داروهای ضد سایکوز - Antipsychotic- Neuroleptic-Major transquilizer
داروهاي ضد سايكوز
داروهاي ضد سايكوز يا Antipsychotic يا نرولپتيك (Neuroleptic) يا داروهاي Major transquilizer همه به يك معنا اشاره ميكنند. منظور از MTها داروهايي با اثر آرامبخشي شديد است. در نامگذاري اين داروها بهتر است همان نام آنتيسايكوتيك را بكار ببريم ولي به هر حال نام Major transquilzer اين را خاطر نشان ميكند كه:
اولاً:اين داروها اثر آرامبخشي دارند.
ثانياً: هيجان (البته نوع شديد آن كه به مرز جنون ميرسد) هم بيماري است. زيرا داروهاي ضد پسيكوز روي آن اثر ميكنند.
به هر حال هيجان (هيجان معمولي و عادي) بيماري نيست و جزء اينها هم به حساب نميآيد و ماژور ترانكولايزر (يا داروهاي آنتيسايكوتيك) داروهايي هستند كه در جنون و پسيكوز به كار ميروند و ربطي به هيجان و آرامبخشي ندارند.
Major Transquilizers در مقابل Minor T نشانگر اثر ضد هيجان و آرامبخش بودن آنهاست ولي به هر حال بهتر است اصطلاح ضد پسيكوز را براي Major T و ضد هيجان را براي Minor T بكار بريم
فارماكوكينتيك و مكانيسم اثر:
ميدانيم كه تحريك رسپتور دوپاميني در سيستم ليمبيك احتمال ايجاد پسيكوز را بوجود ميآورد، كه گيرندههاي موجود در اين قسمت را در ايجاد آن دخيل ميدانند.(d2 يا d1,d2 و به عقيده بعضي d3,d4) دليل اينكه رسپتور D4 را نيز دخيل ميدانند اين است كه دارويي بنام Clozapine كه روي رسپتور D4 تاثير ميكند داراي اثر ضد پسيكوزي است.
مسئله نقش دوپامين در پسيكوز از آنجا معلوم ميشود كه اولاً داروهايي كه دوپامين مغز را زياد ميكنند مثل آمفتامين كه زماني براي رفع چاقي به كار ميرفت در انسان پسيكوز بوجود ميآورند و تجربيات روي موش هم همين را نشان ميدهد.
ثانياً ديده شده است كه داروهايي كه به عنوان ضد پسيكوز به كار ميرود مثل فنوتيازينها دوپامين بلوكر هستند.
در حال حاضر پنج سيستم دوپامين در مغز شناخته شده است:
1- نيگرواسترياتال: كه شامل نرونهايي است كه هسته آنها در ماده سياه است و آكسون آنها به استرياتوم يعني مجموعه كوديت و پوتامن ميرود كه اكثر رسپتورهاي دوپاميني اين مسير در هسته كوديت است. اختلال اين مسير باعث اختلال حركتي مي-شود.
2- سيستم مزوليمبيك: كه جسم سلوي آنها در Ventral tegmentum area = VTA قرار دارد و آكسون آنها به ليمبيك (نوكلئوس آكومبنس،سپتوم،اولفاكتوري توبركول و هيپوتالاموس)ميرود. اين سيستم مربوط به هيجان است و تحريك آنها پسيكوز جنون و اسكيزوفرني بوجود ميآورد.
3- سيستم توبرواينفنديبولار:كه جسم سلولي آنها در Arcuate Nucleus قرار دارد و آكسون آنها كه كوچك است به Median Eminence ميرود ودر آنجا از طريق خون دوپامين كه همان PIF=Prolactin inhibitory factor است به هيپوفيز ميرسد.
4- مسير چهارم Medulary periventricular است كه نورونهاي آنها در هسته حركتي عصب واگ قرار دارد و مسير اين انشعاب به خوبي معلوم نشده است و
5- مسير پنجم Incertohyphothalamic است كه ارتباط هستههاي پستال طرفي را برقرار ميكند.
دسته بندي داروهاي ضد سايكوز (ضد جنون):
{گروه اول: داروهاي قديمي (تيپيك) D2 بلوكر هستند مثل:}
1- سر دسته اين داروها فنوتيازينها هستند كه به چند دسته تقسيم ميشوند:
a. مشتقات آليفاتيك كه هسته فنوتيازيني آنها داراي زنجير جانبي خطي يا آليفاتيك ميباشد مانند: كلروپرومازين و تري فلوپرازينTrifluprazine)
b. مشتقات پيپيريدين مانند : تيوريدازين و Omezoridazine
c. مشتقات پيپرازين مانند: پرفنازين و فلوفنازين
2- مشتقات تيوگزانتنها مانند: تيوتيگزن
3- مشتقات بوتيروفنون مانند هالوپريدول
4- داوهاي متفرقه. مانند: تترابنازين،Molindole، Loxapine و Oxypertine
تفاوت سه دسته داروهاي فنوتيازيني از سه نقطه نظر است
- قدرت اثر: كه بعضي ضد پسيكوز قويتري هستند.
- از نظر ايجاد عوارض اكستراپيراميدال
- از نظر سداتيو بودن و خواب آلودگي ضمن روز
- آنهايي كه قدرت اثر بيشتري دارند چون اثر ضد دوپاميني قويتري دارند لذا عوارض اكستراپيراميدال آنها هم بيشتر است. در ضمن بعضي از فنوتيازينها آنتيكولينرژيك هم هستند كه عوارض اكستراپيراميدال آنها را كم ميكند.
- دسته پيپرازينها قوي هستند و عوارض اكستراپيراميدال زيادي دارند (باعث ايجاد پاركينسون ميشوند) ولي اثر سداتيو ندارند.
- دسته پيپريدينها قدرت كمتري دارند و عوارض اكستراپيراميدال كمتري دارند ولي Sedation ايجاد ميكنند.
- دسته آليفاتيكها حد واسط اينها ميباشند و تمام اين آثار را بطور متوسط دارند.
- داروي هالوپريدول از بوتيروفنونها عوارض اكستراپيراميدال زيادي دارند.
{در داروهاي قديمي بعضي مثل تيوريدازيل و كلروپرومازين Potency كمي دارند و بعضي مثل فلوفنازين و هالوپريدول Potency زيادي دارند، Potency هالوپريدول از همه بيشتر است.
در آنهايي كه Potency بيشتر است،عوارض اكستراپيراميدال بيشتر و آنهايي كه Potency كمتر است،عوارض اتونوم بيشتري دارند مثل بلوك آلفا و بلوك موسكاريني
بلوك الفا هيپوتانسيون ارتوستاتيك و Retrograde Ejaculation و بلوك موسكاريني، اثرات آنتيكولينرژيك ميدهد.
عوارض بلوك D2 دو دسته است:
- هيپرپرولاكتينمي
- عوارض اكستراپيراميدال
عوارض اكستراپيراميدال:
1- ديستوني حاد:درمان بيپريدين تزريقي است
2- پاركينسونيسم: در اين مورد ميتوان دوز دارو را كاهش داد. داروهاي آنتيموسكاريني هم پاركينسونيسم را كاهش ميدهند البته بجز براديكينزي ترمور و Rigidity را كاهش ميدهند ولي چون ريسك ديسكنزي تاخيري را افزايش ميدهند، بهتر است استفاده نشوند.
3- آكاتيزيا:ميتوان دوز دارو را كاهش داد يا بتابلوكر يا بنزوديازپين يا ديفن هيدرامين داد
4- Neuroleptic Malignant Syndrome (NMS): به صورت هيپرترمي و ريجيديتي و تغيير سطح هوشياري ميباشد. بايد دارو را قطع كرد و درمان حمايتي ميكنيم. بدنشان را بايد خنك كرد و دانترولن و بروموكريتپين هم ميتوان تجويز كرد.
5- ديسكنزي تاخيري: در مصرف طولاني مدت ايجاد ميشود و مكانيسم آن افزايش حساسيت گيرندههاي دوپاميني است. اين عارضه نه تنها به داروهاي آنتيموسكاريني پاسخ نميدهد،بلكه ريسك ايجاد اين عارضه با مصرف آنتيموسكارينها افزايش مييابد. اين عارضه ميتواند برگشت ناپذير باشد. پس بايد دارو را قطع و از يك آنتيسايكوتيك جديد استفاده كرد. البته اگر دوز دارو را افزايش دهيم،موقتاً بهتر ميشود كه نشان مي-دهد مكانيسم افزايش حساسيت است.
در مصرف فنوتيازينها كلستاز و فتوسنسيتيويتي ديده ميشود
تيوريدازين باعث رتينوپاتي و اختلال هدايتي در قلب ميشود
هالوپريدول و كلروپرومازين كاتاراكت ميدهند.
دسته دوم:داروهاي جديد (آتيپيك): روي علايم منفي اسكيزوفرني هم موثر ميباشند و عوارض اكستراپيراميدال ندارند و گيرنده سروتونين را بلوك ميكنند. مثل:
Risperidone, Olanzapine, Clozapine, Quetiapine, Sertindole
كلوزاپين D4 و سروتونين و بقيه داروها سروتونين را بلوك ميكنند.
كلوزاپين در موارد مقاوم اسكيزوفرني بكار ميرود
مهمترين عارضه آن آگرانوسيتوز است كه بايد اوايل به صورت هفتگي CBC چك گردد و هر وقت عارضه ايجاد شد،دارو را قطع كرد.
عارضه شايع آن سيالوره ميباشد.
همچنين آستانه تشنج را پايين ميآورد كه وابسته به دوز ميباشد و ميتوان بعداً با دوز كمتر دارو را شروع كرد.
Sertindole، QT را طولاني ميكند
}
فارماكوديناميك:
اين داروها علاوه بر اثر روي سيستم دوپاميني كه باعث طيف وسيعي از آثار آنهاست در ساير نوروترانسميترها هم تداخل دارند از جمله آنكه فنوتيازينها،آنتاگونيست سروتونين هستند،آلفا بلوكر بوده و بعضي از آنها از اين طريق نقص در Ejaculation و Erection بوجود ميآورند.
فنوتيازينهاي با زنجير كوتاه اثر آنتي هيستامينيك سداتيو دارند. بدليل اين آثار گسترده پسيكولوژيك، نرولوژيك، نروآندوكريني، قلبي عروقي و تستهاي حيواني به كلروپرومازين Large Actile به معني Large Action گفته ميشود.
حال ميپردازيم به اثرات دوپامينرژيك:
همانطور كه اشاره شد سيستمهاي مهم دوپاميني در مغز عبارتند از نيگرواسترياتال، ليمبيك و توبروايفنديبولار
1- در سيستم ليمبيك بلوك دوپامين اثر ضد پسيكوزي دارد ولي با استعمال اين داروها (داروهاي ضد دوپاميني) گيرندههاي دوپاميني حساس ميشوند كه دو موضع را پيش ميآورد:
a. اولاً اگر دارو را قطع كنيم بيماري به طرز شديدي عود مي كند و اين در صورتي است كه دارو را به مقدار كافي و طولاني مدت بكار برده باشيم
b. ثانياً جنبه ديگر اين حساس شدن آنست كه بيمار ديگر به دارو و دوز مورد استعمال پاسخ نميدهد و تولرانس رخ داده وما بايد يا دارو را زياد كنيم يا داروي ديگري بكار بريم
2- در سيستم اكستراپيراميدال و استرياتوم هم اين داروها اثر ميكنند و با بلوك دوپامين پاركينسون داروئي بوجود ميآيد. در اينجا اثر حساس شدن به اين صورت است كه پاركينسون از بين ميرود. يعني با شروع مصرف دارو كم كم پاركينسون بوجود ميآيد و سپس كم كم از بين ميرود ولي از آنجائي كه معمولاً همراه اين داروها، داروهاي آنتي كولينرژيك و ضد پاركينسون مصرف ميشوند، لذا ما متوجه اين مسئله نميشويم و با ايجاد حساسيت به دوپامين Tardive diskynesia (حركات غير ارادي ريتميك و آهسته لبها،زبان و فك و گاهگاهي تنه و اندامها) خواهيم داشت.
اثرات اين داروها روي ساير نروترانسميترها:
- از طريق بلوك رسپتور سروتوني،اثر ضد هيجاني دارند، گو اينكه بجز از اين طريق هم Sedation ميدهند.
- آلفابلوكر هستند و هيپوتانسيون وضعيتي ميدهند.
- آنتي هيستامينيك هستند و با بلوك رسپتور H1 ميتوانند Sedation بدهند.
- بعضي از آنها آنتيكلينرژيك هستند كه اگر چه از اثرات ضد پسيكوز آنها ميكاهد ولي ميتواند عوارض پاركينسوني آنها را هم كم كند. از اين دسته تيوريدازين بيشترين اثر ضد موسكاريني را داراست
اثرات جانبي رواني اين داروها:
شامل بيقراي،خواب آلودگي و نقص در انجام كارها ميباشد. كساني كه اين داروها را مصرف ميكنند بايد توجه داشته باشند كه تا وقتي نسبت به اين اثرات داروها تولرانس پيدا نكردهاد،كارهايي مثل رانندگي و كارهاي دقيق دستي انجام ندهند.
كار ديگري كه اين داروهاي ضد دوپاميني انجام ميدهند اثر ضد استفراغ آنهاست.
مركز استفراغ در مغز دوتاست: يكي CTZ و ديگري EC (Emetic Center)
مركز CTZ تحريكات خود را به مركز EC منتقل ميكند و تحريك هر يك از اين دو مركز ميتواند باعث استفراغ شود
عواملي كه باعث تحريك CTZ ميشوند عبارتند از:
مورفين وآپومورفين،داروهاي بيهوش كننده،اورمي،كتواسيدوز ديابتيك،مصرف يا زياد شدن استروژنها طي آبستني يا مصرف قرصهاي كنتراسپتيو. تمام اين تحريكات را فنوتيازينها و دوپامين بلوكرها مسدود ميكنند. همچنين گفتيم كه اين مركز تحريكات خود را به EC ميفرستند و آنتيكولينرژيكها با قطع ارتباط ايندو مانع استفراغ ميشوند
عواملي كه باعث تحريك EC ميشوند:
تحريك مراكز فوقاني مغزي مثل بوئيدن بوي بد يا ديدن مناظر ناجور، تحريك هستههاي وستيبولار مثل بيماري مسافرت و بيماري منير
تظاهرات قلبي عروقي:
فنوتيازينها آلفابلوكر هستند و باعث كاهش فشار خون ميگردند. همچنين HR را افزايش ميدهند، باعث اختلال در EKG ميشوند (Q-T and P-R Prolongation and Blunting of T wave And S-T Depretion) و نيز احتمال آريتمي و مرگ ناگهاني با مصرف اين داروها بخصوص تيوريدازين وجود دارد
عوارض رفتاري:
اين داروهاي ميتوانند ايجاد Sedation در طول روز بكنند بنابراين در شب و قبل از خواب بايد مصرف شوند. مسئله ديگر در اين داروها Pseododepretion است يعني حالتي شبيه دپرسيون در فرد بوجود ميآيد و اين داروها اين بي حركت شدن و نااميدي و احتمالاً آكينزي (ناتواني در آغاز كردن حركات) بوجود ميآورند
اثرات آنتيكولينرژيك:
با مصرف اين داروها خشكي دهان،تاري ديد،احتباس ادرار،Confusion و تيرگي فكر بوجود ميآيد كه عوارض گوارشي و ادراري آن با بتانكول (محرك كولينرژيك)كنترل ميشود
آثار ضد سمپاتيكي:
با بلوك رسپتور آلفا نقص در Ejaculation و كاهش فشار خون وضعيتي بوجود ميآورند.
اثرات متابوليكي و آندوكريني:
افزايش وزن،آمنوره ،گالاكتوره،نازائي و آبستني كاذب در زنها و كاهش ليبيدو و ايمپوتانسي و Infertility در مردها ديده ميشود.
عوارض رفتاري كه قبلاً هم گفته شد:Acute Dystonia،Akathisia پاركينسونيسم و تارديوديسكينزيا كه در 20 تا 40% خانمهايي كه اين داروها را مصرف مي-كنند بوجود ميآيد. و در زنها شايعتر از مردها است.
عوارض آلرژيك و سمي:
1- آگرانولوسيتوز (كه بخصوص بوسيله Clozapine بوجود ميآيد. اين دارو از داروهاي خوب ضد جنون است كه در بعضي از بيماران كه به ساير داروها پاسخ نميدهند بكار ميرود)
2- يرقان انسدادي را كه نادر است ولي گاهي با مصرف كلروپرومازين بروز ميكند
3- اختلالات عدسي چشم (رسوب دارو در قرنيه و عدسي كه كلروپرومازين اين عمل را انجام ميدهد و بعضي از داروها كه مصرف ميشوند سن عدسي را زياد ميكنند Aging Lens)
4- ايجاد حالاتي مثل Retinitis pigmentosa (بخصوص با مصرف تيوريدازين)
تداخلات دارويي:
1- اين داروهاي خودشان دپرسيون CNS بوجود نميآورند ولي اگر با داروهاي دپرسيون دهنده _مثل داروهاي خواب آور،آنتيهيستامينيكها،اوپيوئيدها مانند مورفين و هروئين و الكلها) بكار روند دپرسيون شديد CNS بوجود ميآورند.
2- اگر اين داروها را با داروهاي ضد دپرسيون بكار بريم اثرات آنتيكولينرژيك شديدي ميتواند بروز كند زيرا داروهاي ضد دپرسيون آنتيكولينرژيك نيز ميباشند و اين اثر تشديد ميگردد.
3- كاربرد اين داروها به همراه وقفه دهندههاي MAO يا متيل دوپا (و ضد دپرسيونها) باعث هيپوتانسيون وضعيتي شديدي مي-گردد.
موارد مصرف داروهاي ضد پسيكوز:
- يكي اثر ضد جنون و مصرف در اسكيزوفرني است
- مصرف در مانيا اين داروها ميتوانند در فاز مانيك يا تهاجمي و تحريكي اثر كنند. گر چه در بيماران غير مانيك هم موثر هستند.
- در بيماران با هيجان بيش از حد كه بطرف جنون مي-روند با وجوديكه بيماري آنها پسيكوز و جنون نيست ولي اين عارضه با اين داروها كنترل ميشود ولي تا آنجائي كه ممكن است نبايد ااز اين داروها در اين مورد استفاده كنيم.
- پسيكوز زمان پيري و بيماري آلزايمر اگر چه بهتر است در اين موارد از داروهاي آنتي كولينرژيك استفاده كنيم ولي اگر موثر نبودند ناچاراً از داروهاي ضد جنون استفاده ميكنيم.
- اثرات ديگر اين داروها در سندرم جيل دو لا توره است. اين بيماري مرتب يك حرف را تكرار ميكند. اين بيماري مشخص ميشود با انقباضات غير ارادي عضلات چهره و ديگر حركات غير اراي و نيز خر خر كردن و توليد صداهاي غير معمول
- بعضي ميگويند اين داروها ضد دپرسيون هم هستند ولي دليلي بر آن وجود ندارد ودر بهبود دپرسيون كاري انجام نمي-دهند فقط در فاز مانيك ماژور دپرسيون موثرند.
- در موارديكه الكل به افراد الكي نميرسد و دچار هيجان ميشوند موثر هستند كه البته بايد ابتدا از داروهاي ضد هيجان استفاه كنيم.
- در مسموميت با داروهايي مثل آپومورفين و آمفتامين و يا هر دارويي كه رسپتورهاي دوپامين را تحريك ميكند. كه در اين موارد معمولاً هالوپريدول مصرف مي-گردد.
- مورد مصرف ديگر خاصيت ضد استفراغي قوي آنها ست كه تمام داروهاي ضد دوپاميني (البته با دوز كم كه خاصيت سداتيو نداشته باشند) بجز تيوريدازين ميتوانند بكار روند.
- در خارش و حساسيت (فنوتيازينهاي با زنجيره كوتاه و ترفنازين اثر آنتيهيستامينيك دارند)
- بعنوان سداتيو قبل از عمل جراحي مي-توانيم از اين داروها استفاده كنيم. پرومتازين كه يك آنتي هيستامينيك ميباشد نيز در اين مورد بكار ميرود.
- مورد مصرف ديگر كاربرد اين داروها در ايجاد نوع آنستزي بنام نورولپتيك آننستزي ميباشد.در بعضي بيماران بيهوش كردن آنها خطرناك است در جراحيهاي بزرگ قلب و يا ضعف سيستم گردش خون اين داروها را بكار ميبريم زيرا كمترين اثر را روي اين سيستم دارند ولي بايد توجه داشت كه دپرسيون شديد تنفسي در اين تكنيك وجود دارد و پمپ تنفسي لازم ميشود. اين روش عبارتست از كاربرد يك نرولپتيك مثل هالوپريدول به همراه يك داروي اپيوئيد مورفيني مثل فنتانيل (Fentanil) كه هزار برابر مورفين اثر ضد درد دارد. و نيز اين مجموعه را ميتوانيم بصورت تزريق داخل وريدي قبل از داروهاي بيهوش كننده استنشاقي بكار ببريم
سوالات داده شده از اين بخش:
1- از عوارض داروهاي ضد پسيكوز
a. اختلال قلبي
b. اختلال رتين
c. يرقان كلستاتيك
d. هر سه
2- كداميك از فنوتيازينها بيشتر سداتيو هستند
a. گروه آليفاتيك
b. گروه پيپرازين
c. گروه پيپريدين
d. هيچكدام
3- علت ايجاد پسيكوز:
a. تحريك گيرندههاي دوپاميني سيستم ليمبيك
b. تحريك گيرندههاي دوپاميني استرياتوم
c. تحريك گيرندههاي سيستم ليمبيك و استرياتوم
d. هيچكدام
4- كداميك از داروهاي زير با داروهاي ضد پسيكوز تداخل عمل دارند.
a. آنتيهيستايمنيكها
b. الكل
c. MAOI
d. هر سه
والسلام
يياده و تصحيح: مجيد مازوچي، بازنويسي:قاسم فخرايي
رفرنس:
- جزوه فارماكولوژي – ب 68 – دكتر زرين دست – 30/8/71
- {جزوه فارماكولوژي – تابستان 88 – دكتر مجتبي كرمي – نوانديشان آريا}
******** دکتر محسن امیرآبادی *******