انواع نبض
به طور كلي فشار در اندام تحتاني 20-10 ميلي متر جيوه بالاتر از بازوهاست (نبض قويتر است) چون در حالت ايستاده به علت گراويته، خون بيشتر در پاها جمع ميشود. ولي اگر اين اختلاف كمتر باشد يا فشار اندام فوقاني بيشتر باشد نشاندهنده كوآركتاسيون آئورت است. علل كمتر شايع اينحالت تنگي شريان فمورال يا تنگي شريان ايلياك (معمولاً بعلت آترواسكلروز)است. در لمس نبض دو دست فشار نبض ها يكسان و حداكثر با اختلاف 5 ميلي متر جيوه لمس ميشود.
نكته: اگر فشار اندام تحتاني بيش از 20-10 ميلي متر جيوه از اندام فوقاني بيشتر باشد به آن Hill Sign ميگوئيم كه ميتواند بيانگر AI باشد.
در لمس نبض نرمال يك شانه صعودي (Anacrotic) و يك شانه نزولي داريم (Dicrotic). ميزان شدتي كه نبض لمس ميشود (ارتفاع آن) بستگي به Pulse pressure دارد. PP عبارتست از اختلاف فشار سيستول و دياستول كه هر چه اين اختلاف زيادتر باشد نبض قوي تر لمس ميگردد.
هر نبض علاوه بر ارتفاع داراي يك دامنه است كه نشاندهنده مدت زماني است كه خون از دريچه آئورت عبور ميكند. در شاخه نزولي موج نبض، يك شيار داريم كه Incisura گفته ميشود و به علت بسته شدن دريچه آئورت ايجاد ميشود (با بسته شدن AO خون كمي به سمت دريچه بر ميگردد و با برخورد آن مجدداً به سمت جلو رانده ميشود كه قله دوم نبض را ايجاد ميكند)
نبض كوريگان يا Water Hammer يا جهشي:
در AI ديده ميشود در اين نبض افزايش ارتفاع داريم ولي دامنه آن كوتاه است چون بعلت نارسايي آئورت تمام خون با جهش زياد ظرف مدت كوتاهي از دريچه عبور ميكند.
نبض هيپركينتيك:
در نبض هيپركينتيك هم دامنه و هم ارتفاع نبض افزايش مييابد اين نبض را در موارديكه حجم خون زياد شده مثل آنمي، حاملگي، تيروتوكسيكوز و تا حدي AI ميتوانيم ببينيم.
نبض هيپوكينتيك:
نبض ضعيف است ارتفاع و دامنه نبض كم است ) نبض Filiform) كه علل آن عبارتند از:
1- هيپوولمي
2- تاكيكاردي شديد
3- Left Ventricular Failure
4- Mitral Stenosis شديد
نكته: در AS و HOCM ممكن است نبض با ارتفاع كم و دامنه زياد داشته باشيم (Pulsus parvus et tardus) كه ممكن است همزمان با آن trill روي كاروتيد هم لمس شود. در MR مختصري هايپركينتيك داريم.
نبض دو كوهانه (Bisferiens):
نبضي است كه دو قله سيستول دارد و در AI (به ويژه در همراهي با AS ) و (HOCM hypertrophic cardiomyopathy ديده ميشود (آي حكم بي صفت!)
نبض PULSUS ALTERNANS:
قدرت نبض كم و زياد ميشود (ميتواند منظم و يا نامنظم باشد) و مشخص LV خيلي شديد و AF است.
نبض Bigeminal:
اين نبض در كساني ديده ميشود كه ريتم Bigeminous (يك PVC و يك QRS به صورت يك در ميان) دارند. در اين افراد نبض به طور منظم و يك در ميان ضعيف و قوي ميشود.
نبض Pulsus Paradoxus (متناقض):
به معناي افت بيش از 10 ميلي متر جيوه فشار خون سيستوليك در هنگام دم است. وقتي به وجود ميايد كه فشار منفي خيلي زيادي در ريه وجود دارد (مثل بيماري انسدادي شديد ريه COPD) اما مشخصه اصلي تامپوناد است . شوك هيپوولميك و حاملگي از علل كمتر شايع اين حالت است. علت اين است كه وقتي در دم فشار داخل قلب و RV خيلي بالا رود سپتوم به طرف LV رانده ميشود و حجم LV كم ميشود و Cardiac Output كاهش مييابد و فشار خون كم ميشود. در عمل اگر فاصله بين صداي اول و دوم كورتوكف بيش از 10 ميلمتر جيوه باشد به وجود نبض پارادوكس پي ميبريم.
نكته: در صورت عدم لمس نبضهاي اندامهاي تحتاني موارد زير مطرح ميشوند:
- كوآركتاسيون آئورت
- آترواسكلروز عروق محيطي
- تنگي شريان ساب كلاوين
سندرم لريش: سندرم لريش عبارتست از ديابت + Impotence + لنگش. اين سندرم در اثر آترواسكلروز عروق ايلياك ايجاد ميشود.
جزوه پارسيان دانش – قلب و عروق – صفحه 7 – دكتر مجتبي گرجي – فوق تخصص خون و آنكولوژي – 1388
******** دکتر محسن امیرآبادی *******