سقط
سقط:
تعاریف :
سقط یا abortion به ختم حاملگی قبل از 22 هفتگی (براساس LMP) گفته میشود. اگر LMPمشخص نباشد وزن جنین معیار ما خواهد بود: اگر جنین زیر 500 گرم خارج شود سقط خوانده میشود. هر حاملگی در 15-10 درصد موارد منجر به سقط میشود. البته حاملگی بالینی مورد نظر است، یعنی حداقل 6 هفته از LMPگذشته و حاملگی از لحاظ بالینی تشخیص داده شده است. (بااندازهگیری HCG- ق حتی قبل از missed periodهم میتوان حاملگی را مشخصکرد).
در هفتههای اول اگر سقط اتفاقافتد، جنین ازبین میرود، خونریزی در دسیدوا اتفاق افتاده جفت جدامیشود و بعنوان جسم خارجی باعث ترشح پروستاگلندینها شده، جنین و جفت با انقباضات رحمی خارج میشوند. اگر جنین جذب شود یا اصلاً تشکیل نشود بطوری که فقط در سونوگرافی یک ساک خالی دیده شود آن را بعنوان ovumblightedمیشناسیم.
اگر دز زمان سقط، سن جنین بیشتر باشد ستون فقرات و سر رویهم خوابیده و در شکم آب جمع میشود (maceration)، اگر مدتی بگذرد و مایع آمنیو تیک جذب شود جنین تحت فشار و مچاله خشک دیده میشود : (fetus compressus) و اگر باز هم پیشرفت کند جنین مثل یک ورقه نازک میشود: fetus papyraceus
80 درصد سقط ها در 12 هفته اول حاملگی اتفاق میافتند. پس بیشترین آمار سقط مربوط به سه ماهه اول حاملگی است.
انواع سقط :
سقط برحسب وضعیت کروموزومی جنین دو دسته هستند:
1) آناپلوئید (ازنظر کروموزومی، غیرنرمال)
2) اُپلوئید (دارای کروموزومهای نرمال)
1- سقطهای آناپلوئید:
60-50 درصد موارد سقط ها، آناپلوئید هستند یعنی ازنظر کروموزومی نرمال نیستند. از جمله عوامل ایجادکننده سقطهای آناپلوئید میتوان به افزایش سن مادر یا پدر اشاره کرد. شایعترین اختلال در تعداد کروموزومها است که تریزومی کروموزمهای اتوزوم شایعترین آنها هستند. تریزومی 13، 16، 21 و 22 شیوع بیشتری دارند.
منوزومی بیشتر در کروموزومهای x دیده میشود بصورت XO45 (سندرم ترنر) که عدهای از آنها زنده بدنیا میآیند. باید دانست که سندروم ترنر برخلاف تریزومیها در مادران جوان شایعتر است.
تریپلوئیدی با ادامه حیات جنین مغایر است و همان حاملگی مولار نوع incompleteمیباشد که معمولاً سیر بدخیم ندارد. اما ممکناست حتی به کوریوکارسینوم هم برسد.
تریزومی در کروموزومهای جنینی هم وجود دارد: 74XXX )super female(یا 74XXY(کلاین فلتر) که معمولاً سقطنمیشود.
وقتی پدر و مادری دچار سقط میشوند 7-3 درصد امکان وجود blancedtranslocation در خودشان وجود دارد. اگر سقط بیش از یک بار در سه ماهه اول وجود داشته باشد (دوبار پشت سرهم یا سه بار با فاصله) یا سابقه بدنیا آمدن نوزاد مالفورمه موجود باشد اندیکاسیون بررسی بیشتر وجوددارد. حاملگی بالای 35 سال هم اندیکاسیون آمنیو سنتز و بررسی دارد. کاریوتایپ عادی ارزش زیادی ندارد و هر دو (پدر و مادر) بایستی آنالیز کروموزومی شوند. اگر تشخیص آنومالی کروموزومی در یک جنین داده شود ولی پدر و مادر نرمال باشند، شانس بچه بعدی برای آنومالی کروموزومی نسبت به دیگران افزایش نیافته است. ولی اگر دوبار سقط وجود داشته باشد، احتمال سقط برای بچه بعدی بسیار زیاد است (25-20 درصد) و اگر سابقه سه بار سقط پشتسرهم داشته باشد این رقم به 50 درصد میرسد.
پیک شیوع سقطهای آناپلوئیدی در هفته 8 است اما پیک شیوع سقطهای آپلوئید در هفته 13 است. یعنی سن
حاملگی در آپلوئید بیشتر است بنابراین باید به عامل اتیولوژیک در مادر (و نه جنین) فکر کرد. پس اگر سقط بعداز هفته 12 اتفاق افتاد کمتر اختلال کروموزومی جنین مطرح میشود و بیشتر به مادر فکرمیکنیم.
2- سقطهای آپلوئید :
ازجمله علل سقط در جنینهای آپلوئید میتوان به عفونت اشاره کرد: عفونتها خصوصاً حاد ویرال مثل روبلا، هرپس ژنیتال و CMVمیتوانند موجب سقط بشوند. توکسوپلاسموز و لیسترایامنوسیتوژن نیز میتوانند سقط را موجب شوند. عاملایجاد سقط مکررمعمولاً میکوپلاسمااست (البته چنانچهاندمتر را گرفتارکند).
از آنجا که برداشتن نمونه از آندومتر بدون آنکه با سرویکس تماس حاصل کند بسیار مشکل است، درموارد ابتلا به میکوپلاسما، قبل از حاملگی یک دوره داکسیسایکلین میدهیم. توجه داشته باشیم که کلامیدیا علیرغم آنکه شایعترین علت عفونت است بندرت میتواند موجب سقط شود.
علت دیگر سقط های آپلوئیدی، اختلالات هورمونی مادر است. مثل هیپو و هیپرتیروئیدی، دیابت و... . بیمارانقلبی نیز، یا بعلت هیپوکسی رحم و جنین و یا بعلت هیپوکسی تخمدان (کاهش پروژسترون) میتوانند سقط جنین داشته باشند که میتوان بعنوان پروفیلاکسی برای آنها پروژسترون تجویز کرد. داروهای شیمیدرمانی، پرسنل اتاقل عمل، الکل، سیگار نیز از سایر موارد افزایش سقطهستند.
سقط مکرر :
علل سقط مکرر را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
1) کمبود میزان پروژسترون 2) اختلالات آناتومیک
تا هفته 7-6 آنچه که پروژسترون اصلی را میسازد کورپوس لوتئوم است. اگر این کورپوس لوتئوم نارسائی داشته باشد موجب سقط زودرس میشود. برای تشخیص این مسأله میتوان دوکار کرد:
الف) اندازهگیری پروژسترون سرم بصورت سریال.
پس از تخمکگذاری (کهباافزایش c10-5/0 حرارت بدن مشخص میشود) باید سه بار پروژسترون را اندازهگیری کنیم که درحالت طبیعی بیش از ng/ml15 میباشد.
ب) بیوپسی اندومتر: برای آنکه انجام میشود که بفهمیم آیا پروژسترون بر آندومتر تأثیر گذاشته است یا نه؟ روز 26 سیکل بهترین زمان برای انجام بیوپسی است. درصورتیکه دو روز بعد پریود شود به این معنی است که واقعاً روز 26 بوده است یعنی روز را براساس پریود بعدی میسنجیم. اگر بیوپسی در روز 26 برداشته شود و نتیجه آن بیش از 48 ساعت با روز واقعی بیمار تفاوت داشته باشد نشاندهنده وجود اشکال در آندومتر است. یعنی اگر در روز 26 بیوپسی کردیم و نتیجه آن توسط پاتولوژیست اینطور گزارش شد که نمونه موردنظر با روز 23 سیکل مطابقت دارد میفهمیم که آندومتر دارای اشکال است و به پروژسترون مترشحه پاسخ مناسب نمیدهد.
اشکالات هورمونی :
بیمارانی که دچار کمبود پروژسترون هستند میتوانند اشکال سانترال یا تخمدانی داشته باشند: پرولاکتین و TSHاندازهگیری میشود اگر پرولاکتین طبیعی باشد و هیپوتیروئیدیسم هم درکارنباشد باید از درمان جایگزینی استفاده کرد زیرا مشکل سانترال ردمیشود. باید پس از روز 14، پروژسترون مصرف شود (بدون آنکه periodmissed داشته باشد) پروژسترون طبیعی را میتوان در اوایل حاملگی تجویز کرد ولی نورتستوسترون (مدورکسی پروژسترون) نباید مصرف شود زیرا اگر جنین دختر باشد دچار ماسکولینیزاسیون میگردد. روش دیگر این است که پس از روز 14 (و تخمکگذاری) HCGتجویز شود.کلومیفن (کلومید) را نیز میتوان مورد استفاده قرار داد. از عوارض کلومیفن، lutealphase deficiencyاست. بنابراین در اولین سیکلی که مصرف میشود باید بیوپسی آندومتر تهیه شود یا پروژسترون سرم اندازهگیری شود.
اشکالات آناتومیک :
بعداز کمبود پروژسترون میتوان به اختلالات آناتومیک اشاره کرد. این اختلالات یا مادرزادی هستند و یا اکتسابی. از اختلالات اکتسابی آناتومیک که منجر به سقط مکرر میشوند میتوان به لیومیوم اشاره کرد. نوع ساب موکوزال احتمال بیشتری برای سقط دارد. چسبندگیهای داخل رحم (سندروم آشرمن) نیز باعث کاهش فضای آندومتر میشوند. این چسبندگیها معمولاً بدنبال کورتاژ شدید بعداز زایمان ترم بوجود میآیند و اگر کم باشند موجب هیپومنوره بیمار میشوند و اگر زیاد باشند باعث آمنوره میشوند. درمان سندروم آشرمن دونوع است. در نوع قدیمی، چسبندگیها را با کورت زیر بیهوشی آزاد کرده بعد IUDگذاشته و استروژن با دوز بالا (پرهمارین) داده میشود تا ترمیم آندومتر تسریعشود. در روش دوم که جدیدتر است از طریق هیستروسکوپی و با قیچی، چسبندگیها را آزاد میکنیم.
اختلالات آناتومیک مادرزادی بیشتر مربوط به مجاری مولرین و کانالیزه شدن آنهاست. اگر بطور کامل کانالیزه نشده باشد رحم septate نام دارد و اگر ازهم جدا باشند رحم دوشاخه یا bicornea
میباشد. اختلالات آناتومیک را میتوان با هیستروسالپنگوگرافی تشخیص داد.
اشکالات ایمونولوژیک :
ازجمله علل سقط میتوان به اختلالات ایمونولوژیک اشاره کرد؛ در نوع اتوایمون مثل SLE یا سایر کلاژنوزها فاکتور آنتیکوآگولان وجود دارد که بر عروق و جفت اثر سوء میگذارد. دراین بیماران باید activated PTTاندازهگیریشود. در نوع آلوایمون، جنین بعلت دارابودن آنتیژنهای پدری، سیستم ایمنی مادر را تحریک کرده باعث سقط میشود. برای بقای جنین، باید بین مادر و جنین حالت histo incompalibilityوجودداشته باشد (ناسازگاریجفتی) تا آنتیکر ایجاد شود جنین و را حفظ کند. اگر HLA مادر و جنین کاملاً همسان باشد این آنتیکرها بوجود نیامده و جنین را حفظ نمیکنند. پس زن و شوهری که در HLA-DQ , DRمشترک و یکسان باشند احتمال سقط جنین بیشتری دارند. اگر هیچ علتی برای سقط پیدانشود آنتیاسپرم، آنتیکر در سرویکس و mixed lymphocyte culture انجام میدهیم تا مسائل ایمونولوژیک را مشخص کنیم. برای درمان هم لنفوسیتهای پدری را به مادر آنقدر تزریق میکنیم تا در مادر آنتیکر بوجود بیاید (ایمونیزاسیون).
اشکالات ترومانیک :
تروما نیزمیتواندموجب سقط بشود. اگر تروما خیلی شدید نباشد اول باعث IUFDمیشود و بعداز 15-10 روز جنین مرده دفع میشود. پس ترومای فیزیکی سریعاً سقط نمیدهد. ترومای روانی باعث سقط زودرس میشود. لاپاروتومی هم در سه ماهه اول میتواند باعث سقط بشود. (پروفیلاکسیباپروژسترون )
انواع بالینی سقط :
بطورکلی سقط ها را در چند گروه قرار میدهیم که در زیر، هریک را توضیحمیدهیم.
تهدید به سقط )threatened abortion(
شایعترین نوع است؛ (درهفته 20-6 شایعتراست) هر خونریزی واژینال در زمان حاملگی چنانچه از داخل رحم باشد تهدید به سقط در نظر گرفته میشود. 25% زنهای حامله دچار آن میشوند. از این تعداد، 50 درصد حاملگیشان ادامه یافته و 50 درصد منجر به سقط میشود. باید حتماً معاینه شوند تا معلوم شود منشأ خونریزی از رحم است نه از سرویکس (زیرا ایجاد decidual reaction در سرویکس میتواند خونریزی در زمان حاملگی بدهد که تهدید به سقط محسوب میشود.
یکی از تشخیص های افتراقی مهم در تهدید به سقط، EP است و دیگری حاملگی مولار میباشد. اما باید توجه داشت که در تهدید به سقط اولاً سرویکس بسته است ثانیاً حاملگی طبیعی است و ثالثاً آدنکسها آزاد هستند. پس از معاینه باید حتماً سونوگرافی انجام شود؛ در هفته 6 میتوان جنین را دید. در هفته 7 میتوان قلب جنین را دید. اگر در هفته 7 قلب جنین دیده شد 80 درصد احتمال به ترم رسیدن وجود دارد. درمان لازم نیست. (تجویز پروژسترون دراین زمان دیر است). اگر علاوهبر خونریزی واژینال، کرامپ هم داشته باشد پروگنوز بدتر است. درمان شامل
استراحت و عدم انجام مقاربت میباشد.
سقط غیرقابل اجتناب )inveitiable abortion(:
اگر خونریزی بسیار شدید شود موجب آنمی و هیپوتانسیون در مادر شده و اندیکاسیون ختم حاملگی دارد. پارگی مامبرانها در 20 هفته اول حاملگی و یا دیلاتاسیون سرویکس بیش از 5/1 سانتیمتر، نیز موجب سقط غیرقابل اجتناب میشوند.
سقط ناقص :)incpmplete abortion(
معمولاً وقتی سقط در زیر 10 هفته اتفاق میافتد، جنین و جفت دفع میشوند. اما پس از این زمان ممکناست مقداری از جفت یا نسج درون رحم باقی بماند که سقط ناقص یا ناکامل نام دارد. سقط ناقص را با اقدامات کنسرواتیو وتزریقسرم، stable میکنیم و سپس همانند سقط غیرقابل اجتناب بایستی با کورتاژ درمان نمود.
سقط کامل :)complete abortion(
زمانی سقط کامل است (یعنیجنین و جفت بطور کامل از رحم خارج میشوند) که سقط در سن حاملگی پایین اتفاق افتاده باشد.
سقط عادتی :)habitual abortion(
به 3 سقط پشت سرهم گفته میشود. باید سریع سه فاکتور را بررسی کرد؛ آناتومیک، کروموزومها و کمبودپروژسترون.
نارسایی سرویکس: یعنی سرویکس تونیسیته طبیعی را ندارد. برای تشخیص، سابقه از هر عامل دیگری مفیدتر است؛ کیسه آب در اواخر سه ماهه دوم (حوالی هفته 24-20) بطور ناگهانی پاره شده و جنین خارج میشود. درحال عادی نباید بوژنی 8 از سرویکس عبورکند اگر عبورکرد: شک به نارسایی سرویکس میکنیم. هیستروسالپنگوگرافی و توشه واژینالِ سریال نیز روشهای ممکن دیگر هستند.
برای درمان نارسایی سرویکس باید دهانه رحم پس از 14 هفتگی (بین 18-14 هفتگی) به روش مک دونالد دوخته شود تا سقط بعلت اختلالات کروموزومی ردشده باشد. توجه داشته باشیم که سقط ناشی از نارسایی سرویکس، دیررس میباشد (برخلاف سقط ناشی از اختلالات کروموزومی).
سقط عمدی :)induced abortion(
وقتی ادامه حاملگی سلامت مادر را به خطر میاندارد یا سِکل دائمی ایجاد میکند باید از سقط درمانی استفاده کرد. در نیمه اول حاملگی تخلیه رحم با استفاده از سنتوسیون بندرت با موفقیت همراه است. تزریق مایع هیپراسمولار (مثل اوره 30% یا سالین 20%) در رحم باعث نکروز در محل تزریق میشود. روش طبی دیگر استفاده از پروستاگلندینها در داخل دهانه داخلی سرویکس است. RU 684 یک آنتیپروژسترون است که اگر قبل از LH surgeمصرف شود موجب مهار تخمکگذاری میشود و اگر در روز 26-25 سیکل تجویز گردد باعث شروع mens میشود و اگر بعداز پایان سیکل مصرف شود سقط میدهد.
سقط فراموش شده :)missed abortion(
8-4 هفته پس از IUFDاگر جنین در رحم باقی بماند میتواند DICدر مادر بدهد. پس باید پلاکت و فیبرینوژن بصورت سریال اندازهگیری شود و وقتی فیبرینوژن زیر 200 بیاید اندیکاسیون
ختم حاملگی است. باید توجه داشت که بعداز IUFD ، بعلت بزرگی جنین صبر میکنیم تا با جذب مایع آمنیو تیک کوچک شود و کورتاژ عوارض کمتری داشتهباشد.
در آخر باید متذکر شویم که سقط عمدی علاوهبر روشهای بالا (کهداروییاست) ازطرق جراحی نیز انجام میگیرد: دیلاتاسیون سرویکس و خارج کردن جنین با کورت، انجام suction و لاپاروتومی از جمله آنهاست.
******** دکتر محسن امیرآبادی *******