بيماري سالک (لشمانيوزيس) -Leishmaniasis

سالک يک بيماري پوستي (مزمن، بدون درد و تب) مشترک بين انسان و تعدادي از حيوانات از جمله جوندگان و سگ مي­باشد که توسط پشه خاکي به فرد سالم انتقال مي­يابد.

پشه خاکي+ با تغذيه از خون فرد بيمار به انگل آلوده مي­شود و بعد از گذشت+ يک هفته قادر است آن را از طريق نيش زدن به فرد سالم انتقال دهد.

مقدمه و اهميت موضوع:

سالک از بيماريهاي بومي استان خراسان مي­باشد که ساليان دور به صورت­هاي مختلف حتي همه­گيري  تظاهر نموده است به طوريکه بيماري سالک را در خراسان به نام زخم سرخسي نيز نام برده­اند. عليرغم تلاشهاي مستمر بيماري بعنوان يکي از مشکلات بهداشتي مهم کشور و استان به شمار مي­آيد.

تاريخچه:

سابقه ليشمانيوز جلدي به 650 سال قبل از ميلاد و حتي زودتر از آن مي­رسد اين بيماري در قرن دهم ميلادي (پنج هجري) توسط ابوعلي سينا شرح داده شده است در کتاب قانون ابوعلي سينا از زخمي به نام خيروينه يا جيروينه نام برده شده است که در برابر داروهاي متفاوت از خود مقاومت نشان داده و مدتها طول مي­کشد. از نشانه­هاي ذکر شده در مورد اين زخم چنين حدس زده مي­شود که منظور زخم سالک بوده است. در کتاب مجمع­الجوامع علوي از زخم جلدي به نام قروح­الخيرونيه نام برده شده است که شرح آن با زخم سالک مطابقت دارد. در شرح اسباب ملا نفيس نيز از بيماري شليم ياد شده که تظاهرات آن به زخم سالک شبيه مي­باشد در قرن يازدهم ميلادي محمد بن زکرياي رازي نخستين بار به شرح بيماري پرداخت است.

وضعيت بيماري در منطقه مديترانه شرقي:

بيماري ليشمانيوز يکي از مشکلات بهداشتي قابل توجه در شش کشور منطقه مديترانه شرقي مي­باشد. اين کشورها عبارتند از ايران، عراق، عربستان سعودي، سودان، سوريه و تونس. همچنين بيماري با شدت کمتري در کشور مصر، اردن ، لبنان و جمهوري عربي ليبي، مراکش، عمان، پاکستان، سومالي و جمهوري يمن وجود دارد. کشورهاي قطر و امارات متحده عربي داراي تعداد معدودي از بيماري مي­باشند که عمدتاً وارده هستند و در اغلب کشورهاي منطقه اطلاعات در مورد فاکتورهاي اپيدميولوژيک بيماري، بروز و شيوع آن ناقص و ناکافي است. لکن به نظر مي­رسد که تعدادي از کشورهاي منطقه داراي مناطق آندميک پايداري هستند که مي­تواند ايجاد اپيدمي نمايد و همينطور وجود کانونهاي خاموشي که به علت وجود پتانسيل انتقال مي­توانند خطر بالقوه در حال انفجاري باشند که موارد فراواني از بيماري در آنها پايدار گردد. مناطقي که قبلاً هيچ مورد مثبتي از آن گزارش نگرديده است.

وضعيت بيماري در ايران:

اين بيماري به دليل شيوع فراوان و انتشار و پراکندگي در نقاط مختلف کشور، نوع جلدي و به دليل وجود مرگ و مير بالا در صورت عدم درمان به موقع در نوع احشايي داراي اهميت فراوان مي­باشد.

ليشمانيوز جلدي در کانونهاي مختلف کشور از هر دو نوع روستايي "مرطوب" و نوع شهري "خشک" وجود دارد و روند ميزان بروز آن در طي ساليان گذشته با توجه به آمارهاي واصله به مرکز مديريت بيماريهاي از سال 1366 با ميزان بروز 14 (درصد هزار جمعيت) روند رو به کاهشي داشته و پس از سال 1368 افزايش چشمگيري نشان داده است که بالاترين ميزان آن در سال 1371 به ميزان (91 در صد هزار نفر جمعيت) مي­باشد.

در سال 1374 ميزان بروز بيماري 27 درصد هزار نفر بوده و آلوده­ترين استانها اصفهان و هرمزگان بوده­اند. بروز جنگ تحميلي و تحرک جمعيت ناشي از آن (جمعيت نيروهاي رزمنده) وجود پتانسيل انتقال در نقاط مختلف کشور، قطع سمپاشي عليه مالاريا در برخي از نقاط کشور به دليل کاهش موارد بيماري مالاريا از فاکتورهاي هستند که توانستند در انتشار اين بيماري و توسعه آن در نقاط مختلف کشور موثر باشند. افزايش موارد پس از هر 2 يا 3 سال و سپس کاهش آن در مدت مشابه به نظر مي­رسد به دلايل اقدامات مقطعي و کانوني (پاسخ به اپيدمي­هاي کانوني) و به صورت انجام سمپاشي با حشره کش و همچنين تغييرات آب و هوايي و ... باشد. کانونهاي موجود در کشور عمدتاً با تحقيقات انجام شده در مورد ناقل، مخزن و عامل بيماري توسط دانشکده بهداشت و انستيتو تحقيقات بهداشتي دانشگاه تهران شناساسي گرديده و البته هنوز هم کانونهاي شناخته شده متعددي در کشور وجود دارند که بايستي مورد بررسي و شناساسي قرار گيرند. کانونهاي ليشمانيوز جلدي نوع شهري عمدتاً عبارتند از تهران، مشهد، شيراز، نيشابور، کرمان، بم و کانونهاي ليشمانيوز جلدي نوع روستايي عبارتند از نقاطي از استان اصفهان، جنوب استان فارس، استانهاي خراسان، مازندران، خوزستان، ايلام، بوشهر، هرمزگان و ... مي­باشند.

بيماري عمدتاً در کشور از نوع روستايي بوده  و الگوي فصلي آن در اواسط پائيز تا اواسط زمستان داراي بالاترين ميزان بروز خود (پيک بيماري) مي­باشد.

وضعيت بيماري در خراسان:

بيماري در استان خراسان بومي مي­باشد و از کانونهاي قديمي آن شهرستانهاي اسفراين، سرخس، مشهد و نيشابور مي­باشد در شهرستان مشهد کانون اصلي بيماري محدود به بند گلستان، طرقبه، آب و برق و رضا شهر بود که در دو سال اخير شروع به توسعه جغرافيايي و پراکندگي در حاشيه شهر نموده است. در اين مناطق شرايط زيست محيطي مانند ساخت و سازهاي غير استاندارد، معابر غير آسفالت ، جاري بودن فاضلاب، انباشتن نخاله­هاي ساختماني و وجود کالهاي روباز و يا بقاياي کوره­ آجرپزي که موجب رشد و تکثير پشه خاکي يا تجمع سگهاي ولگرد و افزايش جوندگان مي­گردد، باعث انتشار بيماري مي­باشند.

عامل بيماري:

يک انگل تک ياخته­اي از جنس ليشمانيا (Leishmania) است که انواع مختلفي دارد. بعضي از آنها در انسان ايجاد بيماري­هايي به نام ليشمانيوز مي­کنند. ليشمانيوز جلدي يا سالک بوسيله ليشمانيا تروپيکا و ليشمانيا ماژور ايجاد مي­گردد که زخم پوستي خوش خيمي مي­باشد و در اغلب نقاط ايران ديده مي­شود انگل ليشمانيا جزو تک ياخته­هاي تاژک دار بوده و در بدن ميزبان مهره­دار از جمله انسان در داخل سلولهاي بيگانه­ خوار بافتها به شکل گرد يا تخم مرغي به اندازه 2-4 ميکرون رشد و تکثير پيدا مي­کند، در ميزبان بي­مهره يا پشه خاکي که ناقل بيماري است و همچنين در محيط کشت به شکل انگلي دراز، و دوکي شکل، متحرک و داراي يک ريشه باريک به نام تاژک مي­باشد.

ناقل بيماري:

ناقل بيماري پشه ريزي است به نام پشه خاکي يا فلبوتوموس که اندازه آن 2 تا 3 ميليمتر و بدن آن پر از مو به رنگ زرد مايل به کرم مي­باشد. پشه خاکي ماده خونخوار است و از خون انسان و بعضي پستانداران تغذيه مي­کند. پشه خاکي ماده معمولاً هر 5 روز يکبار خون مي­خورد و در موقع خون خوردن آلوده مي­شود و پس از حدود 10 روز مي­تواند آلودگي را به ميزبان مهره­دار ديگر منقل کند. خونخواري پشه خاکي معمولاً در شب انجام گرفته و روزها را در جاي تاريک و مرطوب، در زير زمين و قسمت سايه­دار اماکن انساني يا حيواني استراحت مي­کند. طول عمر پشه خاکي بالغ بر يکماه است که در اين مدت يک يا چند بار تخم گذاري انجام مي­دهد. تخمها پس از طي دوره­هاي مختلف (حدود يکماه  و نيم) به پشه بالغ تبديل مي­شوند که مي­تواند پرواز کند.

{ پشه ناقل بيماري سالك پشه خاكي مي باشد ، پشه خاكي ها حشراتي كوچك و داراي كرك ، به رنگ زرد يا خاكستري  ، بطول 3-2 ميلي متر  و بالهاي شفاف بطول 5/3/-5/1 ميلي متر و كرك هاي ظريفي تمام سطح بدن و بالها را پوشانده است .  اين پشه در مواقع نشستن بالهاي خود را به شکل هفت فارسي نگه مي­دارد و به صورت جهشي پرواز مي­کند.                     

اين حشرات به علت جثه كوچك ، رنگ خاكي و پرواز كوتاه اكثرا" از نظر مخفي بوده ، از خون انسان و حيوانات  تغذيه مي كنند .

ارتفاع پرواز پشه خاكي معمولا" 2-5/1 متر است و فعاليت آن در نواحي معتدل در فصول گرم مي باشد و از خرداد تا شهريور حداكثر فعاليت را دارد .(در كتاب راهنماي باليني بيماريهاي پوست فعاليت پشه در فصل بهار ذكر شده است)

پشه خاكي معمولا" روزها بي حركت بوده و در نقاط تاريك (شکاف هاي عميق ديوارها، اماکن متروکه و مخروبه، اصطبل­ها، اطراف توده­هاي زباله، کودهاي حيواني، لانه جوندگان، پشت اشياء ثابت منزل مانند کمد و قاب عکس) مخفي مي شود و معمولا" هنگام اول شب فعال شده و در اواخر شب به تدريج از فعاليت آنها كاسته مي شود . فقط پشه ماده جهت تخم ريزي احتياج به خونخواري دارد و جنس نر از شيره گياهان استفاده مي كند . نيش اين حشرات دردناك است و متعاقب گزش ،خارش بروز مي كند ولي بعد از گزش هاي متعدد و متوالي فرد به آن عادت كرده و چندان احساس خارش نمي كند . لارو پشه ها را مي توان در داخل اصطبل ها و لانه موشها كه رطوبت بالائي دارند ، پيدا كرد .

حشره بالغ از خون انسان يا حيوان استفاده مي كند در هنگام گزش اگر پشه به انگل سالك آلوده باشد و دوره 7 روزه را طي كرده باشد با گزش مي تواند انگل را وارد پوست نموده و فرد را مبتلا نمايد .}

مخزن انگل:

ليشمانيوز جلدي به دو گونه است نوع شهري يا خشک (Anthroponotic) در اين نوع مخزن بيماري انسان بوده ولي سگ {و خانواده سگ سانان مثل شغل و روباه} هم به طور اتفاقي به بيماري مبتلا مي­گردد.

در ليشمانيوز جلدي نوع روستايي يا مرطوب (Zoonotic) مخزن بيماري عمدتاً جوندگان {نظير موش صحرايي} بوده که مهمترين آنها در ايران رومبوس اپيموس (در اصفهان) از خانواده ژربيل­ها مي­باشد. جوندگان ديگري نيز بعنوان مخزن ليشمانيوز جلدي نوع روستايي در ايران مورد بررسي و تاييد قرار گرفته­اند که از آن جمله مرينوس ليبيکوس در شهرستان نطنز استان اصفهان، مريوس هوريانه در سيستان و بلوچستان و تاتراينديکا در خوزستان.

{مخازن عمده انگل لشمانيوز سگ و جوندگان وحشي مانند ژربيل ها و موشها هستند }

راههاي سرايت بيماري و سيکل زندگي انگل:

زندگي انگل داراي دو مرحله است يک مرحله ليشمانيائي و ديگري مرحله لپتومونائي. در مرحله ليشمانيائي که به آن آماستيگوت مي­گويند انگل به صورت ارگانيسم فاقد تاژک با بدن گرد يا بيضوي و گاهي دوکي شکل است که در داخل سلولهاي بيگانه­خوار (ماکروفاژ) پستانداران وجود دارد و اجسام ليشمن ناميده مي­شود.

در مرحله لپتومونائي که به آن پروماستيگوت نيز مي­گويند از تغيير شکل حالت ليشمانيائي بوجود مي­آيد. در اين شکل انگل تاژکي در قمست قدامي خود دارد که اين شکل انگل در دستگاه گوارش پشه خاکي و همچنين در داخل محيط کشت ديده مي­شود. انگل در فرم آماستيگوت در بدن ميزبان مهره­دار مثل انسان و حيوان قرار دارد و اغلب در داخل ماکروفاژها (سلولهاي بيگانه­خوار) زندگي مي­کند. پشه خاکي جنس ماده خونخوار است و با مکيدن خون، آماستيگوت را مي­بلعد و در دستگاه گوارش به مرحله پروماستيگوت تبديل مي­نمايد. اين فرم ارگانيسم با تقسيم­بندي غير جنسي دو تايي زياد مي­شود و بعد از گذشتن 5 الي 20 روز تعداد آنها زياد شده به طوريکه سالک با نيش زدن پشه خاکي ماده آلوده، اين انگل به انسان سالم منتقل مي­شود و باعث بروز زخم سالک مي­گردد. به طور کلي سالک بوسيله انواع پشه خاکي­هاي آلوده به سه طريق زير بوجود مي­آيد.

انسان به انسان

حيوان به حيوان

حيوان به انسان و بالعکس

سالک بطور مستقيم از حيوان به انسان يا انسان به حيوان قابل سرايت نيست

زخم سالک در موش و سگ بيشتر بر روي پوزه و لاله گوش که فاقد مو مي­باشند و در انسان در نقاط باز بدن مثل صورت و دست و پا ديده مي­شود اما در مناطقي که بعلت گرمي هوا شبها لخت مي­خوابند در تمام نقاط بدن مي­توان زخم سالک را مشاهد کرد.

دوره کمون:

در سالک بسته به نوع بيماري متفاوت است. در ليشمانيوز جلدي نوع مرطوب (روستايي) دوره کمون کوتاهتر (1-4) هفته ولي در ليشمانيوز جلدي نوع خشک (شهري) اين دوره طولاني تر و به طور معمول (2-8 ماه) گاهي 1-2 سال است. (دوره کمون يعني فاصله بين ورود عامل بيماري به بدن تا بروز علائم بيماري)

علائم بيماري در سالک:

بيماري سالک بسته به تعداد محلهاي گزش پشه به صورت يک زخم يا زخمهاي متعدد در نقاط باز بدن مانند صورت، بيني، گوش، دست و پا ايجاد مي­شود که ابتدا به صورت يک برآمدگي قرمز رنگ بوده، سپس به گره سفت و کبود رنگي تبديل مي­شود و در صورت عدم درمان مناسب زخمي شده و با بهبود هر زخم يک جوشگاه فرو رفته و پايدار به وجود مي­آيد که به زيبايي فرد لطمه مي­زند.

اضافه شدن عفونتهاي ثانويه ممکن است زخم سالک را به فرمهاي عفوني ديگر تبديل نمايد.

هر دو نوع انگل پس از طي دوره نهفتگي كه چند هفته تا چند ماه به درازا مي انجامد ، ابتدا در محل نيش ،پاپول پديدار مي شود كه زير آن به تدريج گرانولومي ايجاد شده ، پوست روي آن زخم مي شود و عفونت اضافي نيز عارض مي شود . بطوري كه پس از گذشت يك تا دو ماه زخمي به قطر يك تا دو سانتيمتر به همراه ترشح كم يا زياد يا بدون ترشح ظاهر  مي شود .

چندين ماه و گاه بيش از يك سال طول مي كشد تا اين زخم بهبود پيدا كند پس از بهبود جوشگاه تا آخر عمر باقي مي ماند و ايمني نيز به طور معمول تا آخر عمر تداوم مي يابد .

 

ضايعات سالک ممکن است به يک از اشکال زير ديده شود:

·        شکل خشک

·        شکل مرطوب

·        اشکال غير معمول

·        شکل مزمن

·        شکل لوپوئيد يا عود کننده

·        ضايعات ناشي از مايه کوبي

 

که در اين نوشته فقط به ذکر انواع خشک و مرطوب آن مي­پردازيم.

1-شکل خشک:

اين شکل بيماري داراي 4 مرحله پاپول بي­درد، مرحله زخم و دلمه، شروع بهبودي، بهبودي کامل و به جاي ماندي جوشگاه (جاي زخم يا اسکار) است.

پس از گذشت دوره کمون در محل گزش پشه پاپول سرخ رنگي ظاهر مي­شود اين پاپول نرم و بي­درد است و در اثر فشار محو نمي­شود. گاه خارش مختصري دارد. پس از گذشت چند هفته يا چند ماه پاپول فعال شده، ضايعه بزرگتر شده و اطراف آن را هاله قرمز رنگي فرا مي­گيرد و کم کم بر اثر تجمع سلولها در آن قطعه ضايعه سفت مي­شود. پس از گذشت 2 تا 3 ماه پاپول به صورت دانه­اي سرخ و برجسته سطحي صاف و شفاف و قوامي نرم در مي­آيد. در اين هنگام گاه در روي آن فرو رفتگي به عمق يک ميليمتر که ته آن پوسته پوسته است ديده مي­شود. به تدريج سطح اين دانه نرم مي­شود و مايع سروزي ترشح مي­کند و بالاخره ضايعه به صورت زخمي باز در مي­آيد. زخم حدودي مشخص و حاشيه­اي نامنظم  و برجسته دارد که روي آن را دلمه­اي کثيف و قهوه­اي رنگ پوشانده است. اگر دلمه کنده شود کف زخم فرو رفته است. اطراف زخم داراي هاله­اي صورتي رنگ در مقايسه با بافتهاي اطراف و زير آن سفت به نظر مي­رسد. ضايعه بي­درد و گاهي داراي خارش خفيف است هر چه تعداد ضايعات بيشتر باشد اندازه زخمها کوچکتر و بهبودي آنها سريعتر است. بهبودي زخم به تدريج از مرکز زخم شروع شده و دلمه شروع به خشک شدن مي­کند و بهبودي کامل پس از گذشت 6-12 ماه  و گاه بيشتر ضايعه کاملاً بهبود مي­يابد و اثر آن به صورت جوشگاهي فرو رفته با حدودي کاملاً مشخص و حاشيه­اي نامنظم باقي مي­ماند.

2- نوع مرطوب:

اين شکل نيز داراي همان چهار مرحله سالک خشک مي­باشد ولي تظاهرات باليني آن تفاوتهايي به شرح زير دارند. پس از طي دوره کمون (چند هفته تا چند ماه) ضايعه بصورت جوش همراه با التهاب حاد ظاهر مي­شود. پس از دو هفته زخمي شده که به سرعت بزرگ و دور آن پر خون مي­شود و زير لبه زخم خالي است و لبه زخم داراي تضاريس و چرک زياد است جوش خوردن زخم از وسط و اطراف همزمان اتفاق مي­افتد و به طور معمول زخم ظرف مدت 4-6 ماه پس از شروع آن به کلي خوب مي­شود و به ندرت در حالتهاي عادي بيش از 8 ماه طول مي­کشد.

 

 

به طور کلي تشخيص بيماري ليشمانيوز جلدي بر اساس آخرين مصوبه کميته کشوري در انواع مظنون، محتمل و قطعي به شرح زير است:

تشخيص مشکوک (Suspected): وجود دانه يا زخم پوستي در نقاط باز بدن در منطقه اندميک که بيش از 10 روز طول کشيده باشد.

تشخيص محتمل (Probable): وجود دانه يا زخم پوستي که به تدريج افزايش اندازه يافته، اولسر آن گاه سطحي و بر آمده است و گاه به صورت زخمهاي عميق چرکي و با کناره­هاي قرمز رنگ مي­باشد.

تشخيص قطعي (Definite): ديدن انگل در گسترش تهيه شده از ضايعه پوستي (اسمير يا کشت)

 

لشمانيوز پوستي يا سالك يك نوع بيماري انگلي مي باشد كه توسط انگل هاي تك ياخته از جنس لشمانيا ايجاد مي شود . لشمانياها از گروه تاژكداران خوني و بافتي هستند كه در دوران زندگي خود به دو شكل ديده مي شوند .

شكل بدون تاژك كه در بدن ميزبان و شكل تاژكدار در بدن پشه خاكي يافت مي شود . سالك توسط دو نوع انگل لشمانيا تروپيكا و لشمانيا ماژور ايجاد مي شود .

ليشمانيا در بدن پشه خاكى و محيط كشت بصورت پروماستيگوت متحرك و دوكى شكل است كه وقتى داخل بدن ميزبان پستاندار شد وارد فاگوسيت‏ها شده بصورت آماستيگوت‏هاى داخل سلولى گرد و بدون تاژك ديده مى‏شود. سگهاى اهلى يك مخزن مهم شهرى اين بيمارى محسوب مى‏شوند اين بيمارى به سه دسته تقسيم مى‏شود كه عبارتند از:

 1- ليشمانيوز جلدى (سالك):

 عامل بيمارى در كشورهاى قاره قديم (آسيا و آفريقا) L.Tropica و در قاره جديد (آمريكا) L.Braziliensis و L.Mexican مى‏باشد. ضايعه اصلى در اكثر موارد محدود به پوست و موضعى است ولى در لشمانيوز جلدى قاره جديد (آمريكاى جنوبى و مركزى) ممكنست مخاط مجاور نيز گرفتار شوند. دو گروه فرعى از ليشمانيا تروپيكا وجود دارد و گروه سوم بيشتر در كشورهاى آفريقائى سبب ليشمانيوز جلدى مى‏شود.

 1- L.tropica Major كه عامل لشمانيوز جلدى روستائى (نوع مرطوب) مى‏باشد (آب و كشاورزي توي روستاست)

 2- L.Tropica Minor كه عامل لشمانيوز جلدى شهرى (نوع خشك) را سبب مى‏گردد.

 3- L.Atropica كه در كشورهاى آفريقائى باعث بيمارى مى‏شود.

 ليشمانيوز جلدى شهرى (نوع خشك): اين بيمارى مخصوص كودكان و بالغين جوان است و در نواحى مديترانه، جنوب شوروى و هند وجود دارد. مخزن اصلى آن انسان است. دوره كمون بيمارى 3 تا 24 ماه است. و شروع ضايعه بصورت يك پاپول منفرد و قرمز داراى خارش است كه بعد در قسمت مركز زخمى مى‏شود و تدريجاً از اطراف توسعه مى‏يابد. تا به 2 سانتى‏متر مى‏رسد. در اين بيمارى لنفادنوپاتى شايع نيست و بهبودى طى 1 تا 2 سال اتفاق مى‏افتد كه البته يك اسكار دپيگمانته بجا مى‏گذارد. اين بيمارى توسط پشه+ خاكى پاپاتاسى و سرژانتى منتقل مى‏شود.

 ليشمانيوز جلدى روستائى (نوع مرطوب):  در اين بيمارى كه مخزن آن، جوندگان زير زمينى هستند دوره كمون 2 تا 6 هفته‏اى و ضايعات متعدد و بيشتر در اندام تحتانى مى‏باشند و لنفادنوپاتى ناحيه‏اى ديده مى‏شود. در ضمن يكى از خصوصيات آن ايجاد ضايعات اقمارى مى‏باشد. بهبودى ضايعه طى 3 تا 6 ماه اتفاق مى‏افتد كه البته همراه با ايجاد اسكار است. اين بيمارى توسط پشه+ خاكى پاپاتاسى منتقل مى‏شود.

 2- لشمانيوز جلدى مخاطى )Espundia(:

 در اينحالت ضايعه اوليه جلدى به دليل انتشار عفونت به مخاطها كمپليكه مى‏شود و مخاطات دهان، بينى، كام، حلق، لب بالا و لارنكس ممكن است گرفتار شوند. اين نوع نسبت به داروهاى نوع جلدى قدرى مقاوم مى‏باشند و ممكن است بيمار به دليل پنومونى و اسكارهاى مخاطى جانش به خطر افتد.

 3- لشمانيوز احشائى يا كالاآزار:

 عامل اين بيمارى ليشمانيا دووانى )Donovani( مى‏باشد كه از طريق سيستم لنفاتيك بدنبال يك ضايعه پوستى منتشر مى‏گردد. به سه هوع كالاآزار آفريقائى، مديترانه‏اى  وهندى تقسيم مى‏شود. دوره كمون بيمارى حدود 3 ماه است. ضايعه پوستى اوليه خيلى بندرت مورد توجه قرار مى‏گيرد. برقرارى مرحله احشائى ممكن است ناگهانى يا تدريجى باشد در برخى مواقع حاد و همراه با لرز، تب بالا و استفراغ است. در بقيه موارد از نظر خصوصيات مشابه تيفوئيد بوده و با ضعف عمومى و تب بالارونده همراه است كه ممكن است در مدت يك هفته به 40 درجه سانتى‏گراد برسد. در تعداد ديگرى از بيماران آغاز بيمارى بى‏سر وصدا، تدريجى و بدون همراهى با تب مشخص مى‏باشد. در جريان مرحله حاد تب اغلب انترميتانت با دو Remission روزانه بوده و هر بار سقوط تب اغلب با عرق مفرط همراه است. در ده تا 15% موارد بيمارى و در ابتداى آن بطور مشخص درجه حرارت بيمار در اوائل بعد از ظهر افزايش يافته و در هنگام غروب فروكش مى‏كند و معمولاً مجدداً قبل از نيمه شب بالا مى‏رود. تب آغازى ممكنست براى 2 تا 6 هفته ادامه يابد و پس از آن چنانچه بيمارى مزمن گردد تكرار مراحل تب دار مشابه بروسلوز مى‏باشد. اولين نكته قابل توجه در بيمار بزرگى طحال است. در مراحل ابتدائى، طحال يك قوام خميرى دارد. هر موجى از تب با عظم بيشتر طحال همراه بوده و در طى مرحله بدون تب كاهش در اندازه آن مشاهده مى‏شود. از علائم و نشانه‏هاى ديگر مى‏توان به بزرگى كبد (20%)، اسهال، تاكى كاردى بدون توكسمى، اختلال رشد (در كودكان)، لنفادنوپاتى، (خصوصاً در نوع آفريقائى)، خونريزى گوارشى، سوء جذب، گلومرولونفريت و نفريت بينابينى، ادم، كاشكسى و هيپرپيگانتاسيون و سيروز و هيپرتانسيون پورت (10%) اشاره كرد.

 

 

تشخيص لشمانيوز جلدي:

تشخيص باليني سالک وقتي به اثبات مي­رسد که ميکروارگانيسم در اسمير رنگ­آميزي شده مايع حاصل از ضايعات جلدي و يا کشت ديده شود و يا در آزمايش بافت شناسي در بافت رنگ آميزي شده مشاهده گردد. براي مشاهده جسم ليشمن در اسمير و نسوج از رنگ آميزي انتخابي به روشهاي گيمسا و رايت استفاده مي­شود. در رنگ آميزي سيتوپلاسم انگل به رنگ آبي، هسته به رنگ صورتي و کينتوپلاست به رنگ قرمز در مي­آيد.

کشت انگل در محيط کشت اختصاصي N.N.N که مخفف حرف اول سه دانشمندي است که اين محيط کشت را شناخته­اند (Mac Neal, Norvy, Nicolle) انجام مي­شود در داخل محيط کشت اجسام ليشمن تبديل به اشکال تاژک دار (پروماستيگوت) شده و تکثير با روش غير جنسي دوتايي طولي صورت مي­گيرد.

از علائم آزمايشگاهى مهم مى‏توان به پان سيتوپنى، كم خونى، كاهش آلبومين سرم، افزايش گاما گلوبين‏ها، آگرانولوسيتوز، وجود كمپلكس‏هاى ايمنى و لنفوسيتوز و منوسيتوز نسبى اشاره كرد. در ضمن در مراحل اوليه تست‏هاى انعقادى طبيعى هستند ولى در مراحل آخر PT, PTT, BT, CT افزايش مى‏يابند. از نظر تشخيصى در مورد اين بيمارى چند كار مى‏توان انجام داد:

 1- تهيه نمونه از گلبول سفيد سانتريفوژ كه در نوع هندى تا 90% انگل را نشان مى‏دهد.

 2- بيوپسى و آسپيراسيون مغز استخوان تا 85% موارد مثبت است.

 3- آسپراسيون طحال تا 95% مثبت  است كه بعلت خونريزى شديد انجام نمى‏گيرد.

 4- بيوپسى از غدد لنفاوى تا 65% مثبت است.

 5- تست آگلوتيناسيون مستقيم در اوايل بيمارى مثبت است.

 6- تست پوستى ليشمن كه 6 تا 8 هفته بعد از بهبودى مثبت مى‏گردد.

 

پيشگيري و كنترل بيماري :

·        آموزش و ارتقاء آگاهي مردم

·        بيماريابي و درمان بيماران

·        حفاظتهاي شخصي و رعايت بهداشت فردي و اجتماعي مانند استفاده از پشته بند و..

·        بهسازي محيط

·        عدم نگهداري دام و طيور در منزل

·        دفع بهداشتي زباله

·        دفع بهداشتي آب و فاضلاب

 

هميشه در كنترل بيماريهائي كه بوسيله حشرات منتقل مي شوند ، ابتدا بايد اطلاعاتي درباره بيماري ، انتشار جغرافيائي ، وفور فصلي و ارتباط آن به عوامل سن ، جنس و نيز اطلاعات اپيدميولوژيك و اكولوژيك كافي گرد آوري شود .عمليات كنترل بيشتر مشتمل است بر بيماريابي و درمان بيماران ، مبارزه با پشه خاكي بصورت جلوگيري از زاد ولد يا سمپاشي براي از بين بردن پشه خاكي هاي بالغ ، محافظت اشخاص از نيش پشه خاكي با زدن پشه بند ، تجويز داروهاي دافع حشرات نيش زن و مبارزه با مخازن بيماري بصورت از بين بردن سگ هاي ولگرد و جوندگان تا شعاع معيني اطراف اماكن انساني و بالاخره بكار بردن واكسن ، كارهاي ديگري مي باشد كه اشخاص غير ايمن را محافظت مي كند .

البته چون هنوز واکسن به کلي موثري عليه سالک ساخته نشده در بعضي موارد استثنائي براي کنترل سالک با تزريق انگلهاي زنده و بيماريزا در نقاط پوشيده بدن مانند بالاي بازو ، در آن محل زخمي ايجاد مي شود که افراد مورد نظر تا آخر عمر ايمني پيدا مي کنند ، اين عمل را لشمانيزاسيون مي نامند .

براي کنترل اساسي تر و جلوگيري از بروز بيماري بايد سيستم شهرسازي اصولي باشد به نحوي که خيابانها و کوچه ها آسفالت شوند . ساختمانها مي بايد طوري باشد که حداقل قسمت پايين ديوارها داراي شکاف و سوراخ نباشد و طوري ساخته شوند که رطوبت به آنها نفوذ نکند . پياده روها بايد آسفالت شوند و خلاصه اقدامهايي از نظر شهرسازي و ساختمان سازي صورت گيرد . که پشه خاکي امکان زاد و ولد  پيدا نکند . تلنبار کردن مصالح ساختماني ، نخاله هاي ساختماني و زباله بخصوص در فضاهاي باز بين خانه هاي تازه ساز براي زاد و ولد پشه خاکي وضعيت بسيار مساعدي ايجاد مي نمايد . شايان ذکر است که در تمام اقدام هاي کنترل عليه سالک عمليات کنترل بايد با فعاليتهاي آموزش بهداشت توام باشد و مردم بطور فعال در اين عمليات همکاري کتند  .بسياري از کار هاي کنترل مانند بستن پشه بند يا همکاري جهت از بين بردن جوندگان بايد توسط خود مردم اجرا شود و اگر به افراد آموزش کافي داده نشود ، اين فعاليتها ثمري به بار نخواهد آورد .

شرايط مساعد انتشار بيماري:

با توجه به اينکه براي ايجاد بيماري وجود عوامل زير ضروري مي­باشد:

·        عامل بيماري

·        ناقل

·        مخزن

·        ميزبان

در مورد بيماري سالک کم و بيش در اکثر نقاط پشه خاکي يافت مي­گردد که در کانونهاي آلوده ناقلين حساس حاوي عامل بيماري هستند به هر حال ضرورت ايجاد بيماري گزش انسان توسط پشه خاکي آلوده مي­باشد.

پس هر وضعيت محيطي که مساعد کننده تکثير و رشد ناقل در کانون­هاي بيماري باشد در ميزان بروز آن تاثير گذار خواهد بود.

پشه ناقل در شرايط رطوبتي و سايه و محيطهاي حاوي مواد آلي پوسيده به خوبي رشد و تکثير مي­کند و کانونهاي تجمع زباله، نخاله ساختماني، خلل و فرج ديوارهاي بهسازي نشده اماکن، مسيل­هايي روباز و گودال­هاي آبگير، زمينهاي باير ناهموار، بستر رودخانه­ها همگي مثالهايي از شرايط مناسب رشد پشه مي­باشند.

لذا از اصلي­ترين اهداف در هماهنگي بين بخشي مبارزه با بيماري حذف اين شرايط مساعد مي­باشد يعني بايستي شرايطي فراهم گردد که از ساخت و سازهاي غير مجاز خارج از اصول شهرسازي در حاشيه شهرها جلوگيري شود. فاضلاب و زباله به صورت بهداشتي و اصولي جمع­آوري و دفع گردد.

اماکن نيمه مخروبه يا متروکه تخريب و تسطيح گردد. کوره­هاي آجرپزي و امثال آن تخريب يا ترميم گردد. از نگهداري دام و طيور نزديک اماکن مسکوني خودداري گردد. بدين لحاظ بايستي دستگاههاي مختلف مانند فرمانداري يا بخشداري، شهرداري، دامپزشکي، نيروي انتظامي، شوراهاي اسلامي، اداره کشاورزي و همچنين آحاد مردم در مبارزه با اين بيماري وارد عمل شوند.

مخزن بيماري در نوع شهري عمدتاً انسان و بعضاً به طور اتفاقي سگ مي­باشد. لذا طرح اتلاف سگهاي ولگرد علاوه بر پيشگيري از بيماريها­ي مختلف در کنترل سالک نيز موثر است. در نوع روستايي مخزن بيماري جوندگان است که بايستي شرائطي فراهم گردد که در نزديکي اماکن مسکوني جوندگان حضور نداشته باشند.

خلاصه اينکه از اساسي­ترين بخشي­هاي مبارزه با بيماري­ هماهنگي بين بخشي و مشارکت بخشهاي غير بهداشت و درمان در اين برنامه مي­باشد. مسلماً در اين خصوص آموزش عموم مردم، تشويق به درمان به موقع و استفاده از اصول حفاظتي فردي مانند توري پنجره، استفاده از پشه بند آغشه به حشره کش مي­باشد.

 

خلاصه:

·        اتلاف سگهاي ولگرد

·        مبارزه با جوندگان خصوصاً موشها

·        مبارزه با پشه خاکي

·        نصب توري به در و پنجره به منظور جلوگيري از ورود پشه خاکي بداخل اطاقها

·        استفاده از حشره کشها قبل از خواب در اطاقهاي بدون درب توري

·        استفاده از پشه بند ريز در صورت خوابيدن در هواي آزاد

·        نصب سيفون در توالتها بمنظور جلوگيري از تخمگذاري پشه

·        ريختن زباله منزل در زباله­دانهاي دربدار و کيسه زباله و جمع آوري و حمل و دفع مستمر و صحيح زباله

·        پوشيدن روي زخمها در شب بمنظور جلوگيري از نشستن پشه خاکي بر روي آن و انتقال بيماري

·        ريختن هفته­اي يک بار يا  دو بار مقداري نفت در چاهکهاي دستشويي و توالت

·        مراجعه به پزشک بمحض مشاهده اولين علائم زخم سالک در مناطق آلوده

·        پوشش و محافظت بدن و جلوگيري از نيش پشه مخصوصاً شبها

·        اجتناب از ريختن نخاله­هاي بنايي در معابر و مناطق مسکوني

·        جمع آوري و دفع سريع فضولات حيواني و جلوگيري از انباشته شدن آنها

·        انتقال فاضلابها به شبکه فاضلاب و يا چاههاي جذب و اجتناب از جاري نمودن آن در معابر

·        پرهيز از نگهداري سگ در منزل و سگهاي خانگي بايد داراي شناسنامه  و کارت باشند

·        تخريب و تسطيح مکانهاي خالي از سکنه و مکانهاي مخروبه

·        بهسازي و ترميم شکافها و حفره­هاي موجود در مناطق مسکوني و محلهاي نگهداري دام

·        پوشاندن زخم سالک بوسيله پارچه تميز در شبها

·        استفاده از جريان هوا در هنگام خواب (استفاده از کولر و پنکه در تابستان)

·        به منظور جلوگيري از پراکنده شدن زباله­ها، آنها را فقط در ساعات تعيين شده از سوي شهرداري بيرون از منزل قرار دهيد.

·        در صورت امکان مي­توان از دورکننده­هاي پشه (برقي) در اتاقهاي خواب استفاده نمود.

 

 

درمان :

 اشکال ساده جلدي بيماري ممکن است خود به خود بهبود يافته و احتياج به درمان خاصي نداشته باشد .درمان سيستميک با ترکيبات آنتيموان درمورد زخمهاي ملايمي که خود بخود محدود مي­شوند به نظر خيلي گرانقيمت و سمي مي­رسد. فقط در موارد زير توصيه مي­گردد و در غير اين موارد پيشنهاد مي­شود که درمان صورت نگرفته و با گاز استريل پانسمان گردد.

·        [  درمان بيمارى سالك (پروتوكل كشورى):  آخرين دستورالعمل كشوري (ارديبهشت 82)

o        درمان بيمارى سالك در موارد زير توصيه مى‏شود:

•           1- كسانى كه ضايعات زخمى بزرگتر از 3 سانتى‏متر دارند

•           2- كسانى كه ضايعات اولسراتيو دارند

•           3- ضايعات مناطق باز بدن (صورت - پشت دست - پشت پا) محل ضايعه درسه سانتى‏مترى ارگان‏هاى حياتى مانند چشم، گوش و دهان باشد

•          4- کساني که زخمهاي متعدد و چرکي دارند.

•          5- کساني که زخمهاي متعدد دارند

•          6- زخمهاي کاسمتيک (موجود در صورت)

•           در ساير موارد پيشنهاد مى‏گردد كه درمان صورت نگرفته و جهت پيشگيرى از گزش مجدد و انتقال به ديگران و هم چنين پيشگيرى از ايجاد احتمالى عفونت ثانويه با گاز استريل پانسمان گردد

درمان به شکل:

·        تركيبات آنتى‏موان پنج ظرفيتى (گلوكانتيم و پنتوستام): كه بدو شكل تزريق موضعى و تزريق سيستميك قابل استفاده است. تزريقات موضعي ترکيبات 5 ظرفيتي آنتي­ موان مثل سديم استيبوگلوکونات (پنتوستام)، mg/kg/d/IV/01Amp Sodium Stibogluconate )Pentostam( ،  قدرى از دارو را مى‏توان بصورت موضعى در لبه زخم تزريق كرد كه باعث تسريع در بهبودى مى‏گردد.  يا مگلومين آنتيمونيت (گلوکانتيم ) براي درمان توصيه شده است.

·        الف) تزريق موضعى در موارد زير انديكاسيون دارد

o        تعدد ضايعات محدود (3-2) عدد در نزديكى ارگانهاى حياتى نباشد.

·         روش تزريق:

o        تزريق معمولاً در چهار نقطه داخل زخم صورت مى‏گيرد تا زمانيكه رنگ محل تزريق ضايعه متمايل به سفيد گردد.

·         مقدار تزريق:

o        بستيگ به اندازه ضايعه داشته و فواصل درمان هفته‏اى يكبار مى‏باشد. درمان ياد شده تا بهبودى كامل ضايعه توصيه مى‏گردد.

·         تزريق سيستميك:  در موارد زير توصيه مى‏شود

o        - تعداد ضايعات متعدد و اولسراتيو باشد (از 3 سانتى‏متر بيشتر)

o        - همراه با لنفادنوپاتى مجاور ضايعه فرم اسپيروتريكوئيد باشد.

o        - بيمار مايل يا قادر به تزريق داخل ضايعه نباشد

o        - در موارد ACL با عامل L.Tropica در ايران جهت پيشگيرى از اپيدمى با هر تعداد و فرم ضايعه بايد تزريق شود.

o        - درخواست بيمار جهت معالجه بعد از توضيحات علمى توسط پزشك معالج‏

o        * توصيه مى‏شود در صورت وجود بيمارى‏ه‏اى كبد، قلبى و كليوى درمان تحت نظر متخصص پوست انجام شود.

o        * تزريق در خانمهاى حامله كاربرد ندارد و توصيه مى‏شود كه از روشهاى ديگر درمانى با مراجعه به متخصصين پوست استفاده شود.

·         مقدار دارو و طول درمان:

o        02 mg/kg روزانه در يك نوبت تزريق عضلانى بهتر است بصورت منقسم در دو ناحيه (دو باسن) تزريق گردد. بمدت 14-10 روز و در صورت نياز پس از حداقل يكماه مجدداً رژيم درمانى تكرار گردد.

o        - در صورت عدم پاسخ تا دو دوره ارجاع بيمار به پزشك متخصص پوست توصيه مى‏شود.

o        - در صورت عود يا مقاومت انگل به درمان گلوكانتيم تنهابايد در دور دوم درمان آمپول گلوكانتيم + قرص آلوپورينول (20 ميلى‏گرم در كيلو) تجويز شود.

·         - در صورت عدم وجود عفونت باكتريايى ثانويه توصيه مى‏شود از مراقبتهاى موضعى (پانسمان، نظافت زخم) و آنتى‏بيوتيك مناسب سيستميك استفاده نمود.

·         - چنانچه در بيماران سنگين وزن، بيش از 2 آمپول گلوكانتيم روزانه لازم باشد در دو دوز منقسم (صبح و شب) تزريقات انجام شود.

·         - توصيه مى‏شود از دستكارى زخم اكيداً خوددارى شود.

·         - رژيم‏هاى درمانى ديگرى هم وجود دارند كه در صورت نياز بايستى توسط متخصصين پوست تجويز گردند.

·         - در صورت بروز هر گونه واكنش در محل تزريق (قرمزى، گرمى، درد و تورم) و علائم سيستميك (شكايتهاى قلبى، يرقان، مشكلات ادرارى) درمان قطع و بيمار به پزشك متخصص ارجاع گردد.]

·         پنتاميدين به عنوان داروي دوم در درمان ليشمانيوز پوستي به کار مي رود)

·        پمادهاي موضعي (اثر زيادي نداشته­اند) اخيراً پماد پارومومايسين به همراه متيل بنزوتونيوم کلرايد در اسرائيل

o       (توضيح : داروخانه دکتر آردم زماني اين پماد را از ترکيب کپسول پارومومايسين و وازلين درست مي­کرده که در تماس با هلال احمر زياد پيشنهاد نشد ضمناً پماد پارومومايسين در ايران نيست. پارومومايسين کپسول و شربت دارد – براي توضيحات مربوط به پارومومايسين به کتاب داروشناسي ژنريک جلد زرد مراجعه نمائيد)

·        درمان فيزيکي با کورتاژ زخم – اشعه ايکس با طول موج بلند، گرما و سرماي موضعي نيز بکار گرفته شده­اند

·        داروهاي خوراکي مثل کتوکونازول، ايميدازول يا ايتراکونازول ممكن است در درمان لشمانيا تاثير متوسطي داشته باشد

از جزوه مربوطه به طور کامل دنبال گردد

 

سوالاتي پيرامون بيماري سالک:

در سالک احشائي چه قسمتهائي از بدن درگير مي شود؟  طحال ، کبد ، مغز استخوان

 

چه علائمي در آلوده شدگان به فرم احشائي ديده مي شود ؟  تب ، کم وزني ، بزرگ شدگي طحال و کبد  و کمبود گلبولهاي قرمز و سفيد و پلاکت هاي خون

 

چه تعداد از مردم کره زمين به اين بيماري مبتلا مي شوند ؟ سالانه 5/1 ميليون نفر در سال در جهان به فرم پوستي سالک مبتلا مي شوند و 500000 نفر به فرم احشائي آلوده مي شوند .

 

بيماري سالک چگونه گسترش مي يابد ؟ اين بيماري توسط گزش بعضي از گونه هاي آلوده پشه خاکي فلبوتمين گسترش مي يابد . خود اين پشه ها  از راه گزش حيوانات آلوده( براي مثال موشها و سگها ) يا گزش انسانهاي آلوده به بيماري مبتلا مي شوند . آنها در مواقع گرم روز غير فعال مي شوند و در هواي خنک فعاليت خود را در گسترش بيماري شروع مي کنند .

 

چه سنيني بيشتر در معرض خطر اين بيماري هستند ؟ در مناطق آلوده تمام سنين به اين بيماري آلوده مي شوند . در مناطق روستائي نسبت به مناطق شهري بيماري بيشتر يافت مي شود .

 

رفرنس :

1 – (1-   نيلفروش زاده ، دکتر محمد علي _ ليشمانيوز جلدي _ انتشارات دانشگاه ع.پ اصفهان _ چاپ اول پاييز 81 2-   عزيزي ، دکتر فريدون _ اپيدميولوژي و کنترل بيماريهاي شايع در ايران _ چاپ دوم 80  3-   صباغيان ، دکتر حسين _ کنترل بيماريهاي واگيردار در انسان_ انتشارات پور سينا چاپ 0 8 - با تشکر از راهنمائي آقاي ايرج عباسي  - تهيه کننده : عزيز دولتخواه کارشناس )

۲-     كتاب راهنماِي بالِينِي درمان بِيمارِيهاِي پوست

۳- مطالب متفرقه از کنفرانس های متعدد سالک