صرع و شناخت
رابطهاى ميان اختلال شعور، داروهاى ضد صرع و صرع پيچيده است و به خوبى مشخص نشده است. در اين مورد ممكن است عوامل اجتماعى روانى و محيطى نيز دخالت داشته باشد. كودكان به خصوص نسبت به اختلال شعور حساس هستند. اين حالت در كودكان به طور ناگهانى بروز مىكند و بنابراين ممكن است بيش از حد جلوه كند. طى بسيارى از بررسىهاى مقايسهايى آثار داروهاى ضد صرع بر فونكسيون شناختى سنجيده شده است ولى غالباً نتايج به دست آمده متفاوت بوده است. دراين مورد، مشكل اساسى، تشخيص آثار ظريف درمان دارو و در صورتى كه وجود داشته باشند بر فونكسيون شناخت است كه بايد از آرام بخشى يا تأثير خود بيمارى يا پاتولوژى زمينهساز افتراق شود.
با وجودى كه آثار ظريف دارو بر شناخت به ويژه در مورد داروهاى ضد صرعى باربيتوراتى مانند فنوباربيتال گزارش شده است ولى ممكن است با ساير داروهاى ضد صرع نيز چه در بزرگسالان و چه در اطفال ديده شود.
بنزوديازپينها، فنوباربيتال و پريميدون بيش از ساير داروها داراى آثار تسكين دهنده بود ه و مشكلات رفتارى ايجاد مىكنند و در صورتى كه فنىتوئين، كاربامازپين و والپورات سديم مشكل كمترى مىافرينند.
در افراد بالغ سالم به منظور مشخص كردن عوامل محدود كننده صرع و تشنج بررسىهايى در زمينهى شناخت انجام شده است. نتايج استفاده از داروهاى استاندارد ضد صرع نشان داده است كه اين داروها در افراد سالم و مصروع موجب اختلال شناخت مىشوند. نتايج حاصل از بررسىهاى اخير در هر دو گروه ثابت كرده است كه مقدار غلظت درمانى فنوباربيتال، فنىتوئين، كاربامازپين، اوكسكاربازپين و والپورات در سرم داراى آثار ناخوشايند مشابه در فونكسيون شناختى مىباشد. با وجود اين مداركى در دست است كه احتمال بروز آثار ناخوشايند فنوباربيتال دبر شناخت و رفتار بيشتر از ساير داروها است. بسيارى از داروهاى ضد صرع جديدتر بهتر تحمل مىشوند ولى به نظر مىرسد Zonisamide و Topiramine موجب پيدايش اختلال و فرسايش شعور مىگردند. همچنين مدارك محدود موجود نشان مىدهد كه گاباپنتين، لاموتريژن و ويگاباترين ممكن است سبب تقويت فونكسيون شعورى شوند. به هر حال پيش از ارزيابى قطعى لازم است اطلاعات بيشترى در اين مورد به دست آيد.
از نظر بروز آثار داروهاى ضد صرع بر فونكسيون شعورى، تغييرات بين فردى وسيعى وجود دارد. ممكن است در بعضى بيماران با ميزان پائين داروها در سرم اين آثار ظاهر شوند، در صورتى كه عدهيى ديگر بدون بروز آثار ناخواسته، مقدار زيادترى دارو را در سرم تحمل نمايند. نتايج متفاوت حاصل از بررسىها به اين معنا است كه انجام مقايسه در يان موارد دشتوار است. اما معمولاً توافق بر اين است كه فنوباربيتال نسبت به ساير داروهاى ضد سرع در كودكان از مناسبت كمترى برخوردار است.
بسيارى از بررسىهاى مربوط به آثار ناخوشانيد داروهاى ضد سرع از نظر روششناسى ناقص است ودر تعداد اندكى بيمار انجام شده است و به اين جهت توصيه شده است تا در آينده پژوهشهاى ديگرى در اين زمينه انجام گردد. در بررسىهاى آتى بياد مصرف داروهاى ضد صرع در جمعيتهاى متفاوت بيماران مصروع انجام گردد.
به علت آثار بالقوهى داروهاى ضد صرع بر شناخت، كميتهى دارويى آكادمى طب اطفال آمريكا توصيههايى دارد كه از جمله موارد زير قابل ذكر است:
آثار نسبى هر داروى ضد صرع بر فونكسيون شناختى و رفتارى بايد همراه ساير عوارض ناخوشايند بالقوه در نظر گرفته شود.
رفتار كودك و پيشرفت تحصيلى وى بايد بر اساس پرسش مرتب از والدين و آموزگاران و نيز مشاهدات خود پزشك در باب فونكسيون شناختى، خلق و رفتار زير نظر باشد.
در صورتى كه در ارتباط با آغاز درمان ضد صرع، تغييرات رفتارى يا شناختى بروز نمايد، نياز به دارو و يا اختلال احتمالى دارو بايد مورد ارزيابى مجدد قرار گيرد.
نكتههى مهم ديگرى كه درد اين مورد قابل ذكر است، مسألهى رانندگى در بيمارن مبتلا به صرع است. معمولاً توصيه مىشود آن دسته از بيمارانى كه حملاتشان به طور كامل كنترل شده است مىتوانند رانندگى كنند. همچنين بايد توجه داشت كه استفاده از داروهاى ضد سرع ممكن است آثار ناخوشايند CNS از جمله سرگيجه و خواب آلودگى به بار آورند و در نتيجه در رانندگى وسيلهى نقليه يا كار با ماشينهاى برقى، بويژه در مراحل اوليهى درمان اختلال ايجاد شود. در انگليس بيماران مصروع مىتوانند اتوموبيل يا وسيلهى نقليه موتورى برانند (نه وسيله نقليه عمومى) به شرط آنكه به گواهى پزشك، به مدت يك سال دچار حمله نشده باشند و در صورتى كه حملات فقط در خواب بروز مىكرده بايد يك دورهى 3 سالهيى بدون حملات در بيدارى را پشت سر گذاشته باشند. توصيه شده است كه بيماران مصروع در طول قطع داروى ضد صرع يا 6 ماه بعد از آن نبايد رانندگى كند.
دكتر محمد ابراهيم رسولى - (نورولوژيست - آمريكا)
******** دکتر محسن امیرآبادی *******