پتوز -Petosis
پتوز - Petosis
رفرنس: جزوه چشم 88 پارسيان دانش – دكتر رجبي
بلفاروشالازيسBelepharochalasis-(از كتاب): (لينك به تصاوير بلفاروشالازيس)
بلفاروشالازيس يك بيماري نادر با علت نامعلوم است كه گاهي خانوادگي بوده و مشابه ادم آنژيونوروتيك(تصاوير ادم آنژيونوروتيك)(Angioneurotic Edema) است.
حملات مكرر در نزديك بلوغ رخ ميدهند. در بزرگسالي كم ميشوند و باعث آتروفي ساختمانهاي پيرامون اربيت ميشوند. به نظر ميرسد پوست پلك نازك،چروكيده و زايد است و ميگويند مانند كاغذ سيگار شده است. در اثر آتروفي چربي، چشمها گود افتاده به نظر ميرسند (Sunken eye).
گرفتاري نيام بالا برنده باعث پتوز متوسط تا شديد (شدت) ميشود.
درمان طبي شامل درمان علامتي ادم است.
درماتوشالازيس:
درماتوشالازيس (Dermatochalasis)(تصاوير درماتوشالازيس) عبارت است از زيادي بودن پوست پلك و فقدان خاصيت ارتجاعي در آن، كه معمولاً در نتيجه پيري است. روي قسمت جلو تارسي پلك آويزان ميشود. در موارد شديد درماتوشالازيس ،ميدان بينايي فوقاني پوشانده ميشود.
درمان: جراحي بلفاروپلاستي (تصاوير قبل و بعد از عمل بلفاروپلاستي) ممكن است براي رفع مشكلات بينايي يا زيبايي ضرورت پيدا كند
3 نوع اصلي پتوز وجود دارد: (به سه شكل نماي صورت در پتوز تغيير ميكنه!)
- نوروژنيك (ن)
- ميوژنيك (Children) (م)
- آپونوروتيك (Senile) (ا)
سوال: شايعترين نوع پتوز چيست؟ نوع SENILE (آپونوروتيك)
سوال: شايعترين نوع پتوز در اطفال چيست؟ نوع ميوژنيك
پتوز نوروژنيك:
در نتيجه آسيب عصب 3 يا سمپاتيك ايجاد ميشود.
در پلك فوقاني، 2 عضله Retractor وجود دارد:
- عضله Levator:بخش اصلي بالا بردن پلك را برعهده دارد و از عصب 3، شاخه ميگيرد.
- عضله مولر:به قسمت داخلي تارس متصل ميشود.عصبدهي آن با سمپاتيك است. اختلال عضله مولر باعث پتوز خفيف (در حد 3-2 ميلي متر) ميشود.
درمان: رفع عامل زمينهاي
در پلك تحتاني هم 2 عضله Retractor وجود دارد:
- عضلهاي مشابه عضله Levator
- عضله Inferior Rectus: اگر در طي جراحي اصلاح اسرابيسم، عضله Inf.Rectus برش داده شود،عمل Retraction آن از بين ميرود و در نتيجه پلك تحتاني بالا ميرود.
نكته: انحرافات عمودي چشم ميتوانند باعث پتوز كاذب شوند.
فلج عصب 3:
- سبب فلج عضله لواتور و در نتيجه باعث پتوز ميشود.
- فلج عضلات اطراف چشم (بجز Sup.Oblique و Lat rectus) باعث انحراف چشم به خارج ميشود.
- ممكنست+ ميدرياز وجود داشته باشد.
مثال: بيماري با شكايت افتادگي پلك و عدم حركت چشم به داخل مراجعه كرده است
جواب: از آنجائي كه رشتههاي عصبي پاراسمپاتيك در بخش پريفرال عصب 3 قرار دارند در ضايعات فشاري مثل تومورها،هرني ترانس تنتوريال يا آنوريسم،بيمار دچار ميدرياز ميشود.(چرا؟) (به علت تخريب پاراسمپاتيك)اما در ضايعات ايسكميك مثل ديابت كه مشكل از درون عصب شروع ميشود (آنفاركتوس عصب واسكولوپاتيك)،پاراسمپاتيك در مراحل اوليه درگير نميشود.
اگر بيمار فقط،ميدرياز دارد:بايد MRI از نظر ضايعات فشارنده انجام شود
اگر بيمار ميدرياز ندارد:حداقل كار لازم،چك BS(قند خون)است.
نكته: 20% افرادي كه ميدرياز ندارند،ضايعه فشارنده هنوز ميدرياز ايجاد نكرده است. به همين دليل بيماراني كه ميدرياز ندارند را روزانه معاينه كرده، در صورت بروز ميدرياز در اولين هفته، بلافاصله MRI انجام ميدهيم.
نكته: ضايعات Ischemic+ تا 6 ماه بعد، معمولاً برطرف ميشوند و اگر برطرف نشد،MRI ميكنيم.
انديكاسيونهاي MRI:
1- بيمار با فلج عصب 3 دچار ميدرياز باشد
2- بعد از گذشت 6 ماه از شروع علايم،علايم بيمار برطرف نشود.
3- اگر در طي هفته اول دچار ميدرياز شود.
سوال: بيمار مبتلا به فلج عصب 6 دچار دوبيني ميشود. اما چرا عليرغم فلج عضلات اطراف چشم در فلج عصب 3 دوبيني رخ نميدهد؟ چون در فلج عصب 3، پتوز رخ ميدهد و اين چشم عملاً نميبيند!
پتوز ميوژنيك:
ناشي از اختلال در نمو عضله Levator است. در نتيجه Levator Function test مختل است.
علائم: پتوز در وضعيت اوليه نگاه وجود دارد و حركات پلك در نگاه به سمت بالا كاهش يافته و در نگاه به سمت پائين،به طور طبيعي بسته نميشود.
وجود تاخير پلك (Lid Lag) هنگام نگاه به سمت پائين علامت مهمي در اين بيماران است.
درمان: با جراحي اغلب موفقيت آميز است
پتوز آپونوروتيك (Senile):
در اين حالت آپونوروز عضله Levator دچار اختلال شده است. (محل اتصال آپونوروز لواتور با تارس، مثلاً بدنبال جراحي دچار اختلال شده است)
علل: حاملگي،گريوز،اعمال جراحي داخل چشمي و پير شدن ميتوانند باعث پتوز آپونوروتيك شوند.
علائم:در اين حالت Levator Function test،نرمال است. وجه تشخيص مهم اين است كه در اين بيماران،كريز پلكي (حدي كه بخش افقي و عمودي پلك تلاقي ميكنند)، بالا رفته است. مشكل پتوز بيمار+ در نگاه به پائين بدتر ميشود. Lid lag ندارند.
سندرم هورنر:
سندم هورنر در اثر ضايعه مسير سمپاتيك ايجاد ميشد كه ميتواند در 3 جا رخ دهد:
1- در بخش مركزي: از هيپوتالاموس شروع شده،از طريق ساقه مغز به طناب نخاعي ميرسد
2- در قسمت پرهگانگليونيك: از طناب نخاعي خارج ميشود و در گانگليون ستارهاي سيناپس ميكند.
3- در قسمت Post ganglionic: از طريق شبكه كاروتيد و شاخه افتالميك عصب 5 وارد كاسه چشم ميشود.
نكته: در نخاع+،اعصاب T1 تا L2 شاخه سمپاتيك دارند،سمپاتيك گردن از T1 تا T3-4 منشاءميگيرد.
- سندرم هورنر مركزي ممكن است در نتيجه (علل) انفاركت بصل النخاع (از جمله سندرم والنبرگ)، تومور نخاع گردني و سيرنگوميلي رخ دهد.
- سندرم هورنر پيش عقدهاي ميتواند ناشي از شكستگي مهرههاي گردني،ضايعات قله ريه به ويژه كارسينوم برونكوژنيك (سندرم پان كوست) باشد.
- سندرم هورنر پس عقدهاي ممكنست به دنبال پارگي شريان كاروتيد-تومورهاي قاعده جمجمه رخ دهند.
پيدا كردن محل پاتولوژي:
براي افتراق انواع سندرم هورمونر به ترتيب اقدامات زير انجام ميشود:
1- اول بايد مطمئن شد كه مردمك بيمار سالم است: قطره فنيل افرين در چشم ميريزيم:فنيل افرين بر روي عضله اثر كرده،باعث گشاد شدن مردمك ميشود (يعني با فنيل افرين،عملكرد عضلات عنبيه را ميسنجيم)
a. اگر به فنيل افرين پاسخ داد يعني هورنر است
b. و اگر پاسخ نداد،يعني عيب در داخل چشم است: هورنر نيست.
2- بعد از پاسخ دادن مردمك به فنيل افرين:
با استفاده از كوكائين موضعي،سندرم هورنور را از آنيزوكورياي فيزيولوژيك افتراق مي-دهيم (در سندرم هورنر با ريختن كوكائين مردمك گشاد نميشود چون كوكائين يك سمپاتوميمتيك مستقيم الاثر است ولي در هورنر پايانه عصبي فلج شده است)
3- وقتي سندرم هورنر تاييد شد ،با استفاد از قطره هيدروكسي آمفتامين،ضايعات مركزي و پيش عقدهاي را از پس عقدهاي افتراق مي-دهيم:
چنانچه به هيدروكسي آمفتامين پاسخ ندهد:ضايعه،پريفرال است مثلاً ِdissection كاروتيد. در صورت سالم بودن پايانه،هيدروكسي آمفتامين باعث تحريك ميشود.
پتوز كاذب:
درماتوشالازي: شايعترين علت سودوپتوزيس،درماتوشالازي است. در اين بيماري پوست ضخيم و شل ميشود. براي افتراق، دست را روي پيشاني قرار ميدهيم. بعد عملكرد عضله Levator را چك ميكنيم،چون ممكن ست بيمار با كمك عضله Frontalis اختلال را اصلاح كند.
بلفاروشالازي: التهابهاي حاد و مزمن پلك، رفته رفته باعث نازك و شل شدن پوست پلك ميشوند كه به درمان جراحي پاسخ نميدهد. حملات التهابي بعد از+ 15 سال برطرف ميشوند
حملات اين بيماري به ادم آنژيونوروتيك شباهت دارند.
RFهاي آن شامل:سابقه تروما حتي كشيدن دندان ميباشد و تفاوت آن با آلرژي اين است كه اين بيماري باعث تورم بدون خارش ميشود.
******** دکتر محسن امیرآبادی *******