جراحي بيماري منيير
جراحي بيماري منيير
پزشكي امروز – شماره 607 - 3 اسفند 84 - دكتر عبدالحميد حسيننيا (متخصص گوش و حلق و بيني)
در سال 1981 در يك مطالعه با شاهد و دوسو ناآگاه Double Blind Study control مبني بر مقايسه اثرات شنت آندولنفاتيك (به عنوان يك عمل حقيقي) با ماستوئيدكتومي ساده (به عنوان يك عمل مجازي) با ساختن علائم منيير كاملاً غير اختصاصي بوده و رابطهيي با روش شنت گذاري ندارد. اين بررسي جنجال آميز كه بازتاب گستردهيي در محافل علمي داشت ضرورت ارزيابي مجدد در زمينهي درمان جراحي بيماري منيير را ايجاب ميكرد.
روشهاي موجود جراحيبيمماري منيير را ميتوان به سه گروه تقسيم نمود:
1- جراحي فيزيولوژيك با حفظ شنوايي يعني جراحي ساك آندولفناتيك
2- روش قطع عصب (Interruptive) يعني قطع عصب دهليزي
3- روش تخريبي (Ablative) يعني لابيرنتكتومي.
جراحي محافظه كارانه كه د راس آن دكمپرسون ساك آندولنفاتيك قرار ميگيرد از اين جهت كه باز ماندهي شنوايي را همچنان حفظ ميكند با توجه به انيكه در 30 درصد موارد منيير سمت ديگر نيز مبتلا ميشود حائز اهميت است. دكمپرسيون ساك آندولفناتيك ه نخستين بار به وسيله Portman در سال 1972 ابداع گرديد خود به شيوههاي گوناگون صورت ميپذيرد. در روش Shambaugh پس از آاشكار كردن ساك آندولفناتيك با پيوند پايهداري از بافت نرم پوشانده ميشود به اين اميد كه بتوان ساك را واسكولاريزه كرد.
روش ديگر جراحي ساك عبارت از درناژ آن به ماستوئيد يا فضاي زير عنكبوتيه است. روشهاي درناژ شامل: برش ساده، درناژ با ورقهي سيلاستيك، گذاشتن درن پن روز سيليكون و به كار بردن دريچه Arenberg ميباشد. نتايج گوناگوني از اينگونه عمل ارائه شده است ولي موثقترين آنها گزارش Wiet و Monsell در سال 1985 از 83 بيمار ميباشد كه درسه چهارم آنها سرگيجهي مزاحم با عمل شنت گذاري جراحي ساك آندولفناتيك برطرف شد. در يك بررسي 5 ساله از تعداد 48 بيمار كه در سال 1983 ارائه گرددي و تحت عمل شنت آندولنفاتيك قرار گرفته بوند در 81% آنها سرگيجه به طور مطمئن از بين رفت. جراحي ساك آندولنفاتيك در بيماراني كه PTA<60 db و درجه تميز كلمات WD=50% با بهتر بود پيشنهاد گرديد.
در بررسي بعدي 24 بيمار از مجموع بيماران پس از 7 تا 11 سال از عمل جراحي مورد ارزيابي مجدد قرار گرفتند كه در 83 درصد آنها سرگيجه به طور كامل از بين رفته بود و در نتايج بهبود شنوايي و وزوز گوش تغييرات اندكي روي داده بود. نتايج اين بررسي نشان داد كه پيگيري كوتاه مدت در پيشگويي نتايج دراز مدت معتبر است و نظر آكادمي گوش و حلق و بيني و جراحي سر و گردن آمريكا را مبتي بر اينك 2 سال پيگيري براي گزارش نتايج درمان جراحي منيير كفايت ميكند تامين مينمود.
مشكلات جانبي درناژ ساك آندولنفاتيك به وسيلهاي شوكنكت مورد بررسي قرار گرفت. او ضمن منطقي بر شمردن عمل شنت گذاري ساك آندولنفاتيك، شرايط مرضي زمينهسازي عامل محدوديت در حصول نتايج پس از عمل طي دورهيي دراز مدت ميداند. به اعتقاد شوكنكت عمل شنت آندولفناتيك در بعضياز گوشها كه ساك آندولفناتيك به طور مادرزادي هيپوپلاستيك بوده و خود موجود بيماري منيير باشد عملاً امكانپذير نيست و از اين گذشته انسداد شنت به وسيلهاي بافت فيبروز كه يك واكشن طبيعي ميزبان نسبت به جسم خارجي است كاربرد شنت آندولنفاتيك را زير سوال قرار ميدهد. شوكنكت براي اثبات ادعاي خويش استخوان گيجگاه بيماري را كه دچهار هيپوپلازي مادرزادي ساك آ«دولفنايت بو د و تحت عمل شنت گذاري آندولفناوتيك قرار گرفته بود نشان داد كه نوار سيلاستيك كه بعنوان شنت آندولفناتيك بود از بافت فيبروز احاطه شده بود و در 4.5 ملي متري سا هيپولاستك عملاً از كار افتاده بود.
شوكنكت باي اينك اين معضلات را به گمان خويش از سر راه بردارد ميلهيي نازك از طريق دريچهي گرد فرو برو و مجراي حلزوني را به فضاي پري لنفاتيك مربوط كرد او 90 مورد را با اين شيوه آزمود و با پيگري طي 22 ماه گزاش داد كه 73 درصد موارد سرگيجه كنترل شده است.
Arenberg روش ديگري براي از بين بردن دشواريهايي درناژ آندولنفاتيك وضع كرد و آن استفاده ا زشنت يا عملل دريچهي يك طرفه در ساك آندولنفاتيك است. او در 300 مورد تا 93/17 درصد كنترل سرگيجهي كلاسيك منيير را با اين روش گزارش داده است. آرنبرگ اين روش را به مشابه مطمئنترين و موثرترين وسيله براي هيدروپس آندولفناتيك قلمداد ميكند ولي Classcock در 77 مورد اين شيوه را بكار برده است و در كنترل سرگيجه موفقيتي بيش از 49 درصد به دست نياورده است. در مقابل روش محافظهكارانهي جراحي ساك آندولنفاتيك، جراحي تخريبي با حذف شنوايي قرار دارد كه شامل لابيرنتكتومي به طريقه ترانس مئاتال يا ترانس ماستوئيد و نيز لابيرنتكتومي با قطع عصب دهليزو حلزوني ميباشد. روش بينابيني جراي محافظه كارانه و تخريب قطع عصب دهليزي با حفظ شنوايي از طريق رترولابرنتي (RLVN) يا از طريق حفرهي ميان جمجمه (MFVN) ميباشد.
Silveration و Norvel نتايج طريقهي RLVN در 26 بيمار براي 6 تا 12 ماه پيگري كدرند و كنترل سرگيجه درا در 85 درصد بيماران و بدتر شده شنوايي در 21درصد بيماران گزارش نمودند.
امتيازات RLVN نسبت به MFVN عبارتند از: روش آسانتر، سريعتر و آشكار نمودن بهتر زوج هفتم و هشتم اعصاب مغزي و كمتر تحت فشار قرار گرفتن مغز امتيازات MFVN عبارتند از:
روش جراحي خارجي دورمر و جدا كردن آسان شاخهيي دهليزي از شنوايي.
Norvel و Silveratio روش RTVM را در بيماراني كه سرگيجهي طولاني و مكرر دارند و شنوايي مفيد را در آنها بايد حفظ كرد پيشنهاد ميكند. به عقيدهي اين محقق چنين بيماراني علاقهيي ندارند كه بخت آنها براي عمل شنت آندولفناتيك آزموده شود.
طريقهي MFVN طبق گزارش Classcock نتايج همانندي به ارمغان آورده و سرگيجه در 94 درصد موارد با كم شنوايي همراه بوده است اما عوارض آن شامل احساس ناپايداري فلج گذراي زوج هفتم، ناشنوايي حس عصبي، عفونت زخم و شنت مايع مغزي نخاعي ميباشد. البته پزوهش غوغا برانگيز تامسن كه عمل ماستوئيدكتومي ساده را به عنوان يك عمل مجازي و پلاسبو را در برابر شنت آندولفناتيك قرار دهد خاي از انتقاد هم نيست.
از جمله معتقدند كه ماستوئيدكتومي بيش از يك پلاسبو است چرا كه ممكن است جريان خون را در موضع عمل بر هم زند، اثرات التهابي موضعي بر جاي گذارد و موجبات ضربهي گوش داخلي را فراهم نمايد.
اعتقاد تامسون بر اين است كه مكانيسم توجيه كننده 70 تا 80 درصد موفقيت در يك بررسي 6 ساله هم با عمل شنت گذاري و هم مساتوئيدكتومي هنوز آشكار نشده است. تامسن لابيرنتكتومي را در بيماري سرگيجه توان فرسا و شنوايي غير مفيدي داشته است درمان انتخابي ميداند و در بيماري كه شنوايي مفيد و سرگيجه توان فرسا دارد قطع عصبي دهليزي را براي بيماري منيير عمل قطعي ميشمارد. به عقيده او انجام دادن يا انجام ندادن عمل ساك آندولفناتيك بيش از قطع عصب دهليزي خود يك بحث فلسفي به شمار ميآيد.
خوشبختانه 70 درصد بيماران با درمان طبي به تنهايي كنترل ميشوند و در 30 درصد آنها درمان طبي به شكست منجر ميشود كه بايد انتخاب شيوهي جراحي را با سبك و سنگين كردن نتيجهي اختلال عملي وضعيت شنوايي و آزردگي يك يا هر دو گوش با در نظر گرفتن گزارشهاي تامسن و همكاران وي و نظريات و بررسيهاي پژوهشگران ديگر روظ مطلوب و دلخواه جراحي منيير يعني روش آساان و مطمئن كه بتواند سرگيجه را براي هميشه از ببين ببرد و شنوايي را بهبود بخشد يا حداقل حفظ نمايد هنوز وجود ندارد.
در زمان حاظر عملاً بايد جراحي را محدود به موارد سرگيجهي غير قابل كنترل و مزاحم دانست و نظريات Smyth و Classcock و ديگران را در مورد جراحي زودرس در جهت حفظ شنوايي با تامل پذيرفت. روش قطع عصب دهليزي خواه از طريق حفرهي مياني جمجمه، خواه از طريق رترولابيرنتي درجه موفقيت را به مرز ايدهآل نزديك ميكند. بديهي است لابيرنتكتومي در مواردي خاص كه شنوايي مفيد وجود ندارد با در نظر گرفتن شرايط عمومي بيمار و نيز شنوايي طرف مقابل جايگاه محدود خود را داراست.
******** دکتر محسن امیرآبادی *******