سم نزدایی

 

 

مقاله سم نزدايي

معتادان را مار نگزيده كه سم زدايي مي كنيم

 

۱۴ اصل اعتياد : سخنرانی در سمينار سراسری اعتياد ، چالش ها و درمان ها ، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان زنجان آبانماه ۸۱

 

متن سخنراني

 

بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم

 فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم

 

اگر غم لشگر انگيزد كه خون عاشقان ريزد

 من و ساقي به هم سازيم و بنيادش براندازيم

 

چو در دست است رودي خوش بزن مطرب سرودي خوش

 كه دست افشان غزل خوانيم و پاي گوبان سراندازيم

 

يكي از عقل مي لافد يكي طامات مي بافد

 بيا كين داوري ها را به پيش داور اندازيم

 

 

بله يكي از عقل مي لافد و يكي طامات مي بافد؟

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند

 

 

من مهندس الكترونيك بودم و يك محقق در الكترونيك بودم ، از بد حادثه به اينجا پناه آورده ام ، من تمامي پزشكان و روانپزشكان را از صميم قلب دوست دارم ، انسان را دوست دارم ، علم را دوست دارم ، به من مي گفتند تو مهندس برقي ، نبايد در علم پزشكي و روان پزشكي و اعتياد مداخله كني چون درسش را نخوانده اي ، پاسخ من اين بود:

من خود اعتيادم ! من خود مواد مخدرم ! من خود كتاب اعتيادم ! من ويروس اعتيادم ! من خود جرمم ! من خود بيمارم ! من در دم و درمانم ! من 17 سال معتاد حرفه اي بوده ام و قريب پنج سال از اعتياد آزادورها هستم ، من زبان دارم . خودم خودم را براي شما تعريف مي كنم . نقاط ضعف و قدرتم را بيان مي كنم ، براي شما مي گويم درد چيست و درمان چيست به شما ميگويم با روشهاي موجود درمان شده ام يا نه ! شما بعنوان عالم و دانشمند قضاوت كنيد ، من هر چه مي گويم آرزو ميكردم پزشك يا روانپزشك بودم تا شما مرا مي پذيرفتيد ، ولي خداوند نخواست و زندگي مرا بگونه اي ديگر رقم زد و خواست من بيش از 20 سال روي سيستم هاي پيچيده صنعتي كار كنم و عيب آنها را مشخص كنم ولي در همان حال به اعتياد كشيده شدم و با كوله باري از بدبختي هاي اعتياد عاقبت بفكر عيب يابي خودم افتادم .

تجربياتم را در كتاب عبور از منطقه 60 درجه زير صفر منشر نمودم . كه تاكنون 5 نوبت تجديد چاپ شده و اكثر نقاط كور درمان اعتياد در اين كتاب شكافته شده و روش جديد درمان اعتياد ابداع گرديده است .

من دست يك يك شما هموطنان خودم را مي فشارم . در 21 ژوئن سال 2000 طبق اعلاميه NIDA سازمان دارويي وابسته به وزارت بهداشت آمريكا، روش درمان اعتياد ، تدريجي پله اي ، كه اينجانب طراحي نمودم ، كه درمان اعتياد با استفاده از خود مواد مخدر بعنوان دارو مي باشد ، بعنوان بهترين و كم خطرترين و با راندمان ترين روش اعلام گرديد و 15 كشور بزرگ جهان آن را تائيد نمودند و اكنون هزاران ، هزار نفر با استفاده از اين روش درمان شده اند يا در حال درمان هستند ، براي من گريه آور است كه در داخل كشورم هنوز عزيزان از اين موضوع اطلاع ندارند و حتي چون من پزشك نيستم روي سخنانم بعضي ها حتي فكر هم نمي كنند، من با اكثر خبرگزاري هاي معتبر جهان مصاحبه

داشته ام ، با هيئت هاي علمي انگلستان ، فرانسه ، آلمان ، اسپانيا ، نشست داشته و طبق دليل روش هاي آنها را نقد كرده ام و نقاط ضعف آنها را بيان نمودم .

به اولين كنگره پزشكي سراسري ايران در زاهدان مقاله علمي صورت مسئله اعتياد را ارائه كردم كه پذيرفته شد در آن مقاله روش هاي درمان اعتياد موجود را مردود اعلام كردم .

اكنون طبق بخشنامه مركز دانشگاه آزاد اين مقاله و ساير مقالات من براي استفاده استادان و دانشجويان به بيش از 150 دانشگاه ارسال شده است ، در بيش از 20 دانشگاه سخنراني داشته ام . اكنون دبير کل کنگره ۶۰ و عضو هيئت مديره آن هستم ، مركز تحقيقاتي و گروه درماني كنگره 60 را بنيان نهادم و تمامي روش ها و قوانين آن را مكتوب نمودم .

كنگره 60 هم اكنون يكي از موفق تريم نوع گروه درماني در سطح جهان مي با شد ، همه روزه دانشجوياني براي تحقيق نزد من مي آيند و رساله خود را مي نويسند هم اكنون صدها نمونه كه به درمان قطعي رسيده اند ، ترياك ، هروئين ، ترزيق و قرص و اعتيادهاي وحشتناك نزد من مي باشند و آماده هستند هر كجا كه بگوئيد بيايند و سخن بگويند مگر براي اثبات هرگونه علم يا سخن علمي راهي جز بوته آزمايش و تجربه وجود دارد؟

اكنون در هفته 14 جلسه گروه درماني كنگره 60 در 5 نقطه تهران برگزار مي شود كه حداقل افراد گروه از 50 نفر تا 400 نفر مي باشند و همه خدمات بصورت رايگان ارائه مي گردد.

 

ما سر شوريدگان را به كجا بايد شد !

معتادان را مار نگزيده كه سم زدايي مي كنيم !

 

 

سم امر نسبي است و سم زدايي در پزشكي كاربرد ويژه اي دارد.

مواد مخدر براي كسانيكه آن را مصرف نمي كنند سم است و حتي اثر كشنده دارد اما براي فرد معتاد كه هر روز آن را مصرف مي كند مثل سم عمل نمي كند .

اعتياد مسموميت مزمن نيست ، هر كس اين تعريف را ارائه نموده است مفهوم سم و اعتياد را نشكافته است .

اعتياد : جايگزيني مزمن است . چون مواد مخدر خارجي دقيقاً جايگزين سيستمهاي توليد كننده مواد شبه افيوني و سيستم درد بدن شده است ، ( مثل : اندروفين ها ، دينورفين ها و آنكفالين ها و ...)

اين تعريف « مسموميت مزمن » جهاني را گمراه نموده است چون در اين تعريف ، مسئله سم مطرح مي شود و فردي كه سم مصرف كرده بايد سم زدايي شود.

ما اگر بخواهيم شخص معتاد به مواد مخدر را سم زدايي كنيم نيازي به روشهاي آنچناني و پر هزينه نيست . كافي است نصف قاشق چايي خوري جوهر ليمو در آب حل نمائيم و يا يك استكان آب ليمو و يك كاسه ترشي به فرد معتاد بخورانيم تا ظرف مدت كوتاهي سم زدايي شود. ديگر نه نياز به بيهوشي مي باشد و نه جراحي مغز و نه تعويض خون و غيره ....

اما در تعريف جايگزيني ، جايگزين مطرح مي شود ، مواد مخدر جايگزين مواد شبه افيوني بدن شده و نبايد جايگزين را به يكباره حذف نمائيم .

ما زماني مي توانيم جايگزين را حذف كنيم كه سيستم توليد كننده مواد شبه افيوني بدن راه اندازي شده با شد.

امروز در سطح جهان معتادان خواستار و علاقمند به درمان و رهايي از اعتياد را گروه گروه به مسلخ سم زدايي مي برند و چون جواب نمي گيرند مي گويند : اعتياد درمان ندارد و معتاد اراده! ؟

كسي نيست سئوال كند : خارج كردن تركش بمبهاي جنگي از يك شهري كه 10 سال تمام بمباران شده چه اثري روي خرابيهاي تاسيسات شهري دارد ، و خارج كردن بقاياي بمبهاي مواد مخدر از جسم شخص معتاد ، چه اثري روي تخريبهاي جسم او دارد. مضافاً به اينكه جسم انسان ، خود به خود سه روزه بقاياي مواد مخدر را از جسم معتاد خارج مي كند ولي ما بدون توجه به مكانيزم جسم ، مواد جايگزين را خارج مي كنيم و زلزله اي را در حدود 8 ريشتر در جسم معتاد بوجود مي آوريم كه اثرات بسيار مخرب و نابود كننده دارد!

به فضل خداوند اكنون 14 اصل از اعتياد را مطرح مي نمايم تا به كمك دانشمندان عزيز تكميل گردد:

اصل يكم : مواد مخدر

ماده مخدر به ماده اي گفته مي شود كه انسان را از حالت تعادل طبيعي خارج نمايد . بنابر اين به غير از مواد مخدر شناخته شده الكل ، حشيش و داروهاي روان گردان عادت آور كه بدون تجويز پزشك متخصص مورد استفاده قرار گيرند نيز ماده مخدر محسوب مي گردند.

اصل دوم : معتاد كيست

معتاد فرد بيماريست كه بر اثر استفاده مكرر از مواد مخدر در قسمت جسم ، روان و جهان بيني (‌تفكر و انديشه ) او تخريب ايجاد گرديده و از تعادل خارج شده است .

اصل سوم : جايگزيني

اعتياد مسموميت مزمن نيست ، اعتياد جايگزيني مزمن است ، چون مواد مخدر خارجي جايگزين مواد مخدر داخلي يا جسم گرديده است .

اصل چهارم :‌روان

معتاد بيما راست . اما بيمار الزاماً و ذاتاً رواني نيست ! همانطوريكه انسان مست بيمار رواني نيست . حركات نامعقول او اثرات الكل است و همينطور اختلالات رفتاري فرد معتاد در اثر مصرف يا عدم مصرف مواد مخدر مي باشد .

اصل پنجم : زمان

طول درمان اعتياد در اكثر مواد مخدر مثل ترياك ، هرويين ، الكل ، داروها در قسمت جسم يا راه اندازي سيستمهاي توليد كننده مواد شبه افيوني بدن حدوداً 11 ماه است و مثل فرآيند حاملگي ، زمان بخصوص دارد و ما طول درمان را با هيچ دارويي نمي توانيم كاهش اساسي بدهيم .

توضيح اينكه : اين مدت 11 ماه فقط در اثر تجربه هاي گوناگون بدست آمده است .

 

اصل ششم : بهترين دارو

بهترين و كاملترين دارو براي درمان هرگونه اعتياد همان مواد مخدر مصرفي فرد معتاد است كه در طول زمان طبق محاسبات دقيق ميزان مصرف آن را كاهش مي دهيم تا به موازات كاهش مصرف مواد مخدر سيستمهاي از كار افتاده جسم فرصت بازسازي خود را داشته باشند . براي الكل ، الكل ، براي ترياك ، ترياك ، براي هروئين ، ترياك ، جون هروئين و ترياك هر دو از يك خانواده هستند و پايه هر دو مرفين است .

 

 

اصل هفتم : عكس العملهاي جسم

عوارض قطع ناگهاني مصرف در خانواده ترياك شامل دو بخش است :

الف – عكس العملها يا اختلالات آشكار ، طول درمان يك تا دو هفته .

علائم :‌اسهال ،‌عطسه ، خميازه ، آب ريزش بيني و چشم ، بي خوابي ، استخوان درد ، پرش عضلات .

ب – عكس العملها يا اختلالات پنهان ، طول درمان ده ماه و نيم .

علائم : افسردگي ، تنبلي ، بي خوابي ، عدم ميل به زندگي ، بالا رفتن ميل جنسي ، ناتواني جنسي ، تمايل به خودكشي ، كند ذهني .

علت : عدم تعادل سيستمهاي شبه افيوني بدن .

توضيح : بعضي از مواد مخدر مثل حشيش فقط علكس العملهاي پنهان را دارد به همين دليل فكر

مي كنند حشيش اعتياد ندارد.

 

اصل هشتم : سم زدايي

قطع سريع مواد مخدر يا سم زدايي باعث ايجاد شوك مخرب در فرد معتاد مي شود و ترميم اثرات اين تخريب بسيار مشكل و در بعضي موارد غير قابل جبران است . بنا براين ، بستري ، بيهوشي ، و درمانهاي سرپايي امروزي به منظور سم زدايي فاكتورهاي غلط در درمان اعتياد هستند !

 

اصل نهم : داروهاي رواني يا روان گردان

براي درمان اعتياد بايستي فقط از داروهاي استاندارد درمان اعتياد استفاده شود و استفاده از داروهاي خواب آور ، روان گردان ، ضد افسردگي و داروهايي كه مربوط به بيماران رواني مي باشد ، فرآيند درمان اعتياد را به تعويق مي اندازد و شخص دوباره به اعتياد برمي گردد. در حاليكه به مصرف اين داروها نيز عادت كرده است ، عوارض طولاني مدت اين داروها به مراتب بيش از مواد مخدري مثل ترياك و هروئين است .

 

اصل دهم : گروهبندي معتادان

معتادين به سه گروه اصلي تقسيم مي شوند :

الف – نامزدهاي اعتياد يا معتادان تفريحي كه مواد مخدر را به صورت تفنني مصرف مي كنند اين افراد معتادان آينده را تشكيل مي دهند ، شايسته است پيشگيري به عمل آيد.

ب - معتادان دوستار اعتياد ، شايسته است مهار گردند.

ج – معتادان خواستار رهايي از اعتياد ، شايسته است درمان شوند.

 

اصل يازدهم : روشهاي ترك و درمان اعتياد

الف – ترك سقوط آزاد يا قطع سريع مواد مخدر بدون استفاده از هرگونه ماده اي .

ب – ترك شبه سقوط آزاد يا اصطلاحاً سم زدايي .

ج – ترك سنتي با استفاده از مواد مخدر مصرفي و كاهش آن در مدت كوتاه حدوداً 20 روز

د – روش درمان تدريجي يا پله اي : روش ابداعي اينجانب كه مشروح آن در كتاب عبور از منطقه 60 درجه زير صفر به چاپ رسيده است در اين روش مواد مخدر مصرفي يا داروي جايگزين كه مطابق با استانداردهاي جهاني باشد در طول مدت 11 ماه به تدريج كاهش مي يابد و به صفر مي رسد.

 

توضيح : اعتياد موضوعي فقط رفتاري نيست كه آن را ترك نماييم . اعتياد بيماري است و بيماري ترك ندارد و بايستي درمان شود.

 

اصل دوازدهم : تعادل

درمان اعتياد ، فوق ترك اعتياد است و رسيدن به تعادل ، فوق درمان است اشخاصي كه پس از ترك اعتياد به اعتياد بازگشت مي نمايند در اثر عدم تعادل جسم آنهاست كه درمان نشده است .

اشخاصي كه پس از درمان جسم به اعتياد بازگشت مي نمايند در اثر عدم تعادل جهان بيني آنهاست زيرا در طول درمان بايستي روي تفكر و جهان بيني يا نگرش فرد معتاد كار شود و از حالت افيوني بودن خارج شود تا به تعادل جسمي ، رواني و جهان بيني برسد .

 

اصل سيزدهم : آگاهي

بزرگترين اصل در پيشگيري ،‌مهار و درمان اعتياد آگاهي است مشروط به اينكه فرد پيشگيري كننده ، مهار كننده و درمان كننده اعتياد ، خودش اعتياد را كاملاً بشناسد و آن طوريكه اعتياد هست نه آن طوريكه تصوير مي نمايند چون اعتياد در شروع كار بسيار جذابيت دارد و در آخر بدبختي .

 

اصل چهاردهم :

هيچ فرد يا پزشگ يا روانپزشك ، روانشناس كه اعتياد را به صورت تخصصي نخوانده و كارآموزي نكرده است نمي تواند و نبايد معتادان را درمان نمايد. چون هر معتاد الزاماً بيمار رواني نيست !

 

 

با تقديم احترام

مهندس حسين دژاكام

نگهبان كنگره 60

 

اعتیاد،درمان و...

 

با تشکر از ماهنامه همراه که شرايط بسيار مناسبي براي مطرح کردن ايده ها و نظرات مختلف در مقوله اعتياد را فراهم نموده است. مقاله زيباي درمان چيست را که انديشه هاي دفتر مقابله با جرم و موادمخدر سازمان ملل مطرح مي نمايد را در نشريه همراه شماره 13 رويت نمودم . خيلي خوشحال شدم و با دقت مقاله را مورد مطالعه قرار دادم. اين نوشته مرا بران داشت تا ديدگاه خود را که در کنگره 60 در بوته آزمايش قرار گرفته و پاسخ مناسب در پي داشته است را در مورد اعتياد و درمان آن به نگارش درآورم. زيرا براي معالجه هر نوع بيماري ، اول شرط لازم ، تشخيص بيماري است ، به عبارت ديگر اول بايستي بدانيم دقيقاً کجاي جسم بيمار دچار آسيب شده يا از تعادل خارج گرديده است تا سپس راهکاري مناسب را با درنظر گرفتن طول درمان مشخص نماييم. البته در اين مقاله مسأله بيماري اعتياد فقط از نظر جسمي يا فيزيولوژي مورد بررسي قرار گرفته است.

اكنون نگاهي مي‌اندازيم به تشخيصي كه متخصصين از اعتياد ارائه نموده‌اند. طبق تعريفي كه متخصصين از اعتياد مطرح مي کنند :

الف : اعتياد مسموميت مزمن است .

ب : اعتياد وابستگي دارويي است يا وابستگي به موادمخدر .

 

اعتياد مسموميت مزمن است

 

امروزه طبق آمار سازمان ملل حدود 185 ميليون‌نفر در سراسر جهان درگير اعتياد هستند ، اگر اين تعريف كه اعتياد مسموميت مزمن است غلط باشد، كه به نظر ما همين طور است ، ميليون‌ها معتاد و هزاران پزشك و متخصص و مسئولين مختلف در سراسر گيتي گمراه شده اند. در اين صورت چه كسي مي‌خواهد پاسخ اين اشتباه علمي را بدهد ؟

 

اعتياد مسموميت مزمن نيست ! چرا ؟

چون وقتيكه مسأله مسموميت مطرح ميگردد ، عنوان سم به ميان مي آيد و وقتيكه چنين شد ، به دنبال سم‌زدايي مي رويم.

اکنون بايد گفت موادمخدر اصلاً سم نيستند.

مثلاً : هرويين اسم علمي آن دي‌استيل‌مرفين است ، ( از يك‌كيلو مرفين 900 گرم هرويين ساخته مي‌شود ) و هر روز از مرفين در امور پزشكي بعنوان يك داروي بسيار مؤثر و مفيد استفاده مي‌گردد. ترياك هم شامل : مرفين ، كديين ، پـاپـاورين و تركيباتي ديگر است كه در پزشكي كاربرد بسيار دارند. در حشيش و گرس هم ماده‌اي وجود دارد بنام THC كه در گذشته در پزشكي مصرف ويژه‌اي داشت. شايد گفته شود اگر زياد مصرف شود مثل سم عمل مي‌كند ، ما هم قبول داريم هر دارويي كه بيش از اندازه استفاده شود اثر كشنده دارد (مثل انواع قرص‌هاي روان‌گردان و آرام‌بخش و خواب‌آور و حتي ويتامين‌ها ).

اصولاً سمي بودن ، امر نسبي است و لذا مي‌توان تعريف ذيل را ارائه نمود :

هرگونه ماده خارجي ( بصورت گاز ، مايع ، جامد ) از هرطريق وارد جسم گردد و جسم را از تعادل خارج نمايد و به سمت مرگ سوق دهد ، سم تلقي مي‌گردد. بنابراين وقتيكه كسي را مار مي‌گزد ، بلافاصله او را به بيمارستان منتقل مي‌كنند و كاري مي‌كنند كه سم مار از بدنش خارج گردد ، چون سم مار عامل خطرناك و كشنده است و بايستي سريعاً از جريان خون خارج شود. اين عمل را سم‌زدايي مي‌گويند. فردي كه به ترياك عادت ندارد ، اگر بيش از يك‌گرم ترياك بخورد ، اثر كشنده و سمي دارد و او را بايستي بلافاصله سم‌زدايي نمود و يا اگر تعداد زيادي قرص بخورد ، همين عمل سم‌زدايي انجام مي‌گيرد.

از اين اشتباه علمي فاحش تعجب مي‌كنم همين طور از اينکه چگونه متخصصين و دانشمندان به اين نكته توجه نمي‌كنند. اكنون براي روشن شدن اين اشتباه فاحش ، سوالات ذيل را مطرح مي‌نمايم .

سئوال اول : فرض كنيم فردي به مدت 2 سال 8 واحد مرفين در بيمارستان به او تزريق ‌شود ، اكنون پزشك معالج مي خواهد مرفين او را قطع كند چه عملي انجام مي‌دهد ؟

الف : آيا او را سم‌زدايي مي‌كند ؟

ب : آيا مرفين مصرفي او را تيپر مي‌كند ؟

سئوال دوم : فرض كنيم شخصي 10 سال تمام از داروهاي آرام‌بخش ، خواب‌آور ، ضدافسردگي ، كديين‌دار ، كورتن و غيره استفاده مي‌كند ، براي قطع داروي او در صورت ضرورت چه عملي انجام مي‌دهيم ؟

الف : آيا او را سم‌زدايي مي‌كنيم ؟

ب : آيا داروي مصرفي او را تيپر مي‌كنيم ؟

حتماً پاسخ خواهند داد داروي او را تيپر مي‌كنيم ، چون اگر سم‌زدايي كنيم و بخواهيم بقاياي دارو را از بدن شخص خارج كنيم ، تخريب زيادي به شخص وارد مي شود و حتي در شرايط خاص ممكن است باعث مرگ شخص گردد.

سئوال سوم : فردي 20 سال تمام هرويين و يا ترياك مصرف مي‌كرده ، حالا مي‌خواهيم مواد مصرفي او را قطع كنيم ، حالا چه عملي بايستي انجام بگيرد ؟

1 ـ آيا سم‌زدايي‌اش مي‌كنيم ؟

2 ـ آيا مواد مصرفي او را تيپر مي‌كنيم ؟

حتماً خواهيد گفت هرويين و ترياك با دارو فرق مي‌كند و موادمخدر محسوب مي‌شود. اينها سم هستند و بايد سم‌زدايي صورت گيرد و براي محكم‌كاري يك دارو هم بدهيم كه اگر پس از سم‌زدايي ، هرويين و ترياك مصرف كرد ، گيرنده‌هاي موادمخدر در بدنش مسدود گردد و اثر نكند. کارشناسان استناد مي کنند به اينکه ابتدا اين حالت را روي موش‌ها آزمايش كرده‌اند و پاسخ خوب بوده است. بيچاره موش‌ها !

در اينجا لازم است متذكر بشويم بحث ما بحث علمي است و با تلقي عاميانه و برداشت جامعه و نگاه قانون كاري نداريم ، بحث فيزيولوژي انسان است .

اكنون سئوال آخر من اين است : مگر نه اينكه نام هرويين اسم قراردادي يا تجاري دي‌استيل مرفين است ؟ و نام ترياك اسم قراردادي يا تجاري مجموعه داروهاي مرفين ، كديين ، ناركوتين ، نارسئين و پاپاورين است و ترياك يك تركيب وحشتناك و فوق‌العاده قوي از انواع داروهاي مسكن ، آرامبخش ، دوپينگ‌ ، عادت‌آور و . . . مي‌باشد. بنابراين ما با ترياك و هرويين و اسم عاميانه موادمخدر سركار نداريم ، اگر به اسم اصلي و علمي آن‌ها توجه مي‌شد ، مسئله خيلي براحتي حل مي‌شد و همان كاري را كه براي ساير داروها انجام مي‌دادند براي موادمخدر هم انجام مي‌گرفت.

اكنون سم‌ نبودن موادمخدر را با مثال ديگري نشان مي‌دهيم.

فردي كه به ترياك عادت ندارد اگر بيش از يك‌گرم ترياك بخورد آثار مسموميت در او ظاهر مي‌گردد و به سمت مرگ مي‌رود. حال اگر فرد ديگري معتاد به ترياك ‌باشد و روزانه 10 گرم ترياك را بصورت خوراكي مصرف كند وقتي كه مصرف مي‌كند به سمت تعادل حركت مي‌كند و اگر مصرف نكند ، به سمت عدم‌تعادل مي‌رود و البته احتمال مرگ هم در شرايط خاص يراي او وجود دارد. بنابراين اين چگونه سمي است كه براي يكي مايه مرگ است و براي ديگري مايه حيات ؟!

به ديگر سخن ، اگر مرفين ، دي‌استيل‌مرفين ، كديين ، ناركوتين ، نارسئين و پاپاورين ، در جهان پزشكي سم تلقي مي‌گردند ، بنابراين مي‌توان هرويين و ترياك را هم سم تلقي نمود ، در اين صورت بايستي اين سموم را از جهان پزشكي خارج کرد چون داروهائي مثل شربت‌هاي سينه و يا قرص‌هايي كه حاوي كديين هستند و يا مرفين و ساير مشتقات ترياك كه درجهان پزشكي كاربردهاي مفيد و موثري دارند ، سم‌هايي هستند كه ما دانسته بخورد انسان‌ها مي‌دهيم.

 

علمي كه تجربه شده باشد ، سندي بدون نقص است

همه مي‌گويند ، ما هم مي‌گوئيم که راه‌هاي زيادي براي درمان اعتياد وجود دارد ، ولي راه درست و صحيح و يا به عبارتي صراط‌مستقيم فقط يك‌راه است. نكته مهم اين است که براي رسيدن به مقصد ، سه اصل ذيل لازم و ضروري است :

الف : مبدا

ب : مقصد

ج : هدف

براي معالجه هرگونه بيماري بايستي 3 اصل فوق درنظر گرفته شود. مثلاً براي فردي كه سرطان دارد :

مبدا : تشخيص نوع و پيشرفت بيماري ، مقصد : شيمي درماني يا جراحي و هدف : مهار بيماري است.

ممكن است گفته شود براي مسافرت يا بيماري ، مبدا مهم نيست بلكه مقصد اهميت دارد ، ولي ما در پاسخ مي‌گوييم اگر شما در نقطه‌اي قرار داريد باوجود اينكه نقشه ، قطب‌نما و تمامي تجهيزات لازم را داريد ، امّا نمي‌دانيد در كجاي زمين هستيد و در چه نقطه‌اي قرار داريد ! چگونه مي‌خواهيد به طرف مقصد حركت کنيد و يا براي درمان يك بيماري كه نمي‌دانيم بيماري فرد چيست ، چگونه مي‌خواهيم او را درمان نماييم ؟ بنابراين براي درمان هر بيماري ، ابتدا لازم است مبدا را كه همان تشخيص كامل بيماري است ، مشخص کنيم كه بيمار در چه نقطه‌اي قرار دارد و دقيقاً كدامين قسمت‌هاي جسم دچار مشكل شده است.

حال اين سئوال را مطرح مي‌نمايم.

فرد معتاد از نظر جسمي يا فيزيولوژي در چه نقطه‌اي قرار دارد ؟ البته در اين بحث و بررسي فقط و فقط مسئله جسم و فيزيولوژي مطرح است و بررسي روان ، جامعه ، تفكر و انديشه كه در درمان اعتياد مهم هستند را كنار مي‌گذاريم .

حال مبداء ، مقصد و هدف روش‌هاي درماني موجود را در سراسر گيتي كه به نام درمان در قسمت جسم يا درمان فيزيكي يا فيزيولوژي فرد معتاد عمل مي‌نمايند ، مورد كاوش قرار مي‌دهيم .

نگاهي به روش‌هاي ترك يا درمان فيزيکي اعتياد

مبداء يا تشخيص : وجود مقداري سم يا موادمخدر در جسم بيمار_

مقصد : خارج كردن سم‌ها از جسم بيمار به روش‌هاي گوناگون

هدف : منفي بودن آزمايش ادرار كه نشان خروج سم است..

اكنون خواهش مي‌كنم كسانيكه زباني جز زبان علم ندارند ، پاسخ مرا بدهند. به اعتقاد اينجانب تئوري سم‌زدايي برمبناي انديشه‌هاي خيالي و نادرست بنيان گرديده و در تجربه با شكست كامل مواجه شده است ، مگر نه اينكه اصلاً علم پزشكي برمبناي تجربه عمل مي‌نمايد ؟ تجربه‌اي كه هميشه با شكست مـواجه گرديده ، چرا نبايد مورد ترديد قرار بگيرد ، هرچند در تمامي كتب علمي از آن به عنوان يك روش نام برده شده است. شكست خوردگان درنهايتخواهند گفت : اعتياد درمان ندارد.

اعتيـاد جـايگـزيـنـي مـزمـن است

 

يعني موادمخدر بيروني ، چه گياهي و چه شيميايي و حتي الكل ، جايگزين موادمخدر و يا مواد شبه‌افيوني طبيعي جسم انسان يا فرد معتاد شده است. براي مثال : موادمخدري مثل ترياك و هرويين ، جايگزين مواد طبيعي بدن انسان مثل دينورفين شده اند كه تا 200 برابر مرفين قدرت دارد و يا اندرفين كه 30 تا 70 برابر قدرت دارد و يا انكفالين و به طور كلي ، تمامي سيستم‌هاي توليدكننده موادمخدر طبيعي جسم فرد معتاد كه مي‌توان آن را سيستم بيوشيمي افيوني نام نهاد. البته به دليل مصرف مكرر موادمخدر و ورود مرفين خارجي به بدن ، موادمخدر طبيعي از چرخه حيات ، خارج و يا منهدم گرديده‌اند و براي درمان ، بايستي اين سيستم‌ها دوباره راه اندازي شوند. تجربه نشان داده است براي ترميم اين سيستم‌ها حدوداً يازده‌ماه زمان لازم است ، آن‌هم با روش صحيح ، زيـرا بيش از 95درصد حالت عدم‌تعادل فرد معتاد و عودهاي مكرر پس از قطع مواد با سم‌زدايي ، مربوط به اين قسمت‌ها مي‌باشد . بنابراين براي درمان اعتياد در قسمت جسم مبـدا ، مقصد و هدف را به‌گونه‌اي ديگر مطرح مي‌نمائيم :

مبداء يا تشخيص : تعيين ميزان تخريب سيستم‌هاي شبه‌افيوني جسم

مقصد : بازسازي آن‌ها در طول يازده‌ماه .

هدف : برطرف شدن مشكلات رواني و روحي و رسيدن به تعادل و جلوگيري از عودهاي مجدد .

ديدگاهي ديگر ( كنگره 60 )

تشخيص بيماري :

هرگاه فردي بيش از 3 سال بطور مرتب روزانه موادمخدري همچون هرويين ، ترياك ، حشيش ، انواع قرص‌ها ، الكل ، كوكايين ، شيشه و هرماده‌اي كه در اثر مصرف آن انسان را از حالت تعادل طبيعي خارج مي‌شود ، مصرف نموده باشد ، سيستم‌هاي شبه‌افيوني جسم او تخريب شده‌اند ، خواه فقط يك ماده باشد ، مثل ترياك ، الكل ، هرويين ، كوكايين و قرص ، يا چند ماده مثل هرويين با قرص يا حشيش با الكل يا هرويين و ترياك و قرص .

مقصد يا روش‌درمان :

جسم انسان داراي سيستمي است كه تا زنده است خودش ، خودش را ترميم مي‌نمايد ، مشروط به اينكه شرايط مناسب را براي او فراهم نماييم. بنابراين بهترين روش ، كاهش تدريجي يا تيپر كردن همان موادمخدر مصرفي مي‌باشد كه در پله‌هاي 21 روزه با كاهش مصرف موادمخدر مرحله قبلي ، انجام مي‌گيرد و در اين كاهش بعضي مواد كه از يك خانواده مي‌باشند مي‌توانند جايگزين يكديگر شوند . مثلاُ در كاهش هرويين مي‌توان ترياك را جايگزين نمود . پس از سه‌روز قطع كامل هرويين ، روزانه نيم‌گرم تا يك‌گرم ترياك در دو وعده بصورت خوراكي مصرف مي شود و براي ساير مواد ، روش جايگزيني بقرار زير مي‌باشد :

تريـاك با ترياك ، الكــل با الكـل ، حشيش با حشيش ، كوكايين با كوكايين و درشرايط خاص با ترياك ، انواع قرص‌ها با ترياك ، هرويين با ترياك.

طول زمان درمان براي فردي كه 3 سال معتاداست با كسي كه 20 سال مواد مصرف کرده و براي كسي كه نيم‌گرم مواد مصرف مي‌كند يا شخصي كه 20 گرم مواد مصرف مي‌كند ، يكسان و يازده‌ماه مي‌باشد ، مثل كاشت گندم چه يك مشت بكاريم و چه يك خروار ، زمان برداشت محصول يكي است و يا مثل زايمان كه بستگي به سن و نژاد و نسل و چاق و لاغري ندارد.

هدف : رسيدن به تعادل جسمي و رواني

هيچ چيز در جهان نمي‌تواند جايگزين موادمخدر براي فرد معتاد بشود. نه پول ، نه مقام ، نه همسر ، نه خدا و نه چيز ديگري. تنها چيزي كه مي‌تواند جايگزين موادمخدر بشود ، موادمخدر طبيعي جسم او مي‌باشد. چون با راه‌اندازي سيستم‌هاي شبه‌افيوني جسم او ، كاملاً موادمخدر طبيعي خوب ، سالم ، بدون هزينه و بدون تخريب دراختيار او قرار مي‌گيرد و اكثر مشكلات كه آنها را به مشکلات روحي و رواني منصوب مي‌کنيم ، كاملاً محو مي‌گردد .

جايگزين دارو :

از آنجائيكه تمامي مواد شبه‌افيوني كه جسم انسان توليد مي‌كند هنوز كشف نشده است ، به اين دليل ، در گام نخست ، مصرف همان موادمخدر مصرفي ، بهـترين ، كم‌خطرترين و مناسب‌ترين گزينه مي‌باشد كه با كاهش حساب شده به سيستم‌هاي جسم فرصت مي‌دهد كه خود را بازسازي نمايند ، البته در شرايطي كه قانون و جامعه اجازه اين كار را نمي‌دهد ، بهتر است فقط از يك داروي استاندار استفاده شود. مثلاً براي جايگزيني متادون بجاي ترياك يا هرويين اول بايستي ميزان مصرف متادون با درنظر گرفتن ميزان مصرفي موادمخدر شخص و دفعات مصرفي او تعيين گردد. لازم به ذكر است عمل جايگزيني حدوداً يك‌ماه زمان مي‌برد تا سيستم‌هاي شخص آنرا بپذيرند ، سپس مرحله كاهش پله‌اي يا تيپر كردن در فاصله پله‌هاي 21 روزه انجام ‌گيرد تا در كاهش هر پله ، جسم خود را بازسازي و مواد شبه‌افيوني خود را دوباره توليد نمايد. و از دادن هرگونه داروي كمكي مثل خواب‌آور ، ضدافسردگي و آرامبخش جداً خودداري گردد چون جلوي فرايند زاينده بهبودي سيستم ها را سد مي‌نمايد و نمي‌گذارد جسم خودش ، خودش را ترميم نمايد. در ضمن شخص به آرامي اعتياد جديدي را نيز تجربه خواهد كرد ، كه همانا اعتياد به قرص‌ها مي‌باشد.

 

اعتياد وابستگي دارويي است :

عده‌اي معتقداند اعتياد وابستگي دارويي است ، اگر اعتياد وابستگي دارويي است ، بازهم بايستي دليل آن كاملاً مشخص گردد كه چرا معتاد بايستي دارو مصرف نمايد و اين دارو به مصرف كجاي جسم مي‌رسد و بايستي دقيقاً دلايل آن را بدانيم و روشي كه ميتوان وابستگي را بطور علمي از بين برد چگونه است و پروتكل درماني آن چيست. به اعتقاد اينجانب اين تعريف هم ما را به مقصد هدايت نمي‌كند.

درمان اعتياد به طور كلي سه مؤلفه دارد .

الف ـ جسم

ب ـ روان

ج ـ جهان‌بيني

اگر فردي بيش از سه سال بطور روزانه و مرتب از موادمخدر استفاده نمايد ، در سيستم‌هاي بيوشيميايي شبه‌افيوني جسم خود تخريب ايجاد نموده و موادمخدر بيروني جايگزين موادمخدر دروني جسم او گرديده است و در اثر قطع مصرف موادمخدر و بدليل اين‌كه مواد شبه‌افيوني جسم دچار مشكل شده‌اند ، اختلالاتي در جسم بوجود مي‌آيد كه در اثر آن اختلالات ، جسم عكس‌العمل نشان مي‌دهد كه اين عكس‌العمل‌ها شامل دو گروه عمده اند كه نقطه كور درمان يا ترك اعتيادهاي ناموفق و متداول امروزي در آن تبلور مي يابد.

الف : عكس‌العمل‌هاي آشكار

ب : عكس‌العمل‌هاي پنهان

عكس‌العمل‌هاي آشكار

درصورت نرسيدن موادمخدر ( خانواده ترياك و مشابه ) به شخص مصرف‌كننده و يا قطع ناگهاني موادمخدر مصرفي ، عكس‌العمل‌هايي در جسم شخص معتاد ظاهر مي‌شود ، كه بسته به نوع مواد مصرفي ، مقدار و تعداد دفعات مصرف در 24 ساعت پس از چند ساعت از دير شدن نوبت مصرف آغاز مي‌شود. عكس‌العمل‌هايي كه به آرامي شروع مي‌شود و پس از 24 ساعت به اوج خود مي‌رسند ، شامل موارد ذير است :

عطسه‌هاي پي‌در‌پي بي‌خوابي

آب‌ريزش از‌بيني استخوان درد ، در مچ‌پا و بازوها

عـرق‌كـردن پرش‌پا

اسهـال خميازه پشت‌سرهم

گرفتگي عضلات پا و گردن

در اين عوارض اگر از دارو هم استفاده نشود ، مكانيزم جسم حداكثر پس از يك‌هفته خودبه‌خود باعث مي‌گردد كه جسم انسان بطرف تعادل ميل نمايد و پس از طي دوهفته به حداقل خود ميرسد ولي بازهم ادامه دارد .

درمان در مرحله عكس‌العمل‌هاي آشكار

براي درمان در اين مرحله هم‌اكنون از روش‌هايي استفاده ميشود ، كه در درمان قطعي اعتياد چندان اهميتي ندارد و مخرب نيز هست چون به سيستم‌هاي شبه افيوني جسم يک شوک مخرب وارد مي نمايد که شايد تا آخر هم قابل جبران نباشد و اين سيستم‌ها قادر به بازسازي خود نشوند. به عبارت ديگر ، چون موادمخدر طبيعي جسم از کار افتاده است و موادمخدر بيروني مثل يک ستون زير سقف تعادل شخص معتاد قرار گرفته است ، با قطع ناگهاني موادمخدر بيروني مثل آن مي‌ماند که ستون زير سقف تعادل جسم شخص را يک مرتبه برداريم که قطعاً سقف فرو خواهد ريخت. شرط عقل آن است که ستون اصلي جسم را به آرامي ترميم نماييم و هماهنگ با آن بار ستون مصنوعي موادمخدر بيروني را کم نماييم .

روش هايي که اکنون اعمال مي شود عبارتند از :

1 ـ از طريق پزشک با استفاده از دارو ، بمدت يک يا دوهفته

2 ـ از طريق طب سوزني همراه با دارو

3 ـ کاهش موادمخدر مصرفي در يک يا دوهفته (روش سنتي)

4 ـ از طريق روش‌هاي خشن و قوه قهريه مثل شلاق درماني ، زندان درماني در منزل ، بستن معتاد به تخت و يا طناب پيچ کردن

5 ـ سم زدايي سريع و فوق سريع که بسيار تا بسيار مخرب است

6 ـ با روش سقوط آزاد يا قطع ناگهاني و داوطلبانه موادمخدر

7 ـ ورزش درماني ، موزيک درماني ، جادو درماني ، جن درماني و . . .

ظاهراً تمامي روش هاي فوق براي ترک اعتياد در مقطع بروز عکس‌العمل‌هاي آشکار مؤثر است ، چون فرد معتاد اگر آزمايش ادرار بدهد ، آزمايش منفي است يعني موادمخدر در ادرار شخص نيست بنابراين به غلط مي گويند کار درمان جسمي يا فيزيکي يا فيزيولوژي تمام است و فرد معتاد از نظر جسمي مشکلي ندارد و بقيه مشکلات معتاد ، روحي ، رواني و رفتاري است که بايستي درمان شود مثلاً با گفتار درماني يا گروه درماني ، تصور مي کنند چون اسهال فرد معتاد بهبود يافته ، ديگر مشکل جسمي ندارد . تعجب مي‌کنم از اين همه اشتباه دانشمندان و متخصصين علم !

عکس عکس العمل هاي پنهان

اين مرحله که حساس‌ترين و سرنوشت‌سازترين مرحله درمان اعتياد بوده و هميشه از چشم متخصصان پنهان مانده است و اگر هم پنهان نبوده به آن توجه جدي نمي‌کردند و ساز و کار آن را نمي‌دانستند که چگونه و در چه مدتي بايستي اين مرحله را سپري نمود و جسم را ترميم نمود !

البته مشکلات اين مرحله در مرحله اول هم وجود داشتند ولي انسان کمتر متوجه آن‌ها مي‌شد. براي مثال کسي كه در مرحله نخست دچار اسهال شديد گرديده و مرتب دل‌پيچه دارد و به طرف توالت مي‌رود ، هرگز افسردگي را حس نمي‌كند. اين مشكلات عبارتند از :

1 ـ افسردگي 2 ـ نااميدي

3 ـ گوشه‌گيري 4 ـ عدم‌ميل به زندگي

5 ـ كم‌حوصلگي 6 – زود خسته‌شدن

7 ـ بي‌خوابي 8 ـ تنبلي

9 ـ كندذهني يا فراموشي 10 ـ گريه كردن

11 ـ ترشح بزاق چسبناك در گلو 12 ـ بيدارشدن ميل جنسي

13 ـ ناتواني جنسي ( انزال سريع )

نكته بسيار مهم :

مشكلات فوق‌الذكر هيچ‌كدام در مرحله نخست منشا يا ريشه رواني ندارند ، درصورتيكه اكثر قريب به اتفاق متخصصين ريشه اين مشكلات را علت‌هاي رواني مي‌دانند و مي‌خواهند با گفتار درماني و يا گروه درماني آن را حل نمايند ، درصورتي كه اين اختلالات در اثر ضعيف شدن سيستم ضد درد بدن انسان و عدم توليد يا بازدهي نامناسب سيستم‌هاي توليدكننده مواد شبه‌افيوني و شبه‌مرفيني جسم انسان است كه كاملاً ريشه فيزيولوژي دارد. بايستي براي معالجه به‌گونه‌اي عمل شود که اين سيستم‌ها به آرامي دوباره كار خود را شروع نمايند و دادن داروهاي خواب‌آور ، ضدافسردگي و روان‌گردان بعنوان داروهاي كمكي به بيمار نه تنها كمكي به او نخواهد كرد بلكه باعث تخريب بيشتر سيستم افيوني جسم مي‌گردد ، به عبارت ديگر با آب ريختن درون چشمه‌اي كه خشک شده ، نمي‌توان آن را به جوشش درآورد ، بلكه بايستي بصورت اصولي و اساسي چشمه را ترميم نمود. امروز ما با معتادين زيادي برخورد داريم كه براي مثال موادمخدر را همراه با قرص‌هاي مختلف مصرف مي‌كنند ، اين‌ها همان كساني هستند كه قبلاً ترك‌اعتياد كرده‌اند اما با عود مجدد به اين قرص‌ها هم اعتياد پيدا كرده‌اند. گاهي مشاهده شده اشخاصي كه 60 الي 80 عدد قرص و گاهي 300 الي 400 عدد قرص (كه به تصور و فكر هم نمي‌گنجد) مصرف مي‌كنند !

براي ترميم سيستم‌هاي شبه‌افيوني ، تجربه نشان داده است كه درصورت برنامه‌ريزي صحيح مي‌توان با طي مسافت زماني حدود 11 ماه به 90 درصد تعادل از نظر جسمي رسيد. با تعادل جسم ، روان هم به تعادل مي‌رسد. 10 درصد باقيمانده درطول زمان حل مي‌شود ، البته مشكل جهان‌بيني يا نگرش فرد نسبت به خودش و جهان پيرامون و ساير انسان‌ها هنوز به قوت خود باقي است كه بايستي با شركت در كلاس‌هاي گروه‌درماني كه از روز نخست درمان آغاز مي‌گردد ، حل شود. لازم به توضيح است كه اگر اين مشكل ، يعني جهان‌بيني حل نشود با برطرف شدن كليه مشكلات جسم و روان ، شخص دوباره به اعتياد روي خواهد آورد .

درمان در مرحله عكس‌العمل‌هاي پنهان

درمان در اين مرحله به يك روش ولي دونوع ماده مصرفي انجام مي‌گيرد :

الف : استفاده از يك داروي جايگزين استاندارد

ب : استفاده از خود ماده‌مخدر

الف : استفاده از خود‌ ماده‌مخدر

در استفاده از خود ماده مخدر ابتدا ميزان مصرف روزانه و دفعات مصرف در طول 24 ساعت ، ظرف حداكثر يك‌هفته مشخص مي‌گردد. هيچ لزومي ندارد ما بخواهيم ميزان مصرف اوليه يا دفعات مصرف آن را كمتر از ميزان مصرفي بگيريم ، چون تعادل شخص با شروع درمان بهم خواهد ريخت و ادامه راه را مشكل مي‌نمايد . درضمن با شروع درمان مواد مصرفي به سرعت كاهش مي‌يابد. پله‌هاي كاهش بايستي 21 روزه يا 3 هفته باشد . چون هفته اول فرد به ميزان اندكي كاملاً متعادل نيست ، هفته دوم كاملاً اوضاع عادي مي‌شود و هفته سوم مواد كاملاً فرد را سرخوش مي‌نمايد و آماده مي‌شود براي حركت يا كاهش بعدي. درطول زمان كاهش ، ممکن است هرگونه مشكلي مثل كم‌خوابي ، كم‌حوصلگي و يا افسردگي بروز نمايد. بايد بدانيم كه مشكل بسيار جزيي است و حتماً بايستي صبر كند و تحمل نمايد چون به سرعت جسم كمبود موادمخدر را جبران مي‌نمايد. و لازم است درنظر داشته باشيم جسم با تمام قدرت درحال ساخت و ساز مي‌باشد و حتي بعضي از بيماري‌هاي سابقه‌دار شخص مثل هپاتيت ، نارسايي يا تپش قلب ، مشكلات گوارشي ، افسردگيهاي طولاني ، مشاهده شده كه پس از پايان دوره درمان ، بهبود حاصل مي شود و استفاده از هرگونه داروي كمكي مثل خواب‌آورها ، آرام‌بخش‌ها ، ضدافسردگي‌ها ، باعث جلوگيري از درمان قطعي مي‌گردد.

ميزان كاهش :

درمجموع ميزان كاهش بايستي حدوداً يا 20 درصد مرحله قبلي باشد و اگر تعداد دفعات مصرف روزانه بيش از يك‌بار باشد ظرف مدت 5/5 ماه شايسته است به نقطه يك‌بار مصرف در روز برسيم و كليه دفعات مصرف به ترتيب اولـويت يكي ، يكي حذف گردند .

اين مرحله را مي‌توان فقط با استفاده از يك‌دارو استاندارد طبق روش الف درمان را به مرحله اجراء درآورد .

نكته : خارج از بحث‌هاي قانوني و حقوقي من به تجربه دانستم که هيچ ‌دارويي مناسب‌تر ، قـويتر ، كامل‌تر ، كم‌خطرتر و مفيدتر از خود موادمخدر براي درمان همان ماده‌مخدر نيست اما در عين حال ، ترياك بعنوان يك‌داروي تركيبي با 25 آلكالوييد براي درمان اكثر بيماري‌هاي اعتياد مثل هرويين ، انواع قرص‌ها ، شيشه ، كوكايين ، بسيار مؤثر مي‌باشد و خداوند هيچ‌گونه دارويي سالم‌تر و مفيدتر از ترياك تاكنون خلق نكرده است .