عفونت راههاى تناسلى:
تعدادى از عفونتهاى اختصاصى نظير، گنوره، سيفيليس، و كلاميديا در هر دو جنس شايع است ليكن واژينيت و عفونت زهدان مختص خانمهاست
تريكوموناس واژيناليس و كانديديا آلبيكانس در غالب اوقات موجب افزايش ترشحات زهدان مىشوند در واژينوز بىهوازى، اپىتليوم واژينال ملتهب شده و مهمترين شاخص آن توليد ترشحات با بوى نامطبوع ماهى و گنديدگى است. باكتريهاى بىهوازى گاردنلا واژيناليس، انواع باكتروئيد، كوكسىها و ويبريو مىباشند. ارزش تشخيص آزمايشگاهى واژينوز بىهوازى پاسخ مطلوب به درمان با مترونيدازول است.
واژينيت - سرويسيت
بعداز اتمام خونريزى ماهانه و قبل از شروع خونرى بعدى، در واژن ترشحاتى وجوددارد كه منشأ آنها عمدتاً آندوسرويكس است. اين ترشحات، فيزيولوژيك و نرمال بوده تحت اثر استروژن و پروژسترون مىباشد. در فاز فوليكولر، ترشخات سفيد (شيرى) و كشدار است. بتدريج از رنگ سفيد ترشحات كاسته شده شفاف، زياد و كشدارمىشوند. پس از تخمكگذارى، ترشحات تحت تأثير پروژسترون كم شده ورنگ آنها سفيدمىشود. بنابراين ازنظر ترشحات، انتهاى فاز لوتئال مشابه ابتداى فاز فوليكولر است.
استروژن مقدار كلريدسديم را در ترشحات افزايش ميدهد كه وقتى از حد1100 بگذرد دور هم كريستاليزه شده و الگويى شبيه برگسرخس ايجادمىشود كه درجات آن از 1+ تا 4+ است ferningيك مثبت وقتى است كه شاخه اصلى فقط يك شاخه فرعى داشته باشد و هرچه تعداد شاخههاى فرعى بيشتر شود درجه آن نيز بيشتر مىشود تا به 4 مثبت برسد كه آن را termfullنيز مىخوانند ودرحوالى زمان تخمكگذارى كه استروژن بسيار بالاست ديده ميشود. در فاز لوتئال كريستاليزه شدنن كلريدسديم بدون ساخت شكل مشخصى ديده مىشود و ترشحات سرويكس به حالت دانه تسبيح appearance()beadedدرمىآيد. (اين تغييرات محدود به ترشحات سرويكس و واژن نيست و در همه ترشحات بدن وجوددارد.) اگر ترشحات واژينال با سمپتومهايى مثل سوزش، خارش، ديزورى، ديسپارونى و... همراه شود يا زياد شود و يا سيكليك نباشد پاتولوژيك محسوب ميشود. محيط واژن استريل نيست و بين 4 تا 7 نوع باكترى در آن وجوددارد. عدهاى از اين باكتريها هوازى هستند: استافيلوكوك، استرپتوكوك و... عدهاى هوازى رودهاى هستند: E.Coli ، پروتئوس و... برخى نيز بىهوازى نرمال دارند مثل كانديداآلبيكنس.
فلور غالب واژن: باسيل Doderlin يا لاكتوباسيل است. اين باسيل، بالانس بين باكتريهاى مختلف را تعيينمىكند. به اين ترتيب كه ذخيره گليكوژن را به اسيدلاكتيك تجزيه مىكند تا مانع رشد بيشازحد باكتريها شود. پس اين باسيل PHواژن را اسيدى مىكند (بطور سيكليك) بطوريكه در اوايل فاز فوليكولى PH به خنثى نزديكتر است. در فاز لوتئال PH كم مىشود بطوريكه ذر آخر فاز لوتئال، واژن حداكثر اسيديته را دارد.
واژينيت در سنين قبل از منارك :
واژينيت 3 علت عمده دارد:
1) شايعترين علت آن اكسيور (كرمك) است كه از آنوس به وولومىرسد. خارش (خصوصاً در شب) و دندان قروچه و... از علايم آن هستند و با ديدن كرم در مدفوع، يا با اسكاچ تست مىتوان آن را تشخيص داد. بعنوان درمان در بيماران كمتراز 2 سال از پيرانتل پاموات و بالاتر از 2 سال مبندازول استفادهمىكنيم.
2) جسم خارجى: اگر دختربچهاى ترشح زياد چركى داشته باشد و به درمانهاى عادى پاسخ ندهد بايد حتماً به وجود جسم خارجى در واژن فكركنيم. درانيصورت يا KUBمىكنيم يا با توشه ركتال، سرويكس را لمس مىكنيم. اگر جواب هردوروش منفى بود يك دوره درمان آنتىباكتريال مىدهيم. درصورتيكه مقاوم بود بايد آندوسكوپى واژن انجام گيرد.
3) بيماريهاى بثورى و در رأس آنها آبله مرغان مىتوانند راش واژينال بدهند كه با ترشح همراه است.
گنوكوك بيشتر تمايل به درگيرى بافت غددى دارد. در سنين 45-15 سال )reproductive(ابتلا به گنوكوك موجب واژينيت گنوكوكى نمىشود اما در سنين بالاتر بعلت افت استروژن، واژن نازك است (بجاى 20-18 لايه سلولى فقط 4-3 لايه دارد) پس استعداد به واژينيت گنوككى وجوددارد.
گنوكك ديپلوكوك اينتراسلولر هوازى است. تمايل دارد بافت غددى را درگيركند. در وولو و واژن غدد اسكن و بارتولن را مىگيرد در بالا آندوسرويكس را درگيرمىكند. گرفتارى رحم شايع نيست. بعد لولهها هستند (ساپنژيت گنوككى) و بعد مىتواند به پريتوئن برسد. 5 درصد از عفونتهاى گنوككى منتشرمىشود.
درمان :
در 90 درصد موارد، گنوكك نسبت به پنىسيلين حساس است. (پنىسيلين پروكائينه 000/800/4 واحد بعنوان درمان) اما در 10 درصد موارد داراى پنىسيليناز است كه دراين صورت بايداز اسپكتينومايسين به ميزان 2 گرم استفاده كرد. Ceftriaxone كه از خانواده سفالوسپورينهاست روى تمام انواع گنوكك مؤثراست. بايد دانست كه در درمان گنوكك علاوهبر آنتىبيوتيك، از پماد استروژن نيز استفاده مىكنيم تا مقاومت واژن را بالاببرد.
واژينيت در سنين پُست منوپورال
نوعى واژينيت بنام Senile vaginitisديدهمىشود كه علت آن آتروفى مخطط واژن است. ممكناست روى آن واژينيت باكتريال سوارشود. اين زنها با خونريزى Postcoitalمراجعهمىكنند (كه بايد حتماً ازنظر وجود كانسر بررسى شوند). بعنوان درمان بايد از پماد استروژن (پرهمارين) استفادهكرد. بايد توجه داشت كه وقتى فردى هورمون استروژن مصرف مىكند و درحين مصرف آن دچار خونريزى مىشود بايد حتماً هيپرپلازى يا كانسر آندومتر را ردكرد. همانطور كه قبلاً اشاره كرديم يكىديگر از علل واژينيت در سنين پستمنوپوزال، گنوككاست.
واژينيت در سنين بارورى (45-15 سال)
عوامل مختلفى مىتوانند موجب واژينيت شوند كه ما به 3 مورد آنها اشاره مىكنيم: كانديدا، تريكوموناس و گاردنرلا.
كانديدا آلبيكانس :
فلور طبيعى واژن محسوب مىشود و درصورتيكه سمپتوم بوجودنياورد نياز به درمان ندارد. اين قارچ داراى دو شكل است: ميسيليوم و كُنيدى. كه كنيدىها حاوى اسپور قارچ هستند. شرايطى وجود دارد كه كانديدا را پاتوژن مىكند: گرما، رطوبت (لباس زير ازنوع غيرنخى يا تنگ)، حامگلى، مصرف كنتراسپتيو )OCP(، ديابت، مصرف داروهاى مضعف سيستم ايمنى و مصرف آنتىبيوتيك وسيعالطيف بمدت طولانى. درباره پاتوژنز اين عوامل بايد گفت كه ديابت و حاملگى ذخيره گليكوژن واژن را افزايش مىدهند پس واژن اسيدىتر شده مستعد رشد قارچ مىشود. كنتراسپتيو روى قارچ رسپتور دارد كه باعث رشد قارچ مىشود (بطور كلى استروژن يك ماده ميتوتيك است و بسيارى از كانسرها داراى رسپتور براى استروژن هستند).
علائم :
شكايت اصلى بيمار مبتلا به واژينيت كانديديايى خارش است. ممكناست سوزش، ترشح سفيدرنگ پنيرى و... نيز وجود داشته باشد. زمانى كه واژن اسيدىتر است (فاز لوتئال) اين علايم بيشتر هستند. در معاينه ترشحات لزج پنيرى ديده مىشود و روى وولو علايم التهاب و ادم وجوددارد (معمولاً وولو واژينيت مىدهد) براى قطعيت بيشتر بايد KOH 10 درصد اضافه كنيم كه سلولهاى اپىتليال در ترشحات ازبين رفته و ميسليوم قارچ ديده شود. (30درصد falsenegativeدارد). از محيط كشت نيكلسون-سابورا نيز مىتوان استفادهكرد.
درمان :
براى درمان، بايد ابتدازمنيه بيمارى را ازبينبرد (ديابت، رطوبت و...). داروى انتخابى نيستاتين است كه بصورت طبيعى تهيه مىشود و داراى شيافهاى 000/100 واحدى است كه بايد هرشب تا 2 هفته استفاده شود. كلوتريمازول از ايميدازولها و همچنين مايكونازول و بوتوكونازول هم مىتوان استفاده كرد كه مصنوعى بوده و موفقيت درمان با اينها 80 درصد است. اين بيمارى STDنيست پس در مرحله اول Partnerرا درمان نمىكنيم اما درصورت عود بايد پارتز را با كلوتريمازول درمان كرد (درمان بالانيست) علت ديگر عود، ممكناست كولونيزاسيون زياد قارچ در دستگاه گوارش باشد.
اگر عودهاى مكرر وجودداشته باشد چند علت را درنظر مىگيريم:
1) عدهاى استرس روانى زيادى دارند. بايد دانست كه ايمنى سلولى )CMI(مسؤول مبارزه با كانديدا است و استرس روانى موجب ترشح اپيومهاى داخلى شده از اين طريق CMI را تضعيف مىكند. اين دسته نياز به روان درمانى دارند.
2) عدهاى نسبت به كانديدا داراى آلرژى هستند. اين افراد ترشحات زيادى ندارند و كانديدا در بدن آنها بيشتر از مقدار عادى نيست بلكه فقط حساسيت دارند. بنابراين بايد آنتىهيستامين تجويز شود.
3) ممكناست تعادل پروستاگلندينها كه در بدن نقش ايمونومُدولاتور (تنظيمكننده ايمنى) دارند بهم خورده باشد. پس از ايبوپروفن استفاده مىكنيم.
نهايتاً اگر بازهم بهبود حاصل نشد بايد درمان maintenance با كتوكونارول دادهشود. در صورت قطع دارو بيمارى عودمىكند پس بايد دائمى مصرف كند اما چون هپاتوتوكسيك است بايستى تستهاى كبدى )LFT(بطور مرتب بررسى شوند.
تريكوموناس واژيناليس
يك پروتوزوئر تكسلولى است (باقطر 20-15 ميكرون) كه هستهاى بيضى شكل، يك زائده انتهايى و چهار فلاژل دارد. مامبران آن مواج مىباشد و كاملاً متحرك است. اندازه آن كوچكتراز سلولهاى اپىتليال و بزرگتراز گلبولهاى سفيدمىباشد.
اين پروتوزوئر تغييرات شبه بدخيمى در سرويكس ايجادمىكند.
علائم :
سمپتومهاى واژينيت تريكومونايى بيشتر در اوايل فاز فوليكولر است (يعنى زمانى كه PHواژن بيشتر به خنثى نزديك است). اين شكايات شامل ترشحات آبكى و زياد، سوزش، خارش و... ميباشند. ترشحات به رنگ سفيدمايل به زردهستند (يا زرد مايل به سبز) و داراى حباب گاز مىباشند (حالت كفى). در معاينه واژن اريتماتو است و خونريزى شبيه پتسى درسرويكس ايجادمىكند كه منظره توتفرنگى نامدارد. اگر Wetmountبگيريم (گرفتن لام همراه با نرمال سالينگرم) پروتوزوئر قابل رؤيت است. آنقدر متحرك است كه در تشخيص افتراقى با اسپرم قرارمىگيرد (از اسپرم بزرگتراست). البته روش 25 درصد موارد falsenegativeدارد. در محيط كشت مخصوص نيز قابل كشت است.
تريكوموناس جزو فلور نرمال واژن نيست بنابراين اگر بيمار سمپتوم هم نداشتهباشد بايد درمان شود. ازطرفى واژينيت تريكومونايى جزو بيماريهاى مقاربتى )STD(طبقهبندى مىشود پس هنگام درمان بيمار بايد partner نيز درمان شود.
درمان :
درمان واژينيت تريكومونايى شامل اسيدى كردن محيط واژن (شستشو با سركه) و استفاده از مترونيدازول است (2 گرم بصورت Single dose) اگر پارتز درمان نشود در 23% موارد بيمارى عود خواهدكرد. كنتراانديكاسيون استفاده از مترونيدازول عبارتست از: فاز حاد بيمارى نورولوژيك و بيماريهاى خونى (زيرا آگرانولوسيتوزمىدهد). در حاملگى مصرف آن كنتراانديكاسيون نسبى دارد (در سه ماهه اول باردارى اصلاً نبايد تجويز شود زيرا در حيوانات تراتوژن است) در شيردهى نيز كنتراانديكاسيون نسبى دارد.
گاردنرلاواژيناليس (هموفيلوس واژيناليس) گرفتارى واژن بصورت غيرالتهابى ميدهد. يعنى درحقيقت نوعى واژينوز باكتريال ايجادميكند. اين ميكروب يك باسيل هوازى است. شايعترين سمپتوم، ترشح متعفن است. سوزش، خارش و علايم التهابى ندارد. (واژن ملتهب نيست) ترشحات به رنگ سفيد كدر است. بوى آنها بعلت وجود خود هموفيلوس نيست بلكه باكتريهاى بىهوازى كه همراه آن رشد مىكنند عامل ايجاد بو هستند. شدت علايم (برخلاف كانديدا و تريكوموناس) درطول سيكل تقاوت نمىكند.
:Whiff test يك قطره KOH به ترشحات اضافه مىشود كه بوى بد مشخصى از آن متصاعد مىگردد. (بوى ماهى گنديده).
هموفيلوس واژيناليس فلور طبيعى واژن است كه بعداز ازدواج در واژن ديدهمىشود. پس در صورت عدم ايجاد عود، درمان پاتز ضرورتى ندارد. اگر لام تهيه شود سلولهاى اپىتليال ديدهمىشوند كه سطحشان پوشيدهاز كوكوباسيل است و PMNوجودندارد. سلولهايى هم بنام Clue cellsايجادمىكند.
سرويسيت :
سرويسيت را مىتوان به دونوع حاد و مزمن تقسيم كرد. گنوكك و هرپس مىتوانند سرى سيت حاد ايجادكنند. دستكارى سرويكس (مثل بيوپسى) نيز مىتواند سرويسيت حاد بدهد كه انفيلتراسيون PMN درآن ديده مىشود.
هرپس از ويروسهاى داراى DNA است. تيپ I آن در 15 درصد موارد ژنيتال است و تيپ II نيز منحصراً دستگاه ژنيتال را گرفتارمىكند. بعداز 15-10 روز كه دوره كمون است در 80 درصد موارد وزيكول در سرويكس پيدامىشود و بعداز يكىدوهفته فروكش مىكند ولى در گانگليون اسپانيال باقىمانده و بعد در 50 درصد موارد عودمىكند كه ديگر بدون علايم پرودرومال بوده و شيوع گرفتارى سرويكس نيز كمتر خواهدبود. درمان سرويسيتها هرپس مثل ساير موارد گرفتارى هرپس، Zoviraxاست كه درمان قطعى نيست. human papillomavirus)HPV(داراى سوشهاى مختلفى است. سوشهاى 6 و 11 خوشخيم بوده و سوشهاى 16 و 18 بدخيم هستند. ضايعه ايجاد شده بوسيله اين ويروس، كونديلوما آكوميناتا نام دارد. سوشهاى 11 و 6 مىتوانند در زمان زايمان با انتقال ويروس از مادر به جنين، زگيل حلق و حنجره بدهند. سوشهاى 16 و 18 (كه بدخيم هستند و بدخيمترين آنها سوش 18 است) مىتوانند موجب كانسر شوند. سلول آلوده به HPVبنام Koilocyteخوانده مىشود كه بزرگ بوده هسته چندقسمتى با يك هاله شفاف در دورش دارد. تروپونما پاليدوم اسپروكتى است كه با فونتانا رنگآميزى مىشود و عامل بيمارى سيفيلس است. پس از 9 تا 90 روز كه دوره كمون آن است شانكر ميدهد. مسرىترين مرحله سيفيليس همين مرحله شانكر است. در مرحله دوم راش ژنراليزه ميدهد باضافه كونديلومالاتا و آرتريت. بتدريج تستهاى سرولوژيك آن مثل VDRLمثبت مىشوند. شايعترين علت غيرعفونى كه تست VDRLرا مثبت كاذب نشان ميدهد حاملگى است. سن بالا نيز ممكناست موجب مثبت شدن VDRL بطور كاذب بشود. دراين موارد بهتراست از FTAاستفادهشود كه فقط 1 تا 2 درصد مثبت كاذب دارد. درمان سيفيليس پنىسيلين بنزاتين است كه در شروع بيمارى كمتر از يكسال، يك تزريق 000/400/2 واحدى انجام مىگيرد و اگر بيشاز يكسال از شروع بيمارى گذشته باشد اين تزريق هفتهاى يكبار مدت 3 هفته انجام مىگيرد. اگر سابقه بيمارى و طول مدت آن را ندانيم بايد بنا را بر بيش از 1 سال بگذاريم. (در گنوكك پنىسيلين مورد استفاده پروكائينه است نه بنزاتين)
زمنيهساز سرويسيت مزمن، تروماهاى زايمانى است كه عوامل باكتريال بطورثانويه به آن افزوده مىشوند. از سمپتومهاى سرويسيت مزمن، ترشحات سفيدچركى است. و اگر عوامل باكتريال زياد رشد كرده باشند و به پارامتر برسند، درد لگن بطور مزمن، ديسمنوره و ديسپارونى نيز ممكناست ديدهشود. در معاينه ديدن كيستهاى Nabothian بسيار حائز اهميت است. اين كيستها همان غدد سرويكس هستند كه بعلت التهاب و عفونت دائمى، دهانهشان بسته شده و مايع در آنها تجمع يافته است.
در تشخيص افتراقى سرويسيت مزمن، اكتروپيون قرارمىگيرد. اكتروپيون يك وضعيت فيزيولوژيك است كه مخاط آندوسرويكس (استوانهاى) به سمت بيرون eversionپيدامىكنند. پوشش مخاط برخلاف سرويسيت، داراى erosionنيست. مخاط منظمبوده و ترشحات نيز شفاف است. كيست Nabothian نيز قابل رؤيت نمىباشد. بااينكه اكتروپيون يك حالت فيزيولوژيك تلقى مىشود اما اگر ترشحاتزيادى داشتهباشد كه بيمار را ناراحتكند بايستىاقدامبه درمانآن كرد.
درمان :
درمان سرويسيت مزمن آنتىبيوتيك خوراكى باضافه كرم يا پماد triple sulfaواژينال است. آنتىبيوتيك مورد استفاده معمولاً دوكسىسايكلين است كه طويلالاثر ميباشد و از عوارض شايع آن ازوفاژيت است. اگر بيمار قادر به تحمل اين دارو نبود مىتواند بعداز روز اول كه آن را BD مصرف مىكند بقيه را single doseاستفاده نمايد.
درمان قطعى كوتريزاسيون يا كرايوتراپى است كه نسج آلوده را منهدم مىكند و ظرف 2 ماه اپىتليوم جديد جاى اپىتليوم منهدم شده را مىگيرد.
بعنوان يك نكته بايد دانست كه شكاف سرويكس در خانمى كه زايمان طبيعى كردهخطىاست (-) ودرپرايمىپارهاياكسانىكهزايماننكردهاندبصورت (0) است. /
پيلونفريت حاد :
عفونت دستگاه ادراى يكى از عفونتهاى شايع در شير خواران و كودكان مىباشد با توجه به اينه اكثريت كودكنى كه براى اولين بار دچار UTI علامت دار مىشوند در دهه اول عمر قرار دارند لذا اين گروه از كودكان در صورت ابتلاى پارانشيم كليه در معرض بيشترين خطرات از نظر پيدايش اسكار در كليه بهص صورت اخلال رشد كليه، هيپرتانسيون شريانى، نارسائى درشرد، پرروتئينورى ونارسائى مزمن كليه مىباشند. در سالهاى اخير با توجه به تحولاتى كه در نحوه ارزيابى كودكان مبتلا به UTI به وجود آمده، توانستهاند با بهرهگيرى از طب هستهيى اطلاعات خوبى از وضعيت سيستم ادرارى كسب و از آنها در جهت تشخيص سريع، درمانو پيگيرى بيمارن استفاده نمايند.
هدف از انجام اين بررسى تعيين فراوانى گرفتارى پارانشيك كليه در افراد مبتلا به پيلونفريت حاد با استفاده از اسكن Dimercaptisuccinic Acid)DMSA(Technetium 99. و بررسى ارتباط بين دريگرى پارانشيم كليه در بيماران مبتلا به پيلونفريت حاد و ريفلاكس وزيكويورترال بود.
در اين بررسى كه در كودكان 1 ماه تا 12 سال در مركز طبى كودكان انجام شده است بيشترين جرم ايجاد كننده عفونت ادرارى E.coli بوده است. در اين بررسى ارتباط معنىدارى بين گرفتارى پذرانشيم كليه وميزان ESR و CRPمشاهده نگرديد.
از بيماران بررسى شده پس از بهبودى 5/85% با روشى DSMA يافتههاى غير طبيعى گزارش گرديد در حالى كه از 18% همين افراد در سونوگرافى گزارش غير طبيعى داشتند اين نشاندهنده ميزان حساسيت بالاى سنتىگرافى از نظر مشخص نمودن ميزان درگيرى پارانشيم كليه درپيلونفريت حاد، نسبت به سونوگرافى مىباشد. در گروههاى سنى بالاى يكسال ميزان آسيب پارانشيم كليه بيشتر از گروه سنى زير يسكال بوده است. 3/23 % از بيماران اين تحقيق دچار VUR بودند. ارتباط معنىدارى بين اسكن غير طبيع و ميزان فراوانى ريفالكس در بيماران مشاهده نشد.
پزشكى امروز 15 آبان 81 /
******** دکتر محسن امیرآبادی *******