HTN پرفشاري خون در بارداري
HTN پرفشاري خون در بارداري
رفرنس: مبحث زنان – دكتر مجتبي كرمي – موسسه علمي فرهنگي پژوهشي نوانديشان آريا
فشار خون بالا در بارداري (پرفشاري خون)
فشار خون بيشتر يا مساوي 90/140 (هر كدام سيستول يا دياستول) در دو بررسي به فاصله حداقل 6 ساعت و حداكثر يك هفته پرفشاري خون محسوب ميشود.
افزايش فشار خون بيمار جزء تعريف پرفشاري خون قرار نمي گيرد ولي غير طبيعي محسوب ميشود.
اگر در نيمه اول بارداري فشار خون بالا باشد يا 6 هفته اول بعد از زايمان هم فشارش بالا باشد، فشار خون مزمن ناميده ميشود.
پره اكلامپسي: پرفشاري خون + پروتئينوري ميباشد (ادم جزء تعريف نيست) پرتئينوري ديپ استيك مثبت ادرار در دو نوبت به فاصله حداقل 6 ساعت و حداكثر يك هفته يا پروتئين ادرار 24 ساعته بيش از 300 ميلي گرم ميباشد.
اكلامپسي: تشنج در زمينه پره اكلامپسي ميباشد.
معيارهاي پره اكلامپسي شديد: (هر كدام از موارد زير)
1- فشار خون سيستوليك بيشتر از 160 ميلي متر جيوه در دو نوبت به فاصله حداقل 6 ساعت
2- فشار خون دياستوليك 110 ميليمتر جيوه در دونوبت به فاصله حداقل 6 ساعت
3- پروتئينوري 5 گرم در روز
4- ترومبوسيتوپني بيشتر يا مساوي 100.000
5- اوليگوري كمتر يا مساوي 500 سي سي در 24 ساعت
6- علايم شديد پايدار عصبي (مثل سردرد) يا علايم بينايي كه ميتواند مربوط به درگيري چشم يا لوب اكسيپيتال باشد
7- درد اپيگاستر يا RUQ همراه با افزايش آنزيمهاي كبدي
8- ادم ريه: ادم ميتواند نشانهاي از پرهاكلامپسي باشد و جزء معيارهاي اكلامپسي قرار ندارد و ميتواند به صورت ادم صبحگاهي، ادم صورت و ادم جنراليزه باشد.
اگر خانمي در طول بارداري افزايش وزن سريع داشت (5 پوند در هفته) بايد به فكر ادم باشيم و ميتواند مطرح كننده پرهاكلامپسي باشد.
ريسك فاكتورهاي پرهاكلامپسي:
1- سابقه شخصي پرهاكلامپسي در بارداري قبلي
2- سابقه خانوادگي پرهاكلامپسي
3- نوليپاريتي، يعني در بارداري اول شايعتر است و احتمالاً يكنوع حساسيت به آنتيژنهاي همسر ميباشد و حتي ديده شده در بارداري اول پس از ازدواج مجدد هم ريسك افزايش مييابد.
نكته: سابقه سقط ريسك را كاهش ميدهد، چون تماس با آنتيژن اتفاق افتاده است
4- مول ناقص چون در سه ماهه دوم ميتواند باعث پرهاكلامپسي شود.
5- ديابت مزمن
6- پرفشاري خون مزمن
7- چند قلويي
8- ترومبوفيليها
9- نارسايي كليه
10- بيماريهاي بافت همبند مثل SLE
11- هيدروپس جنين بهر علت
12- چاقي
13- آسم شديد
14- آنوپلوئيدي (اختلال تعداد كروموزوم) جنين كه ميتواند تريزومي، منوزومي يا تريپلوئيدي يا تتراپلوئيدي باشد كه درتريپلوئيدي بيشتر از بقيه ديده ميشود.
بهترين راه پيش بيني پره اكلامپسي توجه به شرح حال و بررسي ريسك فاكتورهاي خانم باردار ميباشد.
پيش گويي كنندههاي اكلامپسي:
1- مهمترين آن افزايش اسيد اوريك پلاسما ميباشد
2- افزايش فيبرونكتين پلاسما
3- افزايش MSالفاFP و HCG
پيشگيري از پره اكلامپسي:
مواردي مثل مصرف آسپرين لو دوز (81 mg /d) و مصرف مكمل كلسيم و منيزيوم و روغن ماهي و محدوديت مصرف نمك را نام ميبرند ولي هيچكدام ثابت شده نميباشد و فقط مصرف آنتياكسيدان مثل ويتامين C و E احتمالاً موثر ميباشد.
پاتوژنز پرهاكلامپسي:
احتمالاً ابتدا ايسكمي در جفت ايجاد ميشود، در پره اكلامپسي مقاومت عروق اسپيرال جفتي افزايش مييابد. در حالت طبيعي عروق اسپيرال مقاومتي ندارند و لايه مديا ندارند ولي در پره اكلامپسي لايه مديا دارند.
در عروق بزرگ جفت هم آتروم جفت ديده ميشود.
احتملاً ايسكمي جفت باعث آزاد شدن فاكتورهايي از جفت ميشود كه روي اندوتليوم عروق اثر ميگذارد و ميتواند باعث شود موادي را ترشح كنند و در نهايت وازوكنستريكتورها افزايش مييابند.
موادي كه توسط آندوتليوم عروق ترشح ميشوند، ترومبوكسان A2 و آندوتلين ميباشد كه باعث بر هم زدن تعادل وازوديلاتورها و ازوكنستريكتورها ميشود.
وازوديلاتورها مثل NO و پروستاگلاندين I2 ميباشد.
آنژيوتانسين II كه يك وازوكنستريكتور است در يك بارداري طبيعي هم بالا ميباشد، ولي عروق نسبت به آن مقاومت نشان ميدهند ولي در پره اكلامپسي عروق به آنژيوتانسين II پاسخ ميدهند.
آسيبهاي ناشي از پره اكلامپسي در ارگانهاي مختلف:
هماتولوژي- شايعترين يافته ترومبوسيتوپني ميباشد چون وازوكنستريكشن داريم حجم داخل عروقي كم ميشود و HCT افزايش مييابد. ولي گاهي در پره اكلامپسي شديد (Hellp) ممكن است آنمي هموليتيك ميكروآنژيوپاتيك اتفاق بيافتد و هماتوكريت كاهش يابد. DIC در پره اكلامپسي نادر است.
درگيري كليوي – يافته پاتولوژي آندوتليوز مويرگي گلومرولي پاتوگنومونيك پره اكلامپسي است. يعني سلولهاي اندوتليال گلومرول متورم ميشوند. در يك بارداري نرمال ميزان فيلتراسيون گلومرولي افزايش مييابد و كراتينين كاهش مييابد، يعني در بارداري نرمال كراتينين كمتر از 0.8 ميباشد. در پرهاكلامپسي ميزان فيلتراسيون گلومرولي كاهش مييابد و كراتينين كمي افزايش مي-يابد و ممكن است بالاي 0.8 بيايد. گاهي ممكن است در كليه ATN بوجود بيايد.
درگيري كبدي – ممكن است هماتوم ساب كپسولار، افزايش آنزيمهاي كبدي و ندرتاً پارگي كپسول كبد و خونريزي كشنده ايجاد شود.
درگيري كبد خصوصاً در سندرم Hellp ديده ميشود. در سندرم Hellp، آنمي هموليتيك ميكروآنژيوپاتيك به همراه درگيري كبدي است. آنمي هموليتيك ميكروآنژيوپاتيك هم آنمي و هم ترومبوسيتوپني را توجيه ميكند.
CNS – پره اكلامپسي ميتواند باعث سردرد، اختلال بينايي و حتي كوري موقت و تشنج شود. تشنج آن معمولاً جنراليزه است و اگر تشنج فوكال يا علايم عصبي فوكال داشته باشيم، حتماً بايد تصورير برداري صورت گيرد و نميتواند با اكلامپسي توجيه گردد.
Management of preeclampsia:
پره اكلامپسي خفيف: سرپايي بيمار را تحت نظر ميگيريم. در دورههاي ويزيت معاينه و بررسي آزمايشگاهي بررسي از نظر سير بيماري و ارزيابي و ضعيت جنين بوسيله تستهاي سلامت جنين و ميزان مايع آمنيوتيك انجام ميدهيم. فشار خون پره اكلامپسي تا زماني كه كمتر از 160/110 باشد، نياز به درمان ندارد.
روش انتخابي براي زايمان NVD است.
حين زايمان سولفات منيزيوم ميدهيم و بعد زايمان ميتوان تا 12 يا 24 ساعت هم ادامه داد (يعني اختياري است).
پره اكلامپسي شديد: به معناي ختم بارداري است
اگر قبل از هفته 34 باشد، 48 ساعت صبر ميكنيم و بتامتازون ميدهيم و بعد بارداري را ختم ميكنيم. ولي بعد از هفته 34 بلافاصله بارداري را ختم ميكنيم.
نكته جديد: در موارد زير در حضور پره اكلامپسي شديد با سن حاملگي كمتر از 34 هفته زايمان را ميتوان قبل از كامل كردن استروئيد انجام داد:
1- اكلامپسي
2- عدم ريه
3- نارسايي حاد كليه
4- DIC
5- سن حاملگي كمتر از 23 هفته
6- عدم اطمينان از سلامت جنين
اگر BP>= 160/110 باشد به بيمار هيدرالازين ميدهيم (انتخابي است) تا فشار خون به كمتر از 160/110 برسد. هدف از درمان فشار خون، نرمال كردن فشار نميباشد،چون باعث كاهش پرفيوژن جفت ميشود
اگر بعد از تزريق هيدرالازين فشار خون هنوز بالا باشد تا 20 دقيقه صبر ميكنيم اگر همچنان فشار بالاي 160/110 بوده، دوز را تكرار ميكنيم (تا دوز توتال 30 mg ميتوان تكرار كرد).
اگر باز هم فشار خون بالا بود، بابتالول ميدهيم.
روش انتخابي ختم بارداري در پره اكلامپسي شديد هم NVDميباشد. البته اگر اكسي توسين شروع كرديم و ظرف 8-12 ساعت زايمان شروع نشد، سزارين ميكنيم.
سولفات منيزيوم حين زايمان و تا 24 ساعت پس از زايمان بايد تجويز شود.
اگر بعد از زايمان تشنج كرد،تا 24 ساعت پس از آخرين تشنج سولفات منيزيم را ادامه ميدهيم.
اگر سن حاملگي پره اكلامپسي شديد كمتر از 32 w باشد و فشار خون پائين باشد يا با دارو به زير 160/110 بتوانيم بياوريم،اوليگوري نداشته باشد يا به مايع جواب بدهد (يعني پره رنال باشد) و از ساير معيارهاي پره اكلامپسي شديد فقط پروتئينوري وجود داشته باشد (<=5 gr) و ديسترس جنيني و اوليگوهيدروآمنيوس نداشته باشد و نمره BPP حداقل 4 باشد، ميتوان تا هفته 32 و حتي گاهي تا هفته 34 تحت نظر بگيريم و در اين مدت قاعدتاً بتامتازون هم ميدهيم.
در اين زماني كه تحت نظر است اگر شرايطي را پيدا كرد كه نبايد داشته باشد، قاعدتاً ختم بارداري ميدهيم.
نكته:بالا رفتن آنزيمهاي كبدي بدون درد اپي گاستر يا RUQ معيار پره اكلامپسي شديد نميباشد.
اكلامپسي:
این تشنجها 50% قبل از زایمان، 25% حین زایمان و 25% بعد از زایمان اتفاق میافتند
بعد از زایمان معمولاً در 24 ساعت اول است و بعد از 48 ساعت نادر است. تشنج تونیک کلونیک است، بعضی اقدامات آن مثل تشنج معمولی است، یعنی Position میدهیم تا آسپیره نکند و در صورت شک به آسپیراسیون بعد از تشنج CXR میگیریم، ABG میگیریم.
ولی از نظر درمان دارویی، داروی انتخابی سولفات منیزیم است و تقریباً دوز آن مشابه پره ترم لیبر است.
انفوزیون وریدی انتخابی است:
Loading dose: 4-6 gr
Maintenance dose:2-3 gr/h
اگر باز هم تشنج کرد، یک دوز Loading را به میزان 2 gr میدهیم و اگر باز هم تشنج کرد Amobarbital میدهیم.
اگر باز هم تشنج کرد شل کننده عضلانی و Intubation میدهیم.
حين تشنج اختلالات FHR (برادیکاردی جنین) دیده میشود که طبیعی است در صورتی که بیش از 10 دقیقه از توقف تشنج باقی بماند، غیر طبیعی است که به دکولمان شک می-کنیم.
در اکلامپسی تصویربرداری مغز ضرورتی ندارد مگر اینکه علایم فوکال با کومای طولانی پس از تشنج داشته باشد. وقتی تشنج را کنترل کردیم، وضعیت بیمار را Stable کرده و در عرض 8-12 ساعت بعد زایمان را القاء می-کنیم. روش انتخابی زایمان NVD است.
سندرمHellp: آنمی و ترومبوسیتوپنی دارد و در اسمیر خون محیطی شیستوسیت دیده می-شود.
در اصل یک همولیز داخل عروقی پیدا میکنند و ممکن است هموگلوبینوی پیدا کنند. Hellp بیشتر در خانم-های مولتی پار دیده می-شود. ابتدا علایم غیر اختصاصی مثل Flulike و درد اپی گاستریک می-دهد.
فشار خون نرمال رد کننده Hellp نمی-باشد.
در درد اپیگاستر در اواخر بارداری باید به فکر سندرم Hellp و کبد چرب باشیم و زیاد به فکر Peptic ulcer نباید بود، در بارداری خوب می-شوند.
کبد چرب تهوع استفراغ شدید می-دهد و به سمت نارسایی کبدی و آنسفالوپاتی می-رود.
مریض مبتلا به help را باید در ICU بستري كرد و بايد بارداري را خاتمه داد
اگر بعد از 34 w باشد، بلافاصله بارداري را ختم ميكنيم وقبل از هفته 34 حتي الامكان 48 ساعت صبر ميكنيم و بتامتازون ميدهيم و بعد بارداري را ختم ميكنيم.
در Hellp كورتيكوستروئيد در سير بيماري هم موثر است و فقط در بلوغ ريه جنين اثر ندارد، در نتيجه در درمان بكار ميرود. بيحسي پودندال در Hellp ممنوع است، چون احتمال خونريزي زياد است.
در سندرم Hellp هم بطور كلي NVD ارجح است مگر اينكه سرويكس بسته باشد و با تجويز اكسي توسين ظرف 8-12 ساعت زايمان شروع نشود كه در اينصورت سزارين مي-كنيم.
ببيحسي اپيدورال در پلاكت كمتر از 50000 اصلا نبايد انجام شود و در 50000-100000 هم با احتياط بايد انجام شود. اگر درد اپيگاستر يا RUQ وجود داشته باشد، تصوير برداري ميتواند براي تشخيص هماتوم ساب كپسولر كمك كنننده باشد (CT Scan بهتر است)
اگر ناگهان بيمار درد شكمي و افت فشار خون پيدا كرد بايد به فكر پارگي كبد باشيم و بالافاصله لاپاراتومي شود.
تشخيص افتراقيهايHellp:
1- TTP-پنتاد تب،كاهش سطح هوشياري نوسان دارد،آنمي،تورمبوسيتوپني و افزايش Cr, BUN دارد. PTT و PTنرمال است.درمان انتخابي پلاسمافرز يا Plasma Exchange ميباشد. اگر اين عوارض اوايل بارداري باشد،TTP مطرح ميشود ولي اگر اواخر بارداري باشد TTpو Hellp هر دو مطرح ميشوند.
اگر پروتئينوري شديد در حد سندرم نفروتيك وجود داشته باشد، به نفع Hellp ميباشد.
در سندرم Hellp، PTT و PT نرمال و گاهي بالاست، پس PTTو PT بالا به نفع Hellp ميباشد ولي PTT ، PT نرمال تعيين كننده نميباشد.
درمان Hellp ختم بارداري است.
در TTP هم اگر ريه جنين بالغ نشده باشد ختم بارداري توصيه ميشود.
چون احتمال دارد اشتباه تشخيصي وجود داشته باشد و TTP تشخيص گذاشته باشيم.
قبلاً ذكر شده بود كه در TTP پلاكت نميدهيم ولي در سيسيل جديد بيان شده كه مي-توان پلاكت هم داد (در موارد شديد)
2- كبد چرب حاملگي – ريسك فاكتورها:
- جنين پسر باشد
- بارداري اول
- دوقلويي
- علايم به صورت درد اپي گاستر يا RUQ به همراه تهوع و استفراغ شديد و مقاوم ميباشد و بعد به تدريج كاهش سطح هوشياري و علايم نارسايي كبدي ظاهر مي-شود.
- علايم نارسايي كبدي،افت قند (هيپوگليسمي)، افزايش PT و آنزيمهاي كبدي مي-باشد.
اگر سونوگرافي انجام شود،كبد چرب ديده ميشود كه اكوي كبد بالاست و Bright Liver ناميده ميشود.
مثل سندرم راي،در اين بيماري زردي علامت شايعي نميباشدش.
ميزان آمونياك در خون بيمار بالاست.
مورتاليتي كبد چرب بالاست و بايد بارداري را سريعا خاتمه دهيم و در عين حال دركان كنسرواتيو انجام دهيم. البته اگر درمان كنسرواتيو خوب انجام شود، كبد چرب برگشت پذير است و خوب مي-شود.
احتمال تكرار در بارداري بعدي نادر است.
در مورد عود پره اكلامپسي:
- سابقه پره اكلامپسي يك ريسك فاكتور محسوب ميشود.
- هر چه پره اكلامپسي شديدتر باشد،احتمال عود بيشتر است.
- هر چه زمان زودتري در حاملگي بروز كرده باشد احتمال عود بيشتر است.
HTN مزمن:
در بارداري فشار خوني را درمان ميكنيم كه <=160/105 باشد و يا همراه با End organ Damage باشد. داروي انتخابي در درمان متيل دوپا ميباشد.
اگر از قبل هيدروكلروتيازيد مصرف ميكرده ميتوانيم ادامه دهيم ولي در بارداري شروع نميكنيم.
در موردي كه دارو را در بارداري مصرف ميكند ،آگر پره اكلامپسي يا IUGR پيدا كند،بايد هيدروكلروتيازيد را قطع كرد.
ACE Inhها و ARBها در بارداري منع مصرف مطلق دارد.
بتابلوكرها IUGR ميدهند،لابتالول كمتر از بقيه IUGR ميدهد.
هيدروكلروتيازيد و هيدرالازين ترومبوسيتوپني مي-دهند،حتي در نوزاد فورزمايد هيپوسپاديازيس مي-دهد.
در HTN مزمن بررسي سلامت جنين را از هفته 26 شروع ميكنيم همچنين در SLE ولي در بقيه از هفته 32 شروع ميكنيم.
******** دکتر محسن امیرآبادی *******