زردي در نوزادان = Icter نوزادي
زردي در نوزادان:
رفرنس: پيام نامه پزشكي شماره 40 -مشهد – مرداد 83
به زرد شدن پوست در اثر تجمع بيليروبين زردي (Icterus or Jaundice) ميگويند. يكي از شايعترين مواردي كه در نوزادان نياز به توجه پزشكي دارد زردي ميباشد . در حدود 60% نوازادن نارس در هفته اول تولد دچار زردي ميباشند.
ترتيب ظهور زردي در نوزادان از سر به اندام است (سفادوپيدال)
بيليروبين توتال 5 ميليگرم در دسيليتر، پوست صورت
بيليروبين توتال 15-10 ميليگرم در دسيليتر، پوست تنه
بيليروبين توتال 20-15 ميليگرم در دسيليتر، پوست انتهاي دست و پاها زرد ميشوند.
منشاء اصلي بيليروبين از هموگلوبين خون است (75%) به ازاي تجزيه هر يك گرم هموگلوبين حدود 34 ميليگرم بيليروبين توليد ميشود كه از نوع محلول در چربي (غير كونژوگه يا غير مستقيم) است و در كبد توسط آنزيم گلوكورونيل ترانسفراز تبديل به بيليروبين محلول در آب (كونژوگه يا مستقيم) شده و سپس از طريق مجاري صفراوي به داخل دستگاه گوارش ترشح ميشود. نهايتاً از طريق كليه در ادرار دفع ميشود.
هيپربيليروبينمي مستقيم يا كونژوگه:
وقتي است كه بيليروبين كونژوگه بيش از 2-1.5 ميليگرم باشد و يا اينكه 15 تا 20% بيليروبين توتال را نوع كونژوگه تشكيل دهد. اين نوع هيپربيليروبينمي موجب كرنايكتروس نميشود تقريبا هميشه پاتولوژيك بوده و بايستي بررسيهاي لازم جه تشخيص و درمان علت آن بعمل آيد
شايعترين علل اين نوع هيپربيليروبينمي عبارتند از:
1 – كمبود آنزيم آلفا يك آنتيتريپسين
2 – عفونت (مانند عفونت سيتومگال ويروس)
3 – هيپراليمانتاسيون (Hyeralimentation)
4 – هپاتيت آيديوپاتيك نوزادي
5 – آترزي مجاري صفراوي
6 – فيبروز كيستيك
7 – سپسيس (Sepsis)
8 – گالاكتوزي
هيپربيليروبينمي غير مستقيم (غير كونژوگه):
زماني است كه بيش از 80% بيليروبين توتال را نوع غيرمستقيم تشكيل دهد. اكثر موارد ايكتر نوزادي از اين نوع ميباشد.
اهميت اين نوع هيپربيليروبينمي در امكان بروز كرن ايكتروس است.
ريسك فاكتورهاي هيپربيليروبينمي غير كونژوگه:
1 – استفاده از اكسيتوسين جهت القاء زايمان
2 – سابقه زردي فيزيولوژيك در خواهران، برادران
3 – مصرف برخي دارهاي (نظير ويتامين K)
4 – ديابت مادر
5 – نژاد آسيايي
6 – نارسي نوزاد
7 – تريزومي 21
8 – پليسيتمي
9 – جنس مذكر
10 – كاهش وزن
11 – سفالوهماتوم
12 – زندگي در ارتفاعات
13 – تغذيه با شير مادر
14 – خون مردگي جلدي
15 – تاخير در مدفوع كردن
علل هيپربيليروبينمي غير كونژوگه:
1 – توليد بيش از حد بيليروبين:
الف – افزايش ميزان هموليز: مانند ناسازگاريهاي ABO و RH، اسفروسيتوزيس، كمبود آنزيم G6PD، عفونتهاي باكتريال
ب – افزايش بيليروبين بدون هموليز: مانند خونريزيهاي جلدي وسيع، خونريزي داخل مغزي، پليسيتمي، انسداد دستگاه گوارش، استنوز پيلور
2 – كاهش ميزان كونژوگاسيون: مانند زردي فيزيولوژيك، سندرم ژيلبرت و سندرم كريگلر-نجار، هيپوتيروئيدي
زردي فيزيولوژيك (Physiologic Jaundice):
شايعترين علت هيپربيليروبينمي غير كونژوگه در نوزادان است. زردي فيزيولوژيك در نوزادان ترم در روزهاي دوم و سوم شروع شده و در روزهاي چهرم تا پنجم از بين ميرود و در نوزادان نارس شروع اين نوع زردي در روزهاي سوم و چهارم و پايان آن در روزهاي هفتم و هشتم است.
خصوصيات زردي فيزيولوژيك:
1 – زردي بعد از 24 ساعت اول تولد تظاهر ميشود
2 – سرعت افزايش بيليروبين كم است
3 – حداكثر مقدار بيليروبين در نوزادان ترم به 13-11 mg/dl و در نوزادان نارس 10-14 mg/dl ميرسد.
4 – زردي بيش از 10-14 روز باقي ميماند
توجه: در نوزادان مبتلا به هيپوتيروئيدي و تنگي پيلور، زردي فيزيولوژيك ميتواند تا چند هفته ادامه يابد.
تشخيص زردي فيزيولوژيك زماني داده ميشود كه ساير علل هيپربيليروبينمي رد شده باشد.
تشخيص زردي فيزيولوژيك زماني داده ميشود كه ساير علل هيپربيليروبينمي رد شده باشد.
وجود هر يك از حالات زير دلالت بر پاتولوژيك بودن زردي دارد:
1 – ظهور زردي در 24 ساعت اول تولد يا بعد از هفته اول تولد
2 – سرعت افزايش بيليروبين بيشتر از 5 mg/dl در 24 ساعت يا بيشتر از 0/5 mg/dl در ساعت باشد.
3 – مقدار بيليروبين در نوازد ترم بالاي 12 mg/dl و در نوزاد نارس بالاي 14 mg/dl باشد.
4 – مقدار بيليروبين مستقيم (كونژوگه) سرم بيشتر از 1 mg/dl باشد.
5 – زردي در نوزاد ترم بيش از 14 روز و در نوزاد نارس بيش از 21 روز ادامه يابد (مگر اينكه شير مادر مصرف كرده باشد)
6 – وجود هپاتواسپلنومگالي و آنمي
زردي ناشي از شير مادر:
در 20 تا 30 درصد نوزاداني كه با شير مادر تغذيه ميشوند بروز ميكند و شايعترين علل هيپربيليروبينمي نسبتاً شديد روزهاي سوم و چهارم تولد و از علل طولاني مدت شدن آن ميباشد.
در مورد زردي ناشي از شير مادر دو حالت وجود دارد:
1 – Breast Milk Jaundice: علتش را به وجود برخي از مواد از جمله اسيدهاي چرب آزاد، استروئيدها و بتاگلكورونيداز در شير نسبت ميدهند.
ويژگيهاي اين نوع زردي عبارتست از:
الف – نوزاد سالم و طبيعي ميباشد و به جز زردي مشكل ديگري ندارد
ب – بجز در موارد بسيار نادر (در بيليروبين هاي بالا 40 mg/dl) كرن ايكتروس بروز نميكند.
ج – با قطع مصرف شير مادر براي مدت 1-2 روز بيليروبين سرم كاهش يافته و با شروع مجدد تغذيه با شير مادر افزايش نمييابد.
اين نوع زردي عموماً در روزهاي 4-7 تولد سريع شده و از هر 200 نوزاد تغذيه شده با شير مادر يك نفر دچار اين نوع هيپربيليروبينمي غير كونژوگه ميشود كه ممكن است مقدار بيليروبين به بيش از 30 mg/dl نيز برسد.
2- Beast feeding-associated jaundice: اين حالت در اثر مصرف كم شير همراه با دهيدراتاسيون يا كاهش كالري مصرفي بوجود ميآيد و با تشديد زردي فيزيولوژيك (حتي تا 20 mg/dl) در هفته اول تولد مشخص ميشود. اين نوع زردي با اصلاح روش تغذيه (افزايش دفعات و مقدار شير دادن) بهبود مييابد.
در درمان زري از شير مادر بر حسب مورد ميتوان هر يك از اقدامات زير را بكار بست:
الف – تحت نظر قرار دادن و ادامه شير مادر
ب – ادامه تغذيه با شير مادر همراه با فتوتراپي
ج – اضافه كردن شير خشك به تغذيه با شير مادر با يا بدون فتوتراپي
د – قطع موقت شير مادر و استفاده از شير خشك بجاي آن با يا بدون فتوتراپي
شايعترين علت هيپربيليروبينمي غير كونژوگه پاتولوژيك: بيماريهاي هموليتيك و در راس آنها ناسازگاري گروههاي خوني ABO و RH است.
ناسازگاري RH:
هنگامي كه خون جنيني RH مثبت (معمولاً بيش از 1 ميليليتر) در طي حاملگي، سقط و يا زايمان وارد گردش خون مادري با Rh منفي شود برعليه آنتيژن D آنتيبادي ساخته ميشود. معمولاً در حاملگي اول بوجود نميآيد. هموليز با حاملگيهاي بعدي تشديد ميشود. چنين نوزاداني اكثراً به هنگام تولد علامت دارند. ناسازگاريR h نسبت به ناسازگاري ABO شديدتر است اما شيوع كمتري دارد.
علائم باليني: از هموليز خفيف تا آنمي شديد با هپاتواسپلنومگالي نوسان دارد. در موارد شديد آنمي جنين، نارسايي قلبي و هيپوآلبومينمي باعث بروز هيدروپس فتاليس ميشود كه غالباً موجب مرگ در رحم يا مدت كوتاهي پس از تولد ميشود.
براي پيشگيري لازم است نسبت به مادران RH منفي كه احتمال فرزند RH مثبت دارند حساسيت بيشتري نشان داده شود و سپس از هفته بيست و هشتم حاملگي و نيز ظرف 72 ساعت اول پس از تولد آمپول روگام با دوز يك ميليليتر بصورت عضلاني تزريق شود.
ناسازگاري ABO:
در حدود 20% حاملگيها ناسازگاري خوني ABO (مادر O و جنين A يا B) وجود دارد. شايعترين علت هموليز اتوايميون در نوزادان ناسازگاري ABO است. در اولين حاملگي هم ميتواند بوجود آيد با حاملگيهاي بعدي تشديد نميشود. از ناسازگاري Rh خفيفتر ولي شايعتر است. اغلب در هنگام تولد بيعلامت است. تظاهرات باليني در اكثر موارد خفيف بوده و تنها تظاهر باليني زردي است.
در هر دو حالت ناسازگاري ABO و RH بدليل حضور آنتيبادي در خون مادر و نوزاد تست كومبس غير مستقيم در مادر و تست كومبس مستقيم در نوزاد مثبت خواهد بود.
كرن ايكتروس:
يك اختلال عصبي شديد است كه در اثر رسوب بيليروبين غير كونژوگه در سلولهاي مغز (بويژه هستههاي قاعده مغز و هيپوكامپ) ايجاد ميشود. در پاتولوژي بصورت زرد شدن و نكروز سلولهاي عصبي مبتلا مشخص ميگردد. سطح دقيق بيليروبين سرم كه موجب كرنايكتروس ميشود مشخص نيست. در نوزادان ترم و سالم كه فاقد بيماري هموليتيك هستند در سطوح كمتر از 25 mg/dl بروز كرنايكتروس نادر است اما در نوزادان نارس يا وزن بسيار پايين (VLBW) حتي در سطوح 8-12 mg/dl امكان بروز كرنايكتروس وجود دارد.
ريسك فاكتورهاي بروز كرن ايكتروس عبارتند از:
مصرف داروهاي متصل شونده به آلبومين مانند تركيبات سولفاتهدار
تجويز محلولهاي هيپراسمولار
آسفيكسي
اسيدوزيس
سپسيس
هيپوترمي
هيپوگليسمي
مننژيت
علائم كرنايكتروس در نوزادان ترم 2-5 روز بعد از تولد و در نوزادان نارس ديرتر و تا روز هفتم ظاهر ميگردد.
زودرسترين علائم بعد كرن ايكتروس عبارتند از:
خواب آلودگي يا كاهش تحريكپذيري
خوب شير نخوردن نوزاد (تغذيه ضعيف)
كاهش يا از بين رفتن رفلكس مورو
با پيشرفت و استقرار بيماري كاهش رفلكسهاي وتري، ديسترس تنفسي، برآمده شدن فونتانلها (ملاج)، گريه زير، اسپاسم عضلات صورت يا اندام، تشنج و اوپيستوتونوس را خواهيم داشت. آنچه كه در اين رابطه مهم ميباشد پيشگيري از آن (با كاهش دادن بيليروبين) است زيرا بعد از استقرار بيماري عوارض و اختلالات عصبي برگشتپذير نخواهند بود.
عوارض ديررس كرن ايكتروس عبارتست از:
كري عصبي
فلج مغزي
كرهآتتوئيد
عقبماندگي ذهني
ديسپلازي مينا
تغيير رنگ دندانها
درمان زردي نوزادي:
توجه به تاريخچه بيماري و خانواده و يافتههاي باليني كمك بسيار بزرگي در نحوه رسيدگي نوزادان مبتلا به ايكتر است. در تمامي موارد زردي نوزادي حداقل بايد بيليروبين توتال و بيليروبين مستقيم اندازهگيري شود و اگر زردي فيزيولوژيك مطرح نباشد بايستي آزمايشات زير را نيز درخواست نمود:
CBC-Diff، شمارش رتيكولوسيتها و لام خون محيطي، تعيين گروه خوني و Rh مادر و نوزاد، تست كومبس مستقيم در نوزاد، اندازهگيري آنزيم G6PD و نيز ساير آزمايشات تشخيصي مربوطه بر حسب مورد و يافتههاي اوليه
اهداف درماني هيپربيليروبينمي شامل اصلاح عامل بوجود آورنده زردي و جلوگيري از كرنايكتروس است كه بر حسب سن بيمار و در شرايط خاص متفاوت است.
هيپربيليروبينمي عمدتاً به دو روش فتوتراپي و تعويض خون و بعضاً دارو درمان ميشود.
فتوتراپي: امواج مرئي با تابش بر روي پوست جذب شده و از طريق فتوايزومريزاسيون موجب تبديل بيليروبين به ايزومر ساختماني لوميروبين ميشود كه محلول در آب بوده و بوسيله كليه به شكل غير كونژوگه دفع ميشود.
نور آبي كه طول موجي بين 420-470 نانومتر دارد موثرترين طيف نوري ميباشد اما نورهاي سفيد و سبز نيز اين توانايي را به ميزان كمتري دارا هستند.
بطور كلي در نوزادان سالم وقتي كه مقدار بيليروبين غير مستقيم سرم به 50-70% سطح تعويض خون برسد فتوتراپي صورت ميگيرد.
فتوتراپي كلاسيك ظرف 12-24 ساعت موجب كاهش بيليروبين به ميزان 1-3 mg/dl ميشود و حداكثر مقدار كاهش بيليروبين 3-6 mg/dl است.
عوارض فتوتراپي:
آبكي شدن مدفوع
راشهاي ماكولواريتماتو
بازماندن مجراي شرياني
هيپرترمي
دهيدراتاسيون
سندروم برنزه
ضايعه چشمي
انسداد بيني
لتارژي
روش درمان هيپربيليروبينمي نوزاد سالم (ترم)
بر اساس بيلي روبين توتال سرم mg/dl
|
سن نوزاد (ساعت) |
مد نظر قرار دادن فتوتراپي |
انجام فوتوتراپي |
تعويض خود در صورت شكست فوتوتراپي شديد |
تعويض خون+ فتوتراپي شديد |
|
25-48 h |
>=12 |
>=15 |
>=20 |
>=25 |
|
49-72 h |
>=15 |
>=18 |
>=25 |
>=30 |
|
>72 h |
>=17 |
>=20 |
>=25 |
>=30 |
نكاتي كه بايد در زمان انجام فوتوتراپي مورد توجه قرار داد:
چشمهاي نوزاد با يك پوشش نخي محافظت شود.
به دليل افزايش مايع دفعي نامحسوس 1-1/5 برابر مايع نگهدارنده به مايع تجويزي اضافه شود.
درجه حرارت بدن نوزاد به طور مرتب كنترل شود
بيليروبين سرم و هماتوكريت هر 4-8 ساعت (در نوزادان نارس و بيماريهاي هموليتيك) و هر 12-24 ساعت (در نوزادان بزرگتر و كم خطرتر) كنترل شود.
به محض رسيدن بيليروبين به سطوح مطمئن و بيخطر فتوتراپي قطع شود.
توجه: انجام فوتوتراپي در نوزادان مبتلا به پورفيريا ممنوع است.
تعويض خون:
بطور كلي در نوزادان نارس زماني كه غلظت بيليروبين توتال از نظر عددي به بيش از 1% وزن نوزاد برسد آن گاه بايد تعويض خون انجام شود مثلاً در يك نوزاد 1500 گرمي اگر سطح بيلي-روبين توتال سرم مساوي يا بيشتر از 15 mg/dl باشد تعويض خون صورت ميگيرد
معيار تعويض خون در نوزادان نارس:
بر اساس بيليروبين غير مستقيم سرم (Mg/dl)
|
وزن (گرم) |
بدون عارضه mg/dl |
عارضهدار (آسفيكسي، اسيدوز،هيپوكسي، هيپوترمي، مننژيت، هيپوگليسمي، علائم كرن ايكتروس، هيپوآلبومينمي) Mg/dl |
|
<1000 |
12-13 |
10-12 |
|
1000-1250 |
12-14 |
10-12 |
|
1251-1499 |
14-16 |
12-14 |
|
1500-1999 |
16-20 |
15-17 |
|
2000-2500 |
20-22 |
18-20 |
كلاً ميتوان گفت كه سطحي از بيليروبين كه بتواند موجب كرن اكيتروس شود انديكاسيون تعويض خون محسوب ميگردد.
مقدار كل خوني كه بايد تعويض شود معادل 2 برابر حجم خون نوزاد است و از رابطه زير بدست ميآيد.
حجم خوني كه بايد تعويض شود = وزن * 2 (برحسب كيلوگرم) * 85
در ناسازگاري ABO خون تعويضي بايستي با گروه خوني مادر و Rh نوزاد هماهنگ باشد.
در ناسازگاري Rh نيز خون تعويضي بايستي با گروه خوني مادر و RH مادر هماهنگ باشد
كل عمل تعويض خون بايد در مدت 45-90 دقيقه انجام گردد.
با هر بار تعويض خون ميزان بيليروبين مستقيم فوراً به نصف ميرسد
عوارض تعويض خون:
واكنشهاي ناسازگاري خوني، اختلالات متابوليك ، عفونت، پرفوراسيون عروق، خونريزي، هيپوتانسيون
درمان دارويي:
در موارد عدم دسترسي به فتوتراپي و در جمعيتهاي خاصي ميتوان از داروها استفاده كرد.
مهار كنندههاي (هم اكسيژناز) نظير Tin-proto porphylin T يا Tin-Mesoporphyrin از طريق كاشه توليد بيليروبين ميتوانند موجب كاهش بيليروبين شوند ولي ميزان اثر آنها تقريباً به اندازه فوتوتراپي استو مطالعات بيشتري براي استفاده روتين از آنها نياز است
در گذشت از فنوباربيتال بطور پروفيلاكسي در روز آخر حاملگي به مادر (با دوز 60-90 mg/kg/day) و يا بعد از تولد به نوزاد (با دوز 5-10 mg/kg/day) استفاده ميشد اما امروزه اكثر صاحبنظران با تجويز آن مخالف هستند.
در يك نظر كلي ميتوان گفت:
در نوزادان پرهترم: اگر مقدار بيليروبين توتال از نظر عددي بيشتر از 1% وزن نوزاد شود انديكاسيون تعويض خون دارد. و اگر مقدار بيليروبين توتال به 2/3 مقدار فوق يعني (2/3 * وزن نوزاد به گرم * 1%) برسد انديكاسيون فتوتراپي دارد.
در نوزادان ترم: اگر مقدار بيليروبين توتال به بيشتر از 15 mg/dl برسد غير طبيعي ميباشد و بصورت زير طبقه بندي ميشوند:
15-18 mg/dl: در معرض خطر
18-20 mg/dl: احتمال خطر
20-25 mg/dl: انديكاسيون فتوتراپي
>25 mg/dl: انديكاسيون تعويض خون
******** دکتر محسن امیرآبادی *******