سبوم از طريق افزايش توليد آندروژنهاي آدرنال و گنادها پيش از شروع بلوغ تحرک ميشود. اولين علائم آکنه ولگايس ممکن است به طور شايع در زماني که مصادف با سن 9-7 سالگي است، بروز نمايد. اگر چه اغلب زنان مبتلا به آکنه داراي غلظتهاي آندروژن سرمي بيش از حد طبيعي نيستند، درمان ضد آندروژن دربسياري از موارد مفيد است. برخي زنان مبتلا به آکنه غلظتهاي بالاي سرمي تستوسترون، ديهيدرواپيآندروسترون سولفات يا آندروستنديون دارند. در مردان ارتباط آکنه با غلظتهاي بالاي آندروژن کمتر مطرح است. زودرسترين تغيير مرفولوژي در واحد پيلوسباسه در آکنه ولگاريس تمايز غير طبيعي اپيتليال فوليکولي است. سلولهاي شاخي شده دسکوامه کانال فوقاني فوليکول بجاي اينکه تحت تأثير فرايند طبيعي ريزش و تخليه از طريق منفذ فوليکولي قرار گيرند، به طور غير طبيعي به هم چسبيده و تودهاي )Plug( مسدود کننده هيپرکراتوتيک ميکروسکوپي (ميکروکومدون) را در کانال فوليکولي تشکيل ميدهند. مکانيسم اين فرايند که تحت عنوان کومدوژنز )Comedogenesis( نيز ناميده ميشود، ناشناخته است اما کاهش اسيد لينولنيک در فوليکول ممکن است در اين امر دخيل باشد. بزرگ شدن تدريجي ميکروکومدونها ايجاد کومدونهايي ميکنند که از نظر باليني قابل رؤيت هستند و ضايعات غير التهابي آکنه ميباشند.
P.Acnes يک ديفتروئيد بيهوازي بوده که در فوليکولهاي سباسه که توسط آندروژن تحريک شدهاند ساکن ميشود و در افراد طبيعي فلور پوستي به حساب ميآيد. اين عامل پيش از شروع بلوغ بر روي پوست وجود ندارد. افراد مبتلا به آکنه داراي تعداد بيشتري P.Acnes نسبت به آنهايي که آکنه ندارند ميباشند. فوليکولهاي سباسه حاوي ميکروکومدونها، ايجاد محيط بيهوازي و سرشار از چربي مينمايند که امکان رشد اين باکتريها را درون خود ميدهد.
التهاب نتيجه مستقيم يا غيرمستقيم تزايد P.Acnes ميباشد. اين ارگانيسم يک ليپاز خارج سلولي ايجاد ميکند که تريگليسريدهاي سبوم را به گليسرول که توسط ارگانيسم به عنوان مادهاي براي رشد بکار ميرود و اسيدهاي چرب آزاد که خواصي پيش التهابي و کومدوژنيک دارد، هيدروليز ميکند. همچنين P.Acnesعوامل کموتاکتيک آزاد ميکند که نوتروفيل را به داخل لومن فوليکول کشانده و در نهايت منجر به آزاد شدن موضعي آنزيمهاي هيدروليتيک لکوسيتي ميشود که سبب آسيب و پارگي ديواره فوليکولي ميگردد. علاوه بر اينها P.Acnes در فرايند التهابي از طريق فعال کردن کمپلمان و آزادسازي ساير آنزيمهاي هيدروليتيک نظير پروتئاز شرکت ميکند. پارگي فوليکول و توسعه فرايند التهابي به داخل درم مجاور منجر به ايجاد ضايعات آکنه ولگاريس يعني پاپولها، پوستولها و ندولها ميگردد.
آکنه معمولاً محدود به قمستهايي از بدن است که بزرگترين و فراوانترين غدد سباسه را دارند. يعني صورت، گردن و قفسه سينه، قسمت بالاي ناحيه پشت و بالاي بازوها، ضايعات خاص اطراف فوليکولهاي پيلوسباسه تمرکز يافته و از طريق منافذ پوستي به پوست باز ميشوند. ممکن است پوست ظاهر چرب داشته باشد که اين نشاندهنده افزايش توليد سبوم است.
ضايعات آکنهاي غير التهابي شامل کومدونهاي باز و بسته ميباشند کومدونهاي بسته به عنوان سر سفيد )Whiteheads( شناخته ميشوند چون آنها در برابر پاپولهاي گوشتي رنگ، نسبتاً سفيد به نظر رسيده و ظاهراً سطح پوشاننده و بستهاي دارند (اگر چه اينها سوراخهاي فوليکولي ريزي دارند). کومدونهاي باز يا سر سياه )Blackheads( تودههايي صاف يا مختصري برآمده، به رنگ قهوهاي مايل به سياه ميباشند که سوراخهاي فوليکولي را متورم ميکنند، رنگ سياه به علت اکسيداسيون پيگمان ملانين ميباشد.
ضايعات التهابي شامل پاپولها، پوستولها وندولها ميباشند. پوستولها و پاپولها به ترتيب در نتيجه التهاب سطحي يا عمقي به دنبال پارگي ميکروسکوپيک کومدونها اايجاد ميشود. کيستها يا ندولها آبسههاي بزرگ و عمقي هستند که ممکن است هنگام لمس حالت مواج داشته باشند در موارد شديد )Acne Conglobata( يا ضايعات تخريبي غالب شده و به طور شايع ايجاد کانالها و سينوسهاي تخليهاي به هم پيوستهاي ميکنند که پس از فروکش جوشگاه سفيدي از خود به جاي ميگذارد.
اشکال ديگري که ممکن است علاوه بر ضايعات معمول آکنه ديده شوند شامل جوشگاه و هيپرپيگمانتاسيون است. جوشگاه در اغلب موارد آتروفيک بوده و منجر به ايجاد جوشگهاههاي به اصطلاح يخ شکن )Ice-Pick( ميگردد اسکار ممکن است هيپرتروفيک يا کلوئيدي باشد. هيپرپيگمانتاسيون به طور شايعتر و مشخصتري در بيماران داري پوست تيرهتر ديده ميشود. جوشگاه و نيز هيپرپيگمانتاسيون ممکن است منجر به بدشکلي قابل توجهي شوند.
درمان موضعي: درمان موضعي براي بيماراني بکار ميرود که کومدونهاي غير التهابي يا آکنه التهابي خفيف تا متوسط دارند. داروهاي مصرفي در درمان موضعي ممکن است در ابتدا بر عليه کومدونها عمل کنند (عوامل کومدوليتيک) يا بر عليه ضايعات التهابي باشند (ضد باکتريها و آنتيبيوتيکها).
ترتينوئين )Tretinoin( مؤثرترين عامل کومدوليتيک موضعي در دسترس ميباشد. اين دارو فرآيند کراتينيزاسيون فوليکولي غير طبيعي را معکوس کرده و بنابراين از ايجاد ميکروکومدون ميکاهند از سوي ديگر تعداد ضايعات التهابي در نتيجه پارگي ميکروکومدونها نيز کاهش مييابند. ترتينوئين اثر مفيدي در روشن کردن هيپرپيگمانتاسيون به دنبال التهاب، در بيماران سياهپوست دارد. استعمال موضعي ترتينوئين ميتواند منجر به تحريک موضعي (اريتم، پوستاندازي، سوزش) شود. هر چه ترکيب قويتر باشد، خطر تحريک بيشتر است. بنابراين درمان معمولاً با ترکيبي آغاز ميشود که کمترين قدرت را دارد (کرم 025/0 درصد) و فرمولاسيونهاي قويتر، با کارآيي بيشتر با توجه به تحمل بيماري، به ترتيب زير داده ميشود:
{از كتاب داروهاي ژنريك دكتر رامين خدام:
ترتينوئين از مشتقات اسيد رتينوئيك است كه در درمان موضعي آكنه ولگاريس از آن استفاده ميشود. در حاملگي گروه X است و به صورت ژل موضعي 0.05% موجود است. در بالغين روزانه دو بار به طور موضعي بر روي منطقه مبتلا ماليده شود. براي اطلاعات بيشتر به ايزوترتينوئين مراجعه گردد.}
{ترتينوئين به صورت كرم موضعي 0.05% ، لوسيون 0.05%، ژل موضعي 0.025% ، و ژل موضعي 0.05% موجود است}
{ كپسول 20 ميلي گرمي ايزوترتينوئين در درمان آكنه ندولر شديد استفاده ميگردد. و همچنين سرطان سلول سنگفرشي ناحيه سر و گردن. دارو در آكنه ندولر بصورت خوراكي دو بار در روز به مدت 15 تا 20 هفته استفاده ميگردد. 2-5 mg/kg اين دارو اندازه و فعاليت غدد سباسه را كاهش ميدهد.}
ژل 01/0 کرم 05/0 ژل 025/0، کرم 01/0 و محلول 05/0 درصد. قدرت به تنهايي ارتباطي با غلظت ماده فعال ندارد چون نوع ترکيب داروي به مقدار زيادي در ميزان نفوذ پوستي و اثر باليني نقش دارد. همچنين ترتينوئين يک اثر محرک نوري )Photoiritant( دارد که ممکن است استفاده از يک ضد آفتاب را لازم گرداند. به نظر ميرسد شکل Microencapsulated ژل ترتينوئين 1/0 درصد که کمتر تحريک کننده است مؤثر باشد. ممکن است حداکثر بهبودي باليني به دنبال استفاده از ترتينوئين تا 3 الي 4 ماه از نظر باليني ظاهر نشود.
آداپالن )Adapalene( يک مشتق صناعي از اسيد Naphthoic با فعاليتي شبيه رتينوئيد ميباشد. اين دارو اثرات کومدوليتيک و ضد التهابي دارد. دريک بررسي تصادفي ژل آداپالن 1/0 درصد مؤثرتر از ژل ترتينوئين 025/0 برعليه ضايعات غير التهابي بود و بر روي ضايعات التهابي در بيماران مبتلا به آکنه خفيف تا متوسط تأثير مشابه داشته. افزون بر اين که تحريک موضعي کمتري ايجاد کرد. در تجربه باليني، آداپالن نتايج نامتعادل و غير طبيعي بيشتري داده است.
اسيد ساليسيليک (به سي دي خدام مراجعه گردد) بر عليه كومدونها و ضايعات التهابي در آکنه ولگاريس مؤثر است. اين دارو ممکن است براي بيماراني که نميتوانند ترتينوئين را تحمل کنند مفيد باشد اما تأثير آن کمتر است. محصولات مختلف ديگري مانند محلولها، پاک کنندهها و صابونها موجود ميباشند.
فرمولاسيون موضعي ايزوترتينوئين (ژل 05/0 درصد) به عنوان داروي مطمئنتر نسبت به ايزوترتينوئين خوراکي به وجود آمده است. در بيماراني که آکنه ولگاريس خفيف تا متوسط دارند ژل 05/0% از ايزوترتينوئين موضعي بر عليه آکنه غير التهابي و التهابي احتمالاً از طريق تأثير بر کراتينيزاسيون مسير طبيعي فوليکول، بدون اثرات جانبي سيستميک ايزوترتينوئين خوراکي، مؤثر است. بر خلاف ايزوترتينوئين خوراکي اين دارو روي توليد سبوم تأثير ندارد. اين دارو در برخي کشورها (نظير ايالات متحده آمريکا) در دسترس نيست.
اسيد آزلئيک )Azelaic( يک مشتق طبيعي دي کربوکسيليک اسيد با خواص ضد ميکروبي و ضد کراتينيزه شدن (و احتمالاً کومدوليتيک) است. { گروه B – كرم موضعي 20% - انديكاسيون: آكنه ولگاريس التهابي خفيف تا متوسط،در بالغين روزي 2 بار لايهاي نازك از كرم را به آرامي بر روي مناطق مبتلا ماليده و ماساژ دهيد. در روزاسيه خفيف تا متوسط نيز به همين شكل كاربرد دارد. اين دارو ممكن است باعث هيپوپيگمنتاسيون گردد،بخصوص در بيماراني كه پوست تيره دارند ، بيمار را از اين لحاظ كنترل نمائيد. از پانسمان محل خودداري گردد، در صورت تماس دارو با مخاط چشم و ... با آب شستشو داده شود. قبل از ماليدن دارو مناطق مبتلا را خوب شسته و خشك نمايد. عليرغم بهبودي بايد دوره درمان كامل گردد. در مطالعات باليني بمنظور برطرف کردن پاپولها و پوستولها در بيمارن مبتلا به آکنه التهابي کرم 20 درصد آن مؤثرتر از دارونما بوده و در برطرف کردن ضايعات غير التهابي در افرادي که آکنه کومدوني دارند تأثير يکساني با کرم ترتينوئين 05/0% دارد. اسيد آزلئيک همچنين توليد ملانين در ملانوسيتهاي در حال ترشح را مهار ميکند. بنابراين براي روشن کردن لکههاي هيپرپيگمانتاسيون پس از التهاب مفيد است. به هر حالت، تجربه باليني با اين عامل مأيوس کننده بوده است.
بنزوئيل پراکسيد يک عامل اکسيد کننده باکتريکش براي P.Acnes ميباشد. استعمال موضعي منجر به کاهش در تعداد P.Acnes و بهبود در ضايعات التهابي و غير التهابي ميگردد. ترکيب تجاري موجود شامل ژلها، لوسيونها، کرمها، صابونها و شويندهها (محلولها) در غلظتهايي از 5/2 تا /1 درصد ميباشد ترکيبات ژلي 5/2، 5 و 10 درصد بنزوئيل پراکسيد به يک نسبت در ضايعات التهابي در بيماران مبتلا به آکنه خفيف تا متوسط مؤثر است. ژل بنزوئيل پراکسيد 5 درصد تأثير يکسان با محلول کليندامايسين يک درصد و اريترومايسين 5/1% دارد. به دنبال استفاده موضعي از بزوئيل پراکسيد تحريک (قرمزي، پوستهريزي) يک عارضه شايع اما خفيف ميباشد استفاده از ترکيب با دقتر کمتر يا دفعات کمتر ممکن است ميزان تحريک را کاهش دهد. درماتيت تماسي به ندرت رخ ميدهد و به قطع عامل ايجاد کننده پاسخ ميدهد. به بيماران بايد توصيه شود که ممکن است بنزئيل پراکسيد ايجاد رنگ بري در مو و لباسها بنمايد.
آنتيبيوتيکهاي موضعي در درمان آکنه ولگاريس التهابي مؤثرند، کليندامايسين و اريترومايسين شايعترين عوامل مصرفي هستند. اين عوامل براي P.Acnes باکتريواستاتيک هستند، استعمال موضعي اينها منجر به کاهش مختصر در تعداد P.Acnes ميگردد. استعمال موضعي هر کدام از اين آنتيبيوتيکها به طور عمده سبب کاهش تعداد پاپولها و پوستولها در بيماراني ميشود که آکنه التهابي دارند.
[(2) محلول موضعي کلينداماسين 1% (بصورت فسفات) پاک دارو:
نام ژنريک: محلول موضعي کليندامايسين فسفات
دسته داروئي: آنتيبيوتيک موضعي ضد آکنه
مورد مصرف: محلول موضعي کليندامايسين فسفات 1% پاک دارو براي درمان آکنه ولگاريس به کار ميرود.
ترکيب: هر ميليليتر محلول موضعي کليندامايسين فسفات 1% پاک دارو حاوي 10 ميليگرم کليندامايسين (به صورت فسفات) ميباشد.
راهنماي عمومي مصرف دارو:
قبل از مصرف اين دارو در موارد زير با پزشک مشورت کنيد:
- وجود هر نوع واکنش آلرژيک يا غير عادي نسبت به کليندامايسين يا لينکومايسين
- وجود همزمان هر نوع داروي ديگر
- در صورت حاملگي يا شيردهي (گروه B)
اين دارو تنها براي بيماري فعلي شما تجويز شده است لذا از مصرف آن در موارد ديگر خودداري نمائيد.
براي اثر بخشي بهتر دارو را طبق دستور استفاده کنيد.
نکات قابل توصيه به بيمار:
- قبل از مصرف نواحي آلوده را با آب گرم و صابون ملايم (و يا هر نوع صابوني که پزشک معالج تجويز کرده باشد) به خوبي شسته و خشک کنيد.
- دارو را به تمام نواحي آلوده بماليد تا از تکثير آکنه جلوگيري گردد.
- از شسشتوي زياد نواحي آلوده بپرهيزيد.
- دقت کنيد که طول دوره درمان کامل شود. زيرا ممکن است تا چند ماه و يا بيشتر طول بکشد. در غير اينصورت احتمال برگشت علائم وجود دارد.
- دارو را به فاصله 30 دقيقه پس از شستشو يا اصلاح صورت مصرف کنيد.
- از تماس محلول با چشم، بيني و دهان خودداري شود، در صورت تماس اتفاقي، محل مورد نظر را با مقادير زياد آب خنکش شستشو دهيد.
- از مصرف اين محلول در مجاورت گرما، شعله و هنگام کشيدن سيگار خوددداري کنيد.
- قبل و بعد از مصرف دارو دستها را خوب بشوئيد.
- چنانچه از داروي موضعي ديگري نيز همزمان استفاده ميکنيد بهتر است آنها را با فاصله زماني (حداقل يک ساعت) استفاده کنيد.
- بهتر است در طول درمان از لوازم آرايشي کمتر استفاده شود و در صورت لزوم از لوازم آرايشي قابل شستشو با آب به ميزان کم استفاده شود.
- توجه کنيد درب ظرف قبلاً باز نشده باشد.
- اين محلول فقط براي مصرف خارجي است از خوردن آن اجتناب کنيد.
- از مصرف داروهاي تاريخ گذشته خودداري کنيد.
- پس از مصرف درب بطري را محکم ببنديد.
مقدار و نحوه مصرف دارو:
مقدار مصرف هر دارو را پزشک تعيين ميکند. مقدار تجويز معمولي محلول موضعي کليندامايسين فسفات 1% پاک دارو به قرار زير است.
- هر 12 ساعت مقداري از محلول را توسط قطره چکان در جعبه بر روي مقداري پنبه چکانده و سپس تمام نواحي آلوده را به دارو آغشته نمائيد.
- دارو را بيش از مقدار تجويز شده مصرف نکنيد.
عوارض جانبي:
- هر دارو به موازات اثرات مطلوب درماني ممکن است باعث بروز بعضي عوارض ناخواسته نيز گردد. در هر حال همه عوارض اين دارو در يک فرد ديده نميشوند.
- ممکن است گاهي بثورات جلدي، خارش، قرمزي، التهاب و يا ساير علائم تحريک پوستي( که قبل از درمان وجود نداشت) و به ندرت پوسته پوسته شدن و احساس برافروختگي يا سوزش پوست در بعضي افراد رخ دهد که اين علائم در طول درمان و با سازگاري بدن از بين ميرود و فقط در صورت تداوم نياز به مراقبت پزشکي دارند.
شرايط نگهداري:
- در دماي زير 30 درجه سانتيگراد نگهداري و از يخ زدگي محافظت شود.
- اين دارو قابل اشتعال است بنابراين از حرارت و شعله دور نگهداريد.
- همه داروها از جمله اين دارو را از دسترس کودکان درو نگهداريد.
بستهبندي:
بطري پلاستيک 60 ميليليتري همراه با قطره چکان (2)]
تتراسيکلين موضعي به طور شايعترين در اروپا نسبت به ايالات متحده بکار ميرود و اگر چه تا اندازهاي مؤثر است اما منجر به زرد شدن پوست و لباسها و فلورسانس زير نور ماوراء بنفش شده و ممکن است براي بيماران استفاده از آن قال قبول نباشد. فرمولاسيونهاي مختلفي از آنتيبيوتيکهاي مضوعي به صوتهاي ژل، محلول و لوسيون موجودند.نگراني موجود اين است که اين عوامل موجب ايجاد سوشهاي مقاوم P.Acnes کرده باشند.
نيکوتيناميد که فعاليت ضد التهابي زيادي در شرايط آزمايشگاهي دارد، به صورت ژل در دسترس بوده و گهگاه در اروپا در درمان موضعي آکنه التهابي بکار ميرود. با اين حال اطلاعات اندکي مؤثر کارايي آن دارو است.
درمان موضعي ترکيبي به طور شايع در درمان آکنه بکار ميرود. کارايي بنزئويل پراکسيد و آنتيبوتيکهاي موضعي ممکن است ا طريق درمان توأم با تررتينوئين افزاييش يابد چرا که ترتينوئين نفوذ پوستي شاير عواملي را که به طور موضعي مصرف شدهان ميافزايد. بنزوئيل پراکسيد و آنتيبيوتيکهاي موضعي زماني که تؤ.م مصرف شوند، ممکن است يک اثر ضد ميکروبي سينرچيستيک داشته باشند. ترکيبي از 3 درصداريترومايسين و 5 درصد بنزوئيل پراکسيد دريک پايه ژل، در بهبودي آکنه التهابي موثرتر ازهر يک از اين ترکيبها به تنهايي ميباشد.
اغلب داروهاي موضعي آکنه دوبار در روز استفاده ميشوند. درمان يک بار در روز يا کي روز در ميان در صورتي که تحريک ايجاد شود، توصيه ميشود. اين روشهاي استعمال بطور شايعي براي ترتينوئين بکار ميروند.
زماني که دو نوع متفاوت از داروهيا مضوعي (مثل ترتينوئين و نبزوئيل پراکسيد) هم زمان نسخه ميشوند، ي کبرنامه مصرفي متفاوت (يعني مصرف يک عامل در صبح و ديگري دربعد از ظهر) معمولاً براي محدود کردن تحريک پوستي توصيه ميگردد. دارو بايد به جاي اينکه فقط بر روي ضايعات آکنه مصرف نشود، در تمام نواحي بکار رود.
انتخاب نوع درکيب دارويي ب هنمگام استفاده از داروي موضعي به طور عمده بر اساس نوع پوست و تمايل بيمار تعيين ميگردد. ژلها غير روغني بوده و اثر خشک کنندگي دارند که ممکن است براي افراد با پوست چرب مطلوب باشند. کرمها و لوسيونها از نظر آرايشي ترکيبات مرطوب کننده و خوشايند هستند که براي اغلب بيماران قابل قبول هستند. محلولها اگر چه خشک کننده هستند ممکن است براي استفاده در مناطق وسيعي از پوست مفيد واقع شوند.
درمان سيستميک:
درمان سيستميک براي آکنه ولگاريس شامل آنتيبيوتيکهاي خوارکي، ايزوترتينوئين و عوامل هورموني است. موارد مصرف خاصي براي درمان با اين عوامل با توجه به عوارض جانبي که ايجاد ميکنند، وجود دارد. درمان سيستميک معمولاً مؤثرتر از درمان موضعي ميباشد که شايد به علت نفوذ آسانتر داروها به داخل فوليکول سباسه باشد.
آنتيبيوتيکهاي خوراکي براي گروههاي مختلفي از بيماران که آکنه التهابي دارند ضرورت مييابد، مانند آنهايي که بيماري متوسط تا شديد دارند، آنهايي که درمان آنتيبيوتيکي موضعي برايشان قابل تحمل نبوده يا مؤثر واقع نشده است، آنهايي که درگيري شانهها، پشت يا قفسه سينه دارند) جايي که ممکن است در مصرف کافي آنتيبيوتيکهاي موضعي با مشکل روبرو شود) و آنهايي که آکنه خفيف تا متوسط داشه ولي امکان ايجاد جوشگاه يا تغييرات رنگدانهاي قابل توجه دارند. آنتيبيوتيکهاي خوراکي مصرف در درمان آکنه شامل گروه تتراسيکلينها (تتراسيکلين، داکسيسيکلين، ماينوسيکلين)، اريترومايسين و کوتريموکسازول ميباشند.
تتراسيکلين شايعترين آنتيبيوتيک خوراکي تجويز شده ميباشد. اين دارو به عنوان عامل خطر اول بکار ميرود چون کارايي بالا و هزينه پاييني دارد. درمان براي مدت 6 هفته از تعداد ضايعات التهابي تا حدود 50% ميکاهد. چون چذب در صورت وجود غذا و محصولات لبني مهار ميشود، داروها بايد با معده خالي استفاده شوند (محدوديتي که ميتواند منجر به تحمل پايين نسبت به دارو شود). عوارض جانبي متعددي در ارتباط با درمان تتراسيکلين وجود دارند. اين دارو به طور شايع ايجاد ناراحتي گوارشي (همچون استفراغ، اسهال) و کانديدوز واژينال از طريق تغيير در فلور باکترياي پوستي مخاطي ميکند. افزايش فشار داخل جمجمهاي خوش خيم يک عارضه نادر اما مهم درماني تا تمام داروهاي گروه تتراسيکلين ميباشد.
در قياس با تتراسيکلين، داکسيسيلکين و ماينوسيکلين در چربي محلولتر بوده و از طريق دستگاه گوارش بهتر جذب ميشوند. بنابراين با مقادرير پايينتري ميتوانند استفاده شوند. چون جذب داکسيسيکلين و ماينوسيکلين به طور عمده از طريق غذا مهار نميشود، اينها را ميتوان با غذا مصرف کرد که در اين صورت عدم تحمل معده کمتر رخم ميدهد. داکسيسيلکين به طور عمده تعداد ضايعات آکنه التهابي را کاهش ميدهد. اگر چه کارايي ماينوسيکلين نسبت به تتراسيکلين و داکسيسيکلين در کاهش کمي ضايعات آکنه التهابي، يکسان است درمان با ماينوسيکلين منجر به بهبودي باليني سريعتر و نيز کاهش بيشتر و پايدارتري در تعداد P.Acnes صورت و ضايعات التهابي نسبت به درمان با تتراسيکلين ميشود. اين يافته ممکن است به علت اين واقعيت باشد که ماينوسيکلين بيشترين خاصيت چربي دوستي را از بين اي نسه دارو داشته و تصور ميشود که به ميزان بالايي در فوليکولهاي سباسه هدف پس از استعمال خوراکي تغليظ شود. پزشکان متعددي بر اين باورند که ماينوسيکلين در درمان آکنه مؤثرتر از تتراسيکلين يا داکسيسيکلين است اما قيمت بالاي آن مانع استفاده گسترده از اين دارو به عنوان درمان خط اول ميگردد. ماينوسيکلين ميتواند ايجاد اختالالات وسيتيبولي قابل برگشت (نظير سرگيجه، منگي، آتاکسي) بکند. خطراين عارضه جانبي را ميتوان با استفاده از مقدار پايين در ابتدا و افزايش تدريجي آن کاهش داد. ماينوسيکلين به ندرت ايجاد تغيير رنگ آبي مايل به خاکستري پوست بخصوص در مناطق ملتهب ميکند. هپاتيت و واکنشهايي مشابه بيماري سرم و لوپوس به همراه استفاده از تتراسيکلينها بخصوص ماينوسيکلين به ندرت گزارش شده است. اريترومايسين و کوتريموکسازول درمانهاي ديگري هستند.
اگر چه اريترومايسين و تتراسيکلين به يک نسبت در درمان آکنه التهابي مؤثرند، اريترومايسين در عمل کمتر انتخاب ميشود که، به علت ظهور مکرر سوشهاي مقاوم P.Acnes (وجود اين حالت اغلب همراه با شکست درماني است) و نيز به خاطر ايجاد عوارض گوارشي غيرقابل تحمل توسط اين دارو در تعداد زيادي از بيمارن ميباشد. کوتريموکسازول به طور مؤثر آکنه التهابي را درمان ميکند، با اينحال توان بالفوه براي عوارض جانبي جدي، هر چند نادر اين دارو از قبيل واکنشهاي افزايش حساسيت مثل نکروليز اپيدرمال سمي Necrosis()Toxic Epidermal و سرکوب مغز استخوان، معمولاً استفاده آن محدود به بيماراني ميشود که به طور ناکافي به آنتيبيوتيکهاي خوراکي شايع پاسخ ميدهند. اگر چه کليندامايسين خوراکي آکنه التهابي را بهبود ميبخشد، استفاده از آن در اين مورد به علت همراهي آن با کوليت پسوداوممبرانو کنار گذاشته شده است.
درمان با آنتيبيوتيکهاي خوراکي معمولاً بايد 6-4 ماه ادامه يابد. حداکثر بهبودي باليني ممکن است تا قبل از 4-3 ماه رخ ندهد. عدم بهبودي يا بدتر شدن آکنه ممکن است نمايانگر ظهور مقاومت باکتري يا ايجاد فوليکوليت گرم منفي باشد که به علت رشد بيش از حد باکتريهاي پروتئوس،آنتروباکتر، پسودوموناس، کلبسيلا يا انواع ديگر گرم منفيها ايجاد ميشود. رشد بيش از حد عوامل باکتريايي با مصرف آنتيبيوتيکهاي سيستميک مناسب، ايزوترتينوئين يا هر دو درمان ميشود.
مصرف خوراکي ايزوترتينوئين منجر به تغيير و تحول مستقيم يا غير مستقيم چندين عامل اصلي مربتط با بيماريزايي آکن هميگردد. اين دارو سبب کاهش سريع در اندازه و فعاليت غدد سباسه از طريق مهار تمايز سلولهاي سباسهاي شده که نتتيجه آن کاهش مشخصي در توليد سبوم و سرکوب ثانويه تعداد P.Acnes جلدي ميباشد. ايزوترتينوئين همچنين خواص ضد التهابي داشته و کومدوژنز را مهار ميکند.
ايزوترتينوئين به طور مؤثر حتي آکنه ندولدر شديد و مقاوم به دارو را درمان ميکند. اگر چه مقدار روزانه 1/0 ميليگرم به ازاء هر کيلوگرم، 5/0 ميليگرم به ازاء هر کيوگرم و يک مييگرم به ازاء هر کيلوگرم منجر به درجات باليني مشابهي ميگردد. (کاهش 80 تا 90 درصدي در تعداد شايعات) عود نيازمند به درمان، به طور عمده به طور شايعتري با دو مقدار پايينتر درماني ذکر شده در بالا در بين بيماران مبتلا به آکنه ندولر رخ ميدهد. بنابراين 5/0 تا 1 ميليگرم به ازاء هر کيلوگرم روزانه براي اين بيماران توصيه ميگردد. درمان ميتواند با حداقل مقدار شروع شود و تدريجاً نسبت به تحمل بيمار به بالاترين ميزان اين محدوده برسد. مدت درمان به طور معمول 20 هفته است. پس از يک دوره ايزوترتينوئين در حدود 15% موارد عود ديده ميشود و احتمال عود در بيماران جوانتر از 20 سال بيش از بيماران مسنتر است. چوو ادامه بهبدي ممکن است 5-4 ماه پس از پايان درمان رخ دهد، پزشک بايد اجازه سپري شدن اين زمان را پيش از تصميم براي درمان مجدد بهد. اغلب بيماراني که احتمايج به دوره درماني دوم با ايزوترتينوئين پديا ميکنند بهتر از اولين دوره درماني به ا نپاسسخ ميدهند، نيازمندي به دور هسوم يا چارم درماني پيش ميآيد. برخي از بيماران که تحت درمان مجدد قرار گرفتهاند ممکن است نياز به مقدار بالاتري از ايزوترتتينوئين داشته باشند (روزانه 5/1 تا 2 ميليگرم به ازاء هر کيلوگرم) بيماراني که بيماي خفيفتر اما مقاومتري دارند ممکن است به مقادير کمتر از 5 ميليگرم روزانه جواب بدهند.
اگر چه ايزوترتينوئين دردرمان آکنه بسيار مؤثراست اما عوارض جانبي متعدد ايجاد ميکند که برخي از آنها بالقوه شديد هستند مهمتر از همه اينکه دارو تراتوتوژنيک است يعني استفاده از آن حين بارداري هماره با ميزان بالايي از سقط خودبخودي و ناهنجاريهاي مادرزادي، بالقوه تهديد کننده حيات ميباشد. مشاوره مناسب براي زناني که در دوران بچههادر شدن هستند، ضروري است. آزمونهاي بارداري سرمي يا ادراري بايد يک هفته قبل از شروع درمان و هر ماه در حين درمان انجام گيرند. درمان بايد روز دوم يا سوم قاعدگي و به بدنبال تأييد آزمايشگاهي عدم بارداري بيمار شروع شود. استفاده از دو روش ضد بارداري از يک ماه قبل از درمان و ادامه آن بدون قطع تا 1 ماه پس از قطع درمان توصيه ميشود. براي بهبود پذيرش بيمار جهت پيشگيري از بارداري، واحد سازنده ايزوترتينوئين يک برنامه پيشگيري از بارداري در ايالات متحده آمريکا، ارائه داده است. اين برنامه امکان انجام آزمون بارداري رايگان اوليه و جلسه مشاوره براي پيشگيري از بارداري را فراه مميکند. در کشورهاي ديگر روشهايي که توسط پزشکان براي اطمينان از پيشگري از بارداري بکار ميرود، ممکن است متغير باشد.
اغلب عوارض جانبي ديگر ايزوترتينوئين وابسته به مقدار دارو بوده و خفيف تا متوسط هستن و به درمان علامتي پاسخ ميدهند. خشکي يا تحريکپوست و غشاهاي مخاطي در بيش از 90% بيماران ايجاد ميشود که با مرطوب کنندهها )Emollients( قابل درمان هستند. درد اي حشکي استخوانها، مفاصل و عضلات در 16 درصد افرادي که ايزوترتينوئين دريافت ميکنند، ايجاد ميشود، چنين علائيم معمولاً با آسپرين يا ساير داروهاي ضد التهابي غير استروئيد کنترل ميشوند.
رفرنس:
1-
2- برشور موجود در جعبه دارو - سال 83
******** دکتر محسن امیرآبادی *******