مالاریا (2)
مالاريا
رفرنس: جزوه عفوني دكتر مجتبي كرمي
عامل: پروتوزوا ئی است بنام پلاسمودیوم که از طریق نیش پشه آنوفل وارد بدن میشود
انتقال: نيش پشه آنوفل (انتقال به انسان)
پلاسموديوم: (فوام!)
فالسيپاروم <= همه ردههاي RBC آلوده ميشوند.
ويواكس <= RBC جوان (رتيكولوسيت) آلوده ميشود
اوال <= RBC جوان (رتيكولوسيت) آلوده ميشود
مالاريه <= RBC پير آلوده ميشود. طول مدت تكثير داخل كبدي از ساير انواع طولانيتر است.
سير تكاملي انگل: ورود انگل به خون <= ورود به كبد <= تكثير در كبد <= ورود به جريان خون <= آلوده كردن RBC <= تكامل در RBC <= تكثير <= ايجاد شيزونت <= (در انتهاي دوره تكامل) RBC آلوده پاره ميشود <= آلوده كردن RBC جديد
در سير تكاملي داخل RBC ويژگيهائي مطرح كننده شكل خاص مالاريا است:
فالسي پاروم <= انگل در RBC به صورت Ring (وجود همزمان چند Ring)
ادامه مرحله تكامل در اسمير ديده نميشود.
Vivax <= ممكن است Ring ديده شود (فقط يك Ring)
پلاسموديوم فالسيپاروم:
Ring در نهايت به شيزونت تبديل ميشود،ولي در اسمير ديده نميشود،چون RBC آلوده در سطحش برآمدگي دارد كه باعث Roset Formation ميشود و RBC آلوده به جدار مويرگ ميچسبد (Situ Adherence). در مالاريا فالسي پاروم شيزونت در اسمير خون محيطي ديده نميشود. اگر همزمان Ring و شيزونت ديده شود نشان دهنده مالارياي همزمان ويواكس و فالسي پاروم ميباشد. پارازيتمي كمتر از ميزان واقعي تخمين زده ميشود. در مالاريا فالسي پاروم، گامتوسيت موزي شكل در اسمير خون محيطي ديده ميشود. در داخل RBC آلوده ممكن است پيگمان ديده شود. در مالارياي فالسي پاروم پيگمان به رنگ سياه ميباشد.
پلاسموديوم ويواكس:
يافتههاي مطرح كننده ويواكس:
1- وجود اشكال Ring داخل RBC
2- Shaffner Dot
3- پيگمان زرد قهوهاي
در نوع RBC Vivax جوان آلوده ميشود. در ويواكس انگل از طريق گيرنده خوني Duffi ، RBC را آلوده ميكند، در نتيجه در افراد با فنوتيپ دافي منفي نسبت به ابتلاء به اين نوع مالاريا مقاوم ميباشند.
پلاسموديوم Ovale:
يافتههاي مطرح كننده Ovale:
1- انگل در ابتدا به شكل تخم مرغ (بيضي) ميباشد.
2- در اين حالت Shaffner Dot ديده ميشود
3- پيگمان به رنگ قهوهاي تيره ميباشد.
پلاسموديوم مالاريه:
فرم خفيف مالاريا ميباشد. دوره تكثير در كبد طولاني است. RBC پير را آلوده ميكند. تكثير در RBC طولاني است (3 روز) در ابتدا انگل داخل RBC به صورت نواري يا چهار گوش است و پيگمان به رنگ قهوهاي مايل به سياه ميباشد. نوعي مالارياي خفيف و مزمن ميباشد. بيشتر مالارياهاي ناشي از انتقال خون از اين نوع ميباشند. بيماري مزمن به تدريج منجر به گلومرولونفريت ميشود (FSGS)
بيشترين پارازيتمي در پلاسموديوم فالسي پاروم ديده ميشود. پارازيتمي بيشتر از 2 درصد مطرح كننده فالسي پاروم ميباشد.
علائم باليني:
بيماري با علائم غير اختصاصي شروع ميشود (تب، ميالژي، سردرد، تهوع، استفراغ). تب در ابتدا نامنظم ميباشد . در صورت عدم درمان، تب الگوي منظم پيدا ميكند.
در انواع ويواكس و اوال بيمار 2 روز بدون تب است و يك روز تب دارد
در نوع مالاريا بيمار 3 روز بدون تب است و يك روز تب و لرز دارد و دوره 4 روزه است.
در مالارياي فالسي پاروم دوره تكامل در RBC دو روز است اما تب ممكن است هيچ گاه منظم نشود. در مالارياي فالسي پاروم مويرگها دچار انسداد ميشوند و اختلال خونرساني باعث علائم كاهش سطح هوشياري، كوما، تشنج و اسيدوز ميشود.
بيشتر عوارض و مرگ و مير ناشي از مالاريا در نوع فالسي پاروم ميباشد كه مالارياي بدخيم گفته ميشود. بيماراني كه دچار تالاسي،G6PD، آنمي سيكل سل و يا حتي سيكل سل Trait باشند نسبت به مالارياي فالسي پاروم مقاومت نسبي دارند و عفونت در اين موارد خفيف تر ميباشد.
مالارياي شديد:
داراي ويژگيهاي زير ميباشد:
1- كوما
2- اسيدوز
3- هماتوكريت كمتر از 15 درصد در اطفال
4- اليگوري در بالغين
5- كراتينين بيشتر از+ 3 در بالغين
6- ARDS (ادم ريه) در بالغين
7- هيپوگليسمي: بيشتر در اطفال و خانم باردار است
8- Hypotension
9- تشنج <= اطفال
10- DIC
11- هموگلوبينوري
12- زردي در بالغين
13- افزايش آنزيمهاي عضلاني
14- افزايش+ بيش از سه برابر آنزيمهاي كبدي
15- پارازيتمي بيشتر از 5 درصد
اپيدميولوژي:
تعريف بر اساس ميزان درصد طحال قابل لمس در بچه 2-9 سال:
1- طحال قابل لمس در كمتر از 10% اطفال <= هيپواندميك
2- طحال قابل لمس در كمتر از 11-50% <= مزواندميك
3- طحال قابل لمس در كمتر از 51-75% <= هايپراندميك
4- طحال قابل لمس در بيشتر از 75% <= هولواندميك
در مناطق هايپر و هولواندميك افراد در طول سال مرتب در حال گزش توسط پشه هستند،پس ايمني نسبي ديده ميشود. در اين مناطق اطفال و مسافرين دچار عفونت حاد مالاريا ميشوند.
در مناطق هيپوآندميك ايمني وجود ندارد و همه افراد در معرض ابتلا هستند.
تاييد تشخيص بيماري مالاريا اسمير خون محيطي
- اسمير ضخيم براي تشخيص مالاريا
- اسمير نازك براي تعيين نوع مالاريا و درصد پارازيتمي
- اگر اسميردر ابتدا منفي باشد سپس اسمير هر 12 ساعت به مدت 2 روز تكرار ميشود.
درمان:
درمان در نوع خوش خيم:كلروكين
درمان در نوع بدخيم: در مناطق اندميك تركيبات Artemisinin خط اول درمان مالارياي فالسيپارم ميباشند (نكته جديد) كه معمولاً در تركيب با يك داروي ديگر بكار ميرود. يكي از داروهاي مصرفي به ويژه در صورت بستري بيمار كينين يا كيندين ميباشد كه ممكن است به طور همزمان از داكسيسيكلين،تتراسيكلين يا كليندامايسين هم استفاده شود. در صورت استفاده از كينيدين نياز به مونيتورينگ قلبي ميباشد ولي كينين نياز به مونيتور ندارد مگر بيماري زمينهاي قلبي وجود داشته باشد. در صورتيكه حين درمان آريتمي بروز كند يا هيپوتانسيون مقاوم به مايع درماني ايجاد شود درمان قطع شود
انديكاسيون كند كردن سرعت انفوزيون:
1- پهن شدن QRS بيشتر از 25% نسبت به ميزان اوليه
2- طولاني شدن QT بيشتر از 0.6 ثانيه
نكته: در صورتيكه بيمار بيش از 2 روز در نارسائي كليه باقي بماند يا حال عمومي بسيار بدي داشته باشد، دوز نگهدارنده كينين يا كينيدين بايد 30 تا 50 درصد كاهش يابد (؟)
نكته: كلروكين در نارسائي كليه نياز به كاهش دوز ندارد.
انديكاسيون تعويض خون:
1- پارازيتمي بيش از 15%
2- پارازيتمي بيش از 5% در مالارياي شديد
نكته: در بيماري كه هوشيار نيست، قند خون هر 4 تا 6 ساعت چك شود و اگر كمتر از 40 باشد دكستروز دريافت كند.
نكته: كينين و كيندين تزريقي ريسك هيپوگليسمي را افزايش ميدهند و بايد حين تزريق، دكستروز 5 يا 10 درصد تجويز شد.
نكته: در هماتوكريت كمتر از 20% بيمار خون يا Packed cell دريافت كند.
نكته جديد: كورتون، اوره، هپارين، دكستران،آنتيبادي ضد TNF الفا و فنوباربيتال در درمان مالاريا اثر مفيدي ندارند و حتي ممكن است مضر باشند.
ساير درمانهاي مورد استفاده در مالارياي بدخيم: (يه چيزي تو مايههاي فوام خودمون!)
1- Fansidar (پريمتامين + سولفادوكسين)
2- آمودياكين (Amodiaquine): باعث آگرانولوسيتوز و هپاتوتوكسيسيتي ميشود و كمتر مورد استفاده ميباشد
3- مفلوكين: عارضه معروف اين دارو علائم نوروسايكيتريك (تشنج،آنسفالوپاتي،علائم رواني)
4- مالارون (Proguanil+Atovaquone)
داروهاي مورد استفاده در موارد مقاوم: (حالا ار ار نكن!)
1- Halofantrine
2- Lunefantrine
3- Artemether
4- Artesunate
2 گروه آخر از همه داروهاي ضد مالاريا سريعتر عمل ميكند (ار ار)
نكته: در مناطقي كه مقاومت به مالاريا شايع ميباشد توصيه (درماني) ميشود كه از 2 دارو به طور همزمان استفاده شود.
نكته: در صورتيكه بيمار يك ساعت بعد از تجويز داروي ضد مالارياي خوراكي استفراغ كند بايد دوز دارو تكرار شود.
نكته: عارضه شايع كينين خوراكي: سينكونيسم (سرگيجه، سردرد، علائم بينائي، علائم گوارشي)
انديكاسيونهاي بستري:
1- مالارياي شديد (Complicated)
2- خانم باردار
3- اطفال
4- مسافرين
مقاومت دارويي:
اگر پاريزتمي در عرض 48 ساعت به كمتر از 25% كاهش نيابد و يا پارازيتمي در طي يك هفته از بين نرود، در اين حالت رژيم درماني تغيير يابد.
نكته: ممكن است بعد از يك هفته از درمان گامتوسيت در جريان خون ديده شود كه به معناي مقاومت دارويي نميباشد.
اگرحين درمان حال عمومي بيمار به طور ناگهاني بدتر شود:
1- هيپوگليسمي (چك قند خون)
2- سپتي سمي گرم منفي (با سالمونلا)
در مالاريا ويواكس و اوال بعضي از اشكال پارازيت در داخل كبد به حالت نهفته باقي ميمانند و ممكن است بعد از مدتي فعال شوند و باعث عود گردند كه هيپنوزوئيت ميباشد. در اين حالت بايد حالت هيپنوزوئيت هم با پريماكين از بين برود. پريماكين بيش از ساير داروهاي ضد مالاريا، باعث هموليز در افراد دچار كمبود G6PD ميشود. قبل از تجويز آن بيمار بررسي شود. اگر G6PD نرمال باشد پريماكين با دوز معمول تجويز ميشود. 0.3 mg/kg/d (حداكثر 15 ميلي) به مدت 14 روز. اگر فرد مبتلا كمبود خفيف G6PD داشته باشد پريماكين با دوز 0.6 mg/kg هفتهاي داده ميشود (حداكثر 45 ميليگرم) به مدت 8 هفته تجويز ميشود. در كمبود شديد G6PD مصرف پريماكين ممنوع ميباشد. در اين حالت اگر بيماري عود كرد،عود آن درمان ميشود.
نكته: در خانمهاي باردار در مالارياي خوش خيم درمان انتخابي كلروكين و در بدخيم درمان انتخابي مفلوكين ميباشد (شواهدي از تراتوژن بودن مفلوكين وجود دارد)
نكته: در خانم باردار مبتلا به ويواكس يا اوال مصرف پريماكين ممنوع ميباشد و بايد بعد از بارداري مصرف شود.
نكته:اگر فردي به دنبال انتقال خون يا سرنگ مشترك دچار مالاريا اوال يا ويواكس شود مرحله كبدي انگل سپري شده است نياز به درمان با پريماكين وجود ندارد.
كموپروفيلاكسي:
در مسافرت به منطقه آندميك مالاريا انجام ميشود. از يك هفته قبل از مسافرت شروع ميشود و تا 4 هفته پس از مراجعت از سفر ادامه پيدا ميكند.
نكته جديد: مالارون، داكسي سيكلين و پريماكين را ميتوان 2-1 روز قبل از مسافرت تجويز كرد.
داروهاي مورد استفاده:
مصرف هفتگي:
1- كلروكين
2- مفلوكين
3- پريماكين
مصرف روزانه:
1- پريماكين
2- داكسي سيكلين
مصرف روزانه
1- پروگوانيل
2- مالارون
در مسافرت به مناطق با مالاريا خوش خيم: كلروكين
در مسافرت به مناطق با مالارياي بدخيم: ساير داروها
پروگوانيل و مالارن در مرحله كبدي انگل موثر هستند و در نتيجه ميتوان اين درمانها را يك هفته بعد از بازگشت از سفر قطع كرد. (؟)
كموپروفيلاكسي در خانم باردار: بهترين دارو پروگوانيل ميباشد، كلروكين هم قابل استفاده است. در صورت سفر به مناطق با مالارياي مقاوم تركيب همزمان كلروكين و پروگوانيل داده ميشود.
نكته جديد: در كموپروفيلاكسي در خانمهاي باردار در مناطق با مالارياي مقاوم ميتوان از مفلوكين استفاده كرد.
******** دکتر محسن امیرآبادی *******