سم زدایی سریع جریان خون ، یک جنایت است !
سم زدایی سریع جریان خون ، یک جنایت است !
آقاي مهندس دژاكام از شما خواهش ميكنم در زمينه تأسيس و فعاليت اين كنگره توضيحاتي را ارايه دهيد .
قبل از هر چيز از نشريه همراه و كاركنان آن تشكر و قدرداني مينمايم. بايد بگويم اين نشريه يك نشريه تخصصي است و از طريق آن ما با بسياري از گروهها آشنا شديم ، ديدگاههاي متفاوت را ديديم و نقطه نظرات را متوجه شديم. اين مجله همانطور كه به طرف مرحله تجربي و علمي حركت ميكند ، راهگشاي بسياري از مسايل خواهد بود.
در رابطه با كنگره 60 بايد بگويم كه اولاً كنگره به معني مجمع ، مجلس و جمعيت آمده است. از آنجا كه اين مجمع ، حرفي براي گفتن داشت ، اسمي را انتخاب نمو دكه براي تمام فرهنگها ، مفهوم را برساند و عدد 60 هم به عنوان تمثيل از روي كتاب عبور از منطقه 60 درجه گرفته شده است. چون 60 يك عدد كبيره است و تئوري كنگره 60 نيز برمبناي اين كتاب است. وقتي در سالهاي اخير ديده شد كه دولت به تنهايي قادر نيست همه كارها را انجام دهد ، مخصوصاً در رابطه با موادمخدر ، جمعيتهاي مردمي وارد عمل شدند. اين جمعيتها نه سازمان دولتي هستند نه شركت خصوصي ، بلكه سازمانهاي غيرانتفاعي و غيردولتي ميباشند. اين سازمانها در مسايل مختلف ميتوانند به دولتها كمك كنند. اين مسأله در تمام سيستمها به وجود آمده است. در دنيا دو گروه در ارتباط با معتادان كار ميكنند و به رسميت شناخته شدهاند. يكي از آنها گروه متخصصين هستند كه دورههاي آكادميك را گذراندهاند و يك هم توسط افراد معتاد شكل گرفته است. كنگره 60 هم توسط افراد معتاد شكل گرفته است. كنگره 60 هم از اين دسته دوم است و به عنوان يك سازمان غيردولتي در سال 1378 تأسيس شده و فعاليت خود را اغاز نموده است.
از آنجا كه حوزه اعتياد يك حوزه جرمخيز بوده و معمولاً افرادي كه در دنياي اعتياد بودهاند ، تمايل ندارند كه شناخته شوند ، بنابراين هيچگاه اين گروهها به ثبت نميرسيدند و به صورت گمنام عمل ميكردند كما اينكه هنوز در كشور مجموعههايي وجود دارد كه معتادان در آن كار ميكنند و به ثبت نرسيدهاند ، چون گمنامي و حفظ هويت از اركان اصلي كار آنها بوده تا مردم به آنها اعتماد نمايند. ولي ما ديديم كه اگر به ثبت نرسيم ، دچار يكسري مشكلات خواهيم شد. بنابراين تصميم گرفتيم تا از طرق وزارتكشور ، كنگره 60 را به ثبت برسانيم. 14 نفر عضو هيئت مؤسس كنگره 60 بودهاند .
در رابطه با نحوه فعاليت خود بگوييد .
اولين تفكري كه ما در رابطه با اعتياد داشتيم اين بود كه اعتياد ، معادلهاي است با صدها مجهول ، همه افراد اعم از مسؤولين و خانوادهها روي اين نكته تمركز دارند كه اعتياد مسأله بسيار بدي است و ترك بسيار خوب است. در اينجا اين مسأله پيش ميآيد كه چه چيزي را بايد ترك نمود و چگونه ؟ شخصي كه سالها موادمخدر مصرف نموده ، از نظر فيزيولوژي چگونه آسيب ديـده است ؟ اين امور در مسأله اعتياد مجهول بود. اولين اقدام كنگره 60 اين بود كه صورتمسأله اعتياد را روشن نمايد. اين كنگره معتقد بود كه بايستي مجهولات مسأله اعتياد را روشن ساخت. علل و عواملي كه در كنار اعتياد است ، از قبيل فقر ، اقتصاد ، دوست ناباب و فشارهاي رواني ، بايستي حذف شوند. وقتي آنها را حذف نموديم به اين نتيجه رسيديم كه اعتياد از روي عدمآگاهي به وجود ميآيد. من خودم به خاطر عدمآگاهي ، معتاد شدم و وقتي به آگاهي رسيدم ، اعتياد را ترك نمودم. حالا اين سؤال پيش ميآيد كه اگر مسأله آگاهي است ، چرا متخصصان و عالمان هم معتاد ميشوند. من در جواب ميگويم آنها نيز آن آگاهي را كه مدنظر ماست ندارند.
هنگامي كه اعتياد را تحليل نماييم ، ميتوانيم اذعان كنيم كه اعتياد داراي سه جنبه است : جنبه جسمي ، رواني و انديشه. از نظر جسم ما تئوري مواد شبهافيوني را مطرح ميكنيم (مخدرهاي طبيعي). بيشترين كار در اين قسمت است ، يعني ترسيم و بازسازي مخدرهايطبيعي بدن انسان كه مدت 11 ماه وقت ميخواهد. دينورفين كه 200 برابر مرفين و اندورفين كه 70 برابر مرفين قدرت دارند ، در شخص معتاد از بين رفته است. بنابراين سيستم توليد اين مواد بايستي ترميم شود و اين زمان ميبرد. از طرف ديگر ، سازمان بهداشت جهاني ، اعتياد را مسموميتمزمن ميداند. در حقيقت معتاد اگر مصرف نكند ، مريض است و دچار عدم تعادل ميشود. در صورتي كه وقتي شخصي را مار ميزند ، شما ميخواهيد سم مار را از بدن مارگزيده خارج كنيد تا خوب شود ولي در يك فرد معتاد نميتوانيد ترياك را بلافاصله از بدن وي خارج نماييد. بنابراين اين واژه غلط مسموميتمزمن ، تمام جهان را گمراه نموده است. امروزه يكي از فجايعي كه در دنيا مرتكب ميشوند ، مسأله بيهوش كردن و سمزدايي جريان خون است. اين يك جنايت است. موادمخدر براي ادامه حيات معتاد از واجبات است و بايستي به آرامي از بدن رفع شود ، اگر سريع خارج شود ، فرد با مشكلات حادي از جمله ديوانگي روبرو خواهد شد. اين موضوع مانند اين است كه شهري حدود 10 الي 15 سال بمباران شده است و حالا ما ميخواهيم تركشهاي آن را از شهر خارج كنيم. تركشها را خارج كردن ، يك طرف قضيه است و آباداني آن شهر ، طرف ديگر قضيه ميباشد.
در رابطه با نحوه درمان توضيح دهيد .
من معتقدم بهترين دارو براي هر ماده مخدر ، همان ماده مخدر است. براي ترياك ، خود ترياك ، براي الكل خود الكل و غيره. اين عمل در كتابهاي پزشكي هم موجود است كه به آن تيپر كردن Tayper ميگويند. سازمان بهداشتجهاني ميگويد : اعتياد يعني وابستگي دارويي. ترياك هم دارو است. بنابراين بايد عمل Tayper كردن روي آن انجام گيرد.( Tayper به معني كاهش دادن است.) البته در رابطه با هرويين ما استثنا قايل شديم. نام علمي هرويين دياستيلمرفين است. مرفين را از ترياك ميگيرند. به طور ميانگين 10 كيلو ترياك 1 كيلو مرفين دارد و يك كيلو مرفين 900 گرم هرويين ميدهد. بنابراين ريشه هرويين ، مرفين است با اين تفاوت كه هرويين بسيار سريع تأثير ميگذارد و چون در ترياك هم بين 3 تا 23 درصد مرفين داريم ، به اين دليل ترياك را جايگزين هرويين ميكنيم. در اين روش ما هرويين را سهروز به طور كامل قطع ميكنيم ، بعد 500 ميليگرم ترياك (يعني پنجاه صدمگرم) هر وعده 250 ميليگرم را در دو وعده فرد مصرف ميكند كه به صورت خوراكي مصرف ميشود و ديگر هيچگونه دارويي مصرف نميكند. بنابراين در طولاني مدت او را Tayper ميكنيم يعني 21 روز به 21 روز كاهش ميدهيم تا به مرحله صفر برسد كه حدود 11 ماه طول ميكشد.
پزشكان از دستاوردهاي شما مطلع هستند ؟
بله ما در كنگرهها و سمينارها مقالاتي را ارايه نمودهايم. علاوه بر اين بايد اشاره كنم كه ما اگر كاري كنيم كه يك فرد هروييني به ترياك روآورد ، كار بسيار مثبتي را انجام دادهايم چرا كه مضرات هرويين صدها برابر ترياك است. همچنين اگر بتوانيم در كاهش درصد آسيب 20 درصد مصرف موادمخدر را كم كنيم ، حجم بزرگي از بودجه را صرفهجويي كردهايم.
آيا در كنار معتادان ، خانوادههاي معتادان را هم آموزش ميدهيد ؟
معتاد و خانواده معتاد ، حرفهاي همديگر را درك نميكنند. كاري كه ما ميكنيم اين است كه آنها را با هم ، همزبان كنيم تا در درمان موفق شوند. امروزه خانواده معتادين در اثر فشارهاي زياد از خود افراد معتاد هم بيمارترند ، چون آنها از لحاظ رواني و روحي بيمار ميشوند. كلاسهاي كنگره به سه صورت است : كلاس مخصوص آقايان مسافر ، كلاس مخصوص خانمهاي مسافر ، و كلاس مخصوص خانوادههاي معتادان به نام همسفران. علاوه بر اين ما جلاسات عمومي نيز داريم كه مربوط به خانوادهها ، معتادان ، متخصصان و محققان ميباشد .
اين آموزشها به چه صورت است ؟
آموزشهاي ما به اين صورت است كه براي مدت يك سال از مهر سال گذشته دستور كارگاهها نوشته ميشود ، مثلاً دستورجلسه يكهفته كار و درمان اعتياد ، روشهاي درمان ، تركتدريجي ، قوانين كنگره ، اخلاق در خانواده و غيره هستند. ما در هر هفته ، براي تمامي شعب خود دستورجلسه واحدي داريم .
از زمان تأسيس تاكنون آيا عود مجدد در بين مسافران ديده شده است ؟
اصولاً ميتوان چنين گفت كه هيچ جنگي بدون كشته و خونريزي امكانپذير نيست. در كشوري مانند انگليس ، بازده درمان از هر 1000 نفر ، 21 نفر است يعني ½ درصد در كشورهاي پيشرفته معتادين درمان ميشوند. بنابراين حدود 98 درصد عود وجود دارد. اما در كشور ما اگر اين روش انجام بگيرد البته به صورت درست و منطقي و همچنين خواست فرد معتاد مبني بر ترك اعتياد ، عود بسيار كم ميشود. اگر ما حتي رقم ½ درصد را به 8 درصد برسانيم ، به اين معني است كه 4 برابر ، ركورد دنيا را شكستهايم البته نتيجه ما بالاتر از اين است و من حتي جرأت گفتن آن را ندارم .
تعداد افرا عضو كنگره چند نفر است ؟
حدود 2000 نفر در كشور .
اصولاً مسافر به چه معني است و منظور از وادي سفر چيست ؟
مسافر يعني كسي كه سفر ميكند. اعتياد با خود يكسري مسايل را به همراه دارد. اول از همه ظلمت ميآورد ، دوم ترس است ، كفر ، خسارت و نفرت نيز از اين مسايل است. بنابراين كسي كه ميخواهد اعتياد را كنار بگذارد ، بايد حركت كند. به اين ترتيب كه از ظلمت به سوي نور ، از ترس به شجاعت ، از خشم به مهر و . . . بنابراين اينجا حركت هست ، هم دروني و هم بيروني. پس لفظ سفر پيش ميآيد ، كسي هم كه سفر ميكند ، مسافر ناميده ميشود. واژه معتاد اصولاً يك بار بسيار منفي در پي دارد. در اينجا شخصي كه ميخواهد حركت كند برچسب معتاد را از او برميداريم و به او مسافر ميگوييم. براي اين رهايي نيز سه سفر درنظر گرفتهايم. يك مرحله از مصرف موادمخدر تا قطع آن كه تقريباً 11 ماه است (سفر دروني ، بيروني ، زماني). سفر دوم از قطع تا موقعي كه خودش را پيدا ميكند. وقتي فرد به خود رسيد ، سفر سوم شروع ميشود كه رسيدن به قدرت مطلق يا خداوند است. در طول اين سفر 14 آبادي هست كه به آن 14 وادي ميگوييم. وادي اول تفكر و وادي چهاردهم ، محبت است .
آقاي مهندس آيا كنگره 60 با ديگر سازمانهاي غيردولتي در ارتباط است ؟
بله ما با برخي از آنها تبادل اطلاعات داريم. با پرسپوليس همكاري داشتيم ، همچنين با كانونسلامت پارسيان ، به اين طريق كه همكاران در اينجا به ايراد سخنراني پرداختهاند. در زمينه اطلاعرساني ما نسبتاً خوب كار كردهايم. ما تقريباً در NGOها از نظر اطلاعرساني بالاترين آمار را داريم. از نظر مطبوعات ، بيشترين مقالات را ارايه نمودهايم. از نظر راديو بيشترين مصاحبه و در تلويزيون هم سريالهاي مسافر ، شكرتلخ و حركت از نو را داشتيم. با مطبوعات خارجي نيز ارتباط داشتهايم. NIDA روش ما را تأييد نموده است. در 20 دانشگاه سخنراني و همايش داشتهايم. كتاب 60 درجه نيز چاپ ششم را پشتسر گذاشته است .
ويژگي يك سازمان غيردولتي فعال چيست ؟
اول اينكه استقلال داشته باشد ، جيرهخور دولت نباشد. دوم خودكفا باشد و سوم اينكه مهرههاي دولتي بيش از حد در آن سازمان نباشند. يك سازمان غيردولتي بايد هيأت امنايش حداقل از پنج مهره مردمي تشكيل شده باشد ، صددرصد نبايد مرههاي بهنام باشند .
دفتر توانمند سازي را چطور ارزيابي ميكنيد ؟
من خودم از دفتر توانمندسازي سازمانهاي غيردولتي خيلي راضي و خشنود هستم و از خداوند ميخواهم كه در اين راه پر فراز و نشيبي كه در پيش دارند ، موفق باشند. در گذشته فكر ميكردند اگر سازمانهاي غيردولتي بخواهند كار كنند ، به نوعي رقيب دولت ميشوند ، بايد دولتها متوجه باشند كه يك سازمان غيردولتي ، رقيب دولت نيست بلكه كمكي براي دولت و مردم است. بنابراين تقويت سازمانهاي غيردولتي امر بسيار مهمي است .
آيا براي زندانها هم كاري انجام دادهايد ؟
ما براي زندانها چند صد جلد كتاب 60 درجه زيرصفر فرستادهايم ، چون اين كتاب در حقيقت راهنمايي براي كاهش آسيب است. البته يكسري طرحهايي نيز در رابطه با زندان و زندانيان معتاد ارايه نمودهايم و گفتهايم كه راهحل موادمخدر در زندان تنها يك راه است و آن هم دادن شربت متادون به معتادان زنداني است. اينكه سرنگ يكبار مصرف در زندان توزيع كنيم ، كار درستي نيست. بايد شربت متادون داد تا زندانيان به طرف درمان سوق داده بشوند البته دادن اين شربت نيز بايد به مدت يكسال انجام گيرد. با اين كار ديگر نه كسي ترياك ميخورد و نه تزريق ميكند ، اين مشكلي است كه در تمام زندانهاي دنيا وجود دارد و با دادن متادون آن را مهار ميكنند .
اگر خطاب به معتادان و NGO ها مطالب خاصي داريد بفرماييد .
بله سخن من به معتادان اين است كه كليه معتادان به هر مادهاي ، اول مشخص كنند كه چه اندازه بايد مصرف كنند. با اين روش معتاد ميتواند حدود 60 الي 70 درصد مصرفش را پايين بياورد. با سازمانها نيز ميگوييم كه بايد سعي كنند استقلال خودشان را حفظ كنند. دولت بايد به آنها كمك كند و براي راهاندازي سازمانها همكاري كند ، چون اين سازمانها در ابتداي راه هستند و دوران جنيني خود را طي ميكنند اما بعد از آن بايد خودكفا باشند و خودشان را وابسته نكنند و از شركت در گروههاي سياسي اجتناب نمايند. به قول ابوسعيد ابوالخير هركس به اين سرا درآيد ، نانش دهيد ، از ايمانش نپرسيد .
******** دکتر محسن امیرآبادی *******